از داغ حسین(ع) اشک نمنم داریم در خانه سینه تا ابد غم داریم
Email:SEPIDEH@Kayhannews.ir
رفیق حادثهها
رفیق حادثههای به رنگ تقدیری
اسیر ثانیههایی شبیه زنجیری
در این رسانه دنیا میان برفکها
نه مانده از تو صدایی نه مانده تصویری
رسیده سن حضورت به سن نوح اما
شمار مردم کشتی نکرده تغییری
هزار جمعه بی تو گذشته از عمرم
هزار سال پیاپی دچار تاخیری
شبیه کودک زاری شدم که در بازار...
تو دست گمشدهها را مگر نمیگیری
کاظم بهمنی
زخم روضههایت
چه میشود که شبی بشنوم صدایت را
به درد، گریه کنم زخم روضههایت را
بگو کجا زدهای خیمه در کدامین دشت
به این دو چشم که طی کرده رد پایت را
زمان بدون تو امشب چه سرد میگذرد
بیا که گرم کنی مجلس عزایت را
جسارت است ولی میشود همین شب سرد
کشی به روی سرم لحظهای عبایت را
گمان کنم که صدایت گرفته چون زینب
میان بغض صدا میزنی خدایت را
حسن لطفی
یا ایها العزیز
برگرد ای توسل شب زندهدارها
پایان بده به گریه چشم انتظارها
از یک خروش ناله عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها
یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها
از درد بیحساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها
ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیدهایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محضیار»ها
دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها
یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها
شبها بدون آمدنت صبح میشوند
برگرد ای توسل شب زندهدارها
این دستها به لطف تو ظرف گداییاند
یا ایها العزیز تمام ندارها
علیاکبر لطیفیان
جاده مهآلود
بسیار گلهداری و تردید ندارم
افتادهام از چشم تو تمجید ندارم
چشمان سیاهم که سیاهی رود انگار
بیجلوه چشمان تو خورشید ندارم
تنها تو مگر راه نشانم بدهی باز
این جاده مهآلود شد و دید ندارم
تنها تو مگر خوب مرا بار بیاری
از خود عمل مورد تایید ندارم
باید که فقط دل به عنایات خدا بست
در امر فرج جز به این امید ندارم
لبخند زدن تلخ زمانی که نباشی
بیلطف ظهورت چه کنم؟ عید ندارم
من درخور نوکر شدنت نیستم اما
هرقدر بدم حکم به تبعید ندارم
توحید شالچیان