kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۱۱۹۶
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۷

کسب قدرت از منظر اسلام (پرسش و پاسخ)

 
پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی اسلام کسب قدرت در ساحت فردی و اجتماعی به چه میزان در جهت بازدارندگی تهاجم دشمنان اسلام مورد تأکید قرار گرفته است؟
پاسخ:
تفاوت قدرت و قوه و اقتدار
قوه یا استعداد امری است درونی، اما قدرت بیشتر مواقع برابر بیرونی نظیرتکنولوژی، سازمان‌های اجتماعی و نظامی و نظم و انتظام قابل تطبیق می‌باشد. اقتدار از اصول ثابت جامعه اسلامی است و جامعه مسلمانان ضعیف را نمی‌توان جامعه‌ای اسلامی نامید. بر مسلمانان واجب است که اقتدار کسب کنند و برای یافتن اقتدار، مقدمات اقتدار نیز بر‌آنان واجب می‌گردد. قدرت و اقتدار محدود به قدرت‌ها و اقتدارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی و به طور کلی مادی نیست، بلکه قدرت و اقتدار معنوی هم جایگاه والا و رفیعی دارد و در واقع قدرت ظاهری و مادی و معنوی و باطنی لازم و ملزوم یکدیگرند. اسلام هم طرفدار قوه است و هم طرفدار قدرت و اقتدار برای تسلط بر طبیعت و یا تسلط بر کارهای بزرگ در اجتماع انسان‌ها و یا دفاع از انسان‌ها.
کسب قدرت و اقتدار اصلی ثابت
اقتدار در اسلام هم به اقتدار درونی که عبارت است از تزکیه و تهذیب نفوس و اقتدار بیرونی که شامل قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است اطلاق می‌شود. در اسلام یک اصل ثابت اجتماعی هست که قرآن کریم به آن تصریح می‌کند: «واعدوالهم مااستطعتم من قوه» ای مسلمانان! تا آخرین حد امکان در برابر دشمن نیروتهیه کنید.(انفال- 60) از طرف دیگر در سنت پیامبر اکرم(ص) یک سلسله دستورها رسیده که در فقه به نام سبق ورمایه معروف است. دستور رسیده که خود و فرزندانتان، تا حد مهارت کامل، فنون اسب سواری و تیراندازی را یاد بگیرید. اسب‌دوانی و تیراندازی جزء فنون نظامی آن عصر بوده است، بسیار واضح است که ریشه و اصل قانون «سبق ورمایه» اصل ثابت «واعدوالهم مااستطعتم من قوه» است یعنی تیر و شمشیر و نیزه و کمان و اسب و... از نظر اسلام اصالت ندارد، آنچه که اصالت دارد، نیرومند بودن است. یعنی مسلمانان باید در هر عصر و زمانی، تا آخرین حد امکان از لحاظ قوای نظامی و دفاعی در برابر دشمن نیرومند باشند و این لزوم نیرومندی در برابر دشمن، قانون ثابتی است که از احتیاج ثابت و دائمی سرچشمه گرفته است. در واقع لزوم مهارت در تیراندازی و اسب‌دوانی مظهر یک احتیاج موقت و متغیر است و به تناسب نیازهای عصر و زمان تغییر می‌کند و با تغییر شرایط تمدن روز، توانمندی و قدرت در مهارت‌ها و تخصص‌ها و تأمین سلاح‌های گرم و پیشرفته تغییر می‌کند.
کسب قدرت در آیات و روایات
الف) آیات قرآن
1- «واعدوالهم مااستطعتم من قوه» (ای مسلمانان!) تا آخرین حد امکان در برابر دشمن نیرو (و قدرت) آماده کنید. (انفال- 60)
2- قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا» با کسانی که با شما نبرد می‌کنند به نبرد بپردازید ولی تجازو نکنید (بقره-19)
ب) روایات
1- امام علی(ع) می‌فرماید: «المومن نفسه اصلب من الصلد» مومن روحش از سنگ خارا سخت‌تر و محکم‌تر است. (نهج‌البلاغه- حکمت 333)
2- امام صادق(ع) فرمود: خدا اختیار مومن را در هر چیز به او داده است مگر در یک چیز و آن اینکه خوار و ذلیل باشد! بعد فرمود: آیا شنیدی سخن خدای متعال که می‌فرماید: ولله العزهًْ ولرسوله و للمومنین؟ مومن همواره عزیز است و هیچ گاه تن به خواری نمی‌دهد. مومن از کوه بلندپایه‌تر و عزیزتر است، زیرا لااقل یک تکه از کوه را می‌توان با کلنگ کند، ولی با هیچ کلنگی نمی‌شود یک قطعه کوچک از روح مؤمن را جدا کرد و روح او را کوچک کرد. (کافی، ج 5، ص 63)
منطق اسلام در تحصیل قدرت
بنابر آموزه‌های وحیانی، اسلام تحصیل قدرت را به مسلمانان تبلیغ کرده است، ولی قدرتی که نه تنها قدرت نیچه‌ای و ماکیاولی نیست، بلکه قدرتی است که از آن همه صفات عالی انسانیت مانند مهربانی، رحمت، شفقت و احسان برمی‌خیزد. بنابراین نص قرآن و احادیث، ما را دعوت به کسب قدرت، عزت و اقتدار کرده است و این یکی از مهم‌ترین شاخص‌های متمایزکننده اسلام از سایر ادیان می‌باشد. ویل دورانت در جلد یازدهم کتاب تاریخ تمدن خود که اختصاص به اسلام دارد، این جمله را با صراحت می‌گوید: «هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت نکرده است.» امام علی(ع) در نهج‌البلاغه خطبه 27 می‌فرماید: سوگند به خدا هرگز با قومی در میان خانه‌شان جنگ نشده مگر آنکه ذلیل و مغلوب گشته‌اند.