نگاهی به سریال «آرچی»
طرز تهیه ستاره هالیوودی
فاطمه قاسمآبادی
از همان ابتدا، هالیوود به عنوان مرکزی که قرار بود قطب فرهنگسازی در غرب را رقم بزند، توجه سرمایهداران یهودی را به خود جلب کرد و بعد از مدتی برنامهسازان و هنرمندان بسیاری را در آرزوی رسیدن به ثروت و شهرت، به سمت خود کشید.
در این بین، یک روند تعریف شده و سختگیرانه، برای ساخت ستاره هالیوودی تعیین شد که تمام کمپانیهای بزرگ، به آن متعهد بودند تا از طریق همین ستارهها، به اهداف مهم خود که در صدر آن، بازگشت چند برابر سرمایههایشان بود، برسند.
در حال حاضر و بعد از گذشت چندین دهه، ستارهها کمکم جای خود را به سلبریتیها یا همان چهرههای مشهور و مورد توجه در رسانهها دادهاند؛ چهرههایی که اخبار زندگیشان جلوتر از تخصصشان است (فرضا اگر تخصص خاصی مانند هنرمندان داشته باشند.)
طبق سیاستهای جدید، حالا سیستم فرهنگی هالیوود علاوهبر ستارهها، به چهرههای مشهور که از طریق رسانهها به شهرت رسیدهاند هم فرصت داده است و اکثر ستارههای هالیوود هم برای جذب بیشتر مخاطب، از رفتار و الگوهای این سلبریتیها تقلید میکنند تا خبرسازتر باشند و به خاطر همین هم در موارد بسیاری ستارههای هالیوودی در چالشهای متداول و محبوب شبکههای اجتماعی شرکت میکنند و دیگر مانند گذشتهها وجه دور از دسترس ندارند، تا دنبالکنندههایشان را بیشتر مجذوب خودشان کنند.
در دنیای امروز، سلبریتیها بیشتر از قبل وظیفه عادیسازی مسائلی مانند روابط نامشروع، مصرف بیشتر مشروبات الکلی، رواج سقطجنین، همجنسگرایی، تبلیغ بیهویتی جنسی و... را برعهده دارند و سبک زندگی آنها، از طریق رسانهها، به شدت بر ذهن مردم عادی تزریق میشود.
مینی سریال «آرچی» به کارگردانی «پاول اندرو ویلیامز» ساخته سال 2023 انگلستان است. این سریال در مورد زندگی یکی از ستارههای بسیار مشهور و قدیمی هالیوود به نام «کری گرانت» است و مسیر زندگی او، از فقر و گمنامی تا ثروت و شهرت در هالیوود را دنبال میکند.
از آرچیبالد تا کری
در سریال آرچی، داستان از شرکت کری گرانت در برنامهای با حضور طرفدارانش شروع میشود و بعد کری گرانت به گذشتهها و دوران کودکیاش بر میگردد.
او در کودکی با نام «آرچیبالد الک لیچ» یا همان آرچی، شناخته میشد و از خانوادهای بسیار فقیر و یهودی بود، آرچی در کودکی برادر کوچکش را از دست میدهد و همین اتفاق باعث میشود وضعیت روحی مادرش بههم بریزد و پدرش هم بعد از مدتی برای راحت شدن از دست مادر آرچی، او را به بیمارستان روانی میبرد و در آنجا بستریاش میکند و آرچی کوچک را هم در ازای مبلغ ناچیزی، پیش مادربزرگش میگذارد و خودش هم با زنی که از مدتها قبل با او آشنا شده بود، ازدواج میکند و به آرچی میگوید که مادرش مرده است.
آرچی بعد از گذشت سه سال و در نوجوانی، با گروه سیرک سیاری آشنا میشود و با آنها به آمریکا میرود. او در آمریکا تصمیم میگیرد به هر قیمتی موفق شود، به خاطر همین هم موقع برگشت گروه سیرک به انگلستان، در آمریکا میماند و با سختی و زحمت، زندگی میکند.
پس از چند سال، آرچی که دیگر جوانی خوش چهره و جذاب شده بود، موفق میشود از طریق نقشهای کوچک، مورد توجه قرار بگیرد و کمکم به هالیوود راه پیدا میکند و در ادامه هم زندگیاش با عوض کردن نامش از آرچیبالد الک لیچ، به کری گرانت و ساخت شخصیت مردِ جذاب، باهوش و بیتفاوت هالیوودی، کاملا از این رو به آن رو میشود.
پس از این اتفاق شانس به آرچی که حالا کری گرانت بود، رو میکند ولی او از دورن، به خاطر گذشته سختش، احساس شادی ندارد و حتی ازدواجهای متعدد و روابط آزاد و مواد مخدر هم نمیتواند کمبودهای روحیاش را بر طرف کند.
در همان سالهای موفقیت، پدر آرچی با او، بعد از سالها ارتباط برقرار میکند و به او خبر میدهد که مادرش هنوز زنده است و در بیمارستان روانی رها شده است...
یهودیان مخفی
یکی از اشارههای جالب در سریال آرچی، نشان دادن تاثیر اعتقادات مخاطبان، در علاقه به ستارههای آن دوران آمریکاست.
در سریال آرچی، مخاطبین میبینند که آرچی به خاطر پنهان کردن هویت یهودی و نام به اصطلاح بیکلاس خود، مجبور میشود یک نام مسیحی برای خودش دست و پا کند.
دلیل این تغییر نام این بود که مردم آمریکا در آن زمان که بیشترشان مسیحی بودند، هیچ علاقهای به دیدن ستارههای یهودی بر پرده سینما نداشتند، از این رو هنرپیشهها و هنرمندان یهودی آن زمان، هویت یهودی خود را پشت اسامی مسیحی و شیک، پنهان میکردند تا مخاطبین آنها را پس نزنند.
هنرمندان بسیاری مانند «وودی آلن» با نام اصلی «آلن کونگسبرگ»، لورن باکال (بتی جوان پریسکی)، چارلز برانسون (چارلز دنیس بوچینسکی)، تونی کرتیس (برنارد شوارتز)، کرک داگلاس (ایشور دانیلویچ)، مایکل لندون (ماوریس اروتیز) و... جزو همین بازیگران
بودند.
در حال حاضر اما با توجه به فرهنگسازیهای بسیار برای جذب ترحم و به اصطلاح محبوبیت یهودیان، دیگر مانند گذشته یهودیان هویت قومی خود را پنهان نمیکنند ولی چون اکثرا صهیونیست هستند، عنوان میکنند که به خدا و مذهبشان باوری ندارند و تنها از خانوادهای یهودی هستند.
هوریسون فورد، ریچارد گیر، داستین هافمن، رابرت رد فورد، رابرت دونیرو، رابرت داونی جونیور، دایان کیتون، جین فوندا، میشل فایفر، ساندرا بولاک، اسکارلت جوهانسون و... از این دست بازیگران هستند که به عنوان بازیگران یهودی شناخته میشوند.
از آنجایی که موسسین کمپانیهای بزرگ هالیوودی، همگی یهودی هستند، عجیب نیست که از گذشته تا بهحال «یهودی بودن» و در درجه بعد، علاقه و کمک مالی به یهودیان، جزو شرایطی در نظر گرفته شده که این کمپانیها بر مبنای آن، روی یک ستاره برای پیشرفت سرمایهگذاری میکنند.
به زبان بهتر پول و سرمایه باید در خود خانواده بماند و وقتی ستارهای یهودی باشد، هزینهای که برای بهوجود آمدنش میشود، بعدها در جیب یهودیان میماند و این تبعیض آشکار که به صورت یک رسم در آمده، هنوز هم در هالیوود دنبال میشود.
قراردادهای طولانی
یکی از مسائلی که در سریال آرچی به آن اشاره میشود، دوران سخت و قراردادهای طولانی مدت کمپانیهای بزرگ بوده که ستارههای نوظهور مجبور میشدند برای دوام در حرفهشان و ادای دین به همین کمپانیها که از آنها بت ساختهاند، بر سر قرارهایی که با آنها بستهاند بمانند و برای این کمپانیها، تا پایان مدت قراردادهایشان، همان بردگان مطیعی باشند که از اول، طبق قراردادشان امضا
کردهاند.
در سریال آرچی مخاطبین میبینند که ستارهای مانند کری گرانت، زمانی که مدت زمان طولانی مدت قراردادش تمام میشود، چون هنوز محبوب است، میتواند با هر کمپانی که اراده میکند، قرارداد ببندد و شرایط قرارداد را هم خودش تعیین کند.
البته که کری گرانت جزو هنرپیشههای خاص بود وگرنه، بیشتر ستارگان از زمانی که معروف میشوند، معمولا یک دهه درخشش داشتند و در دهههای بعدی دیگر به اندازه دهه اول محبوب نبودند ولی اگر هنرپیشهای شانس میآورد و میتوانست همچنان جذاب و محبوب بماند، بعد از دهه اول و تمام شدن قراردادش، مانند کری گرانت، اختیار تعیین شرایط قراردادهایش را داشت و این در سیستم هالیوود، برای یک بازیگر، به معنای اوج خوشبختی و شروع دوران استقلالش محسوب میشد.
روشهای سختِ ستارهسازی
در سریال آرچی، بارها از زبان آرچی شنیده میشود که میگوید:
«من هم دوست دارم مثل کری گرانت باشم.»
واقعیت این است که در دوران کلاسیک، ستارهها را طوری به تصویر میکشیدند که بینقص و بسیار دلپسند باشند و البته که برای این نمایش بینقص، آن هنرپیشه زحمات و آموزشهای بسیاری را پشتسر میگذاشت و وقتی تصویری که کمپانیها میخواستند را به مخاطبین، از ستاره مورد نظر قالب میکردند، ستارهای متولد میشد که کیلومترها از خود اصلیاش دور بود و در آسمان رویای مخاطبینش هم به شدت دور از دسترس و جذاب به نظر میرسید.
یکی از مثالهای این تمرین برای بینقص بودن را میتوان در مستند زندگی نامه «اوا گاردنر» دید که به عنوان زیباترین زن تاریخ کلاسیک سینما شناخته میشود.
در این مستند آشکارا از فشار و آزار کمپانیهای فیلمسازی روی بازیگران جوان آن دوره صحبت به میان آمده است و در قسمتی از خاطرات مادر اوا گاردنر آوردهاند که:
«اوا بعد از بستن قرارداد اولیه با کمپانی MGM (مترو گلدوین مایر) به مشروب روی آورد و هر شب وقتی به خانه میآمد گریه میکرد و میگفت که مدیر آموزشش، از سر تا پای او را عوض میکند و حتی نوع نگاه کردن و حرف زدنش را زشت و نامناسب میداند...»
این شدت از تغییر انسانها برای تبدیل آنها به ستارههای مورد پرستش مردم عادی، نشان میدهد که سیستم فاسد و بیرحمی که سلبریتیهایی در ابعاد جهانی میسازد، سعی دارد تصویری در ظاهر بینقص را بعد از چند سال تمرین و آموزش و حتی عملهای جراحی بسازد و به خورد مخاطبینش بدهد و کسی هم در این میان نباید اهمیتی به روح این انسانهای مسخ شده و در حال نابودی بدهد، چرا که بهای نابودی روح این بردهها، قبلا با شهرت و ثروت پرداخت شده است.
زندگیهای بیثبات
در سریال آرچی، مخاطبین میبینند که نه تنها خود آرچی، که بیشتر بازیگران و ستارههای آن دوران، از خانوادههای فقیر و سطح پایین جامعه بودند و به امید به دست آوردن ثروت و شهرت، راهی هالیوود میشدند.
معمولا این افراد چون از زندگی فقیرانه خود خسته بودند و تنها امیدشان برای آینده را در هالیوود میدیدند، حاضر بودند به هر کاری دست بزنند تا به ستاره تبدیل شوند.
معمولا هم این ستارهها از نیمه راه به بعد، به خاطر فشارهای کاری شبانهروزی و زندگیهای بیبند و بار، به اعتیادهای مختلفی روی میآوردند و اکثرا زندگی آرام و با ثباتی
نداشتند.
در سریال آرچی مخاطبین میبینند که آرچی بعد از رسیدن به شهرت و ثروت، مدام تحت نظر روانشناس است تا مشکلات روانیاش را درمان کند و از طرف دیگر طبق نظر همان روان شناس، برای به دست آوردن کمی آرامش، به مصرف «الاسدی» (نوعی مواد مخدر) روی آورده است.
در این سریال، خیلی گذرا به روابط نامشروع بسیار زیاد کری گرانت هم اشاره میشود و در این بین به صورت سر بسته عنوان میشود که او هم مانند تعداد زیادی از هنرپیشههای مرد دوران خودش، روابط همجنسگرایانه داشته
است.
هر چند که سریال آرچی در بیشتر موضوعات به صورت اشاره و گذری، مطالبی را عنوان کرده است اما با توجه به مستندهایی که از زندگی کری گرانت ساختهاند، این سریال توانسته زندگی یک ستارههالیوودی را از دوران فقر و فلاکت در انگلستان، تا رویارویی با مشکلات بسیار در آمریکا و رسیدن به شهرت، به خوبی نشان بدهد.