کد خبر: ۲۷۹۹۹۳
تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۴۰۲ - ۱۹:۰۷
جهان در سالی که گذشت

«2023» سال شکست راهبردی اسرائیل از محور مقاومت

 
سیدمحمد امین‌آبادی
اشاره
سال 2023 که در روزهای پایانی آن هستیم سال بسیار پرتلاطمی بود، تداوم جنگ اوکراین و به بن‌بست رسیدن جنگ، تداوم دلارزدایی از اقتصاد جهانی، قدرت گرفتن راست افراطی در اروپا، تشدید تغییرات آب و هوائی و تاثیرات آن بر زیست بوم بشری، تشدید گرسنگی در جهان، افول جایگاه فرانسه در آفریقا و اخراج فرانسه از غرب این قاره‌، تداوم بحران انسانی در افغانستان، پیروزی مجدد اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری، فوت ملکه انگلیس و تاج‌گذاری «چارلز سوم»، مرگ کیسینجر در 100 سالگی فردی که در مرگ بیش از 3 میلیون انسان توسط دولت‌های آمریکا دخیل بوده است و گسترش نقش و استفاده از هوش مصنوعی تنها بخشی از تحولات مهم و اثرگذار در جهان بودند. اما شاید بتوان مهم‌ترین رویداد روندساز سال 2023 میلادی را عملیات «طوفان‌الاقصی» نامید. عملیاتی که هیمنه نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به طور کامل فرو ریخت و شکستی جبران‌ناپذیر را از سوی جبهه مقاومت به رژیم کودک‌کش صهیونیستی تحمیل کرد. در این گزارش نگاهی می‌اندازیم به ابعاد مختلف این تحقیر راهبردی که بدن شک تاثیرات آن در سال آینده میلادی و شاید دهه‌های بعد نیز فلسطین، منطقه و شاید جهان را از خود متاثر خواهد کرد.
سرویس خارجی
 
 کابوسی که تعبیر شد
صهيونيست‌ها طي حدود هشت دهه ‌اشغال فلسطين، همواره با كابوس وحشتناك «سقوط» و «فروپاشی» رو‌به‌رو بوده‌اند. آنها همواره نگران بودند که یک روز صبح از خواب بیدار شوند و به جای نظامیان صهیونیست در خیابان‌های اراضی اشغالی نیروهای مقاومت را ببینند که رژه می‌روند. اين كابوس صبح روز شنبه 7 اکتبر (15 مهر) رنگ واقعيت به خود گرفت و ساعت شش و نيم صبح به وقت محلي ساكنان ‌اشغالگر شهر 30 هزار نفري «سدیروت» در مرز غزه با غرش موتورسواران حماس در خيابان‌ها از خواب پريدند و غافلگیری بزرگ برای رژیم صهیونیستی رخ داد. در همان ساعات اوليه صبح روز شنبه، «محمد الضیف»، فرمانده کل گردان‌های ‌القسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) با اعلام آغاز عملیات «طوفان‌الاقصی»، عمليات جنگي و نبرد همه‌جانبه مقاومت فلسطين عليه ‌اشغالگران صهيونيست را كليد زد و تاكيد كرد كه نيروهاي مقاومت در همان بيست دقيقه نخست نبرد، بيش از 5 هزار موشك و راكت به سمت اراضي ‌اشغالي شليك كرده‌اند. محمد الضیف گفت كه «تصمیم گرفته‌ایم به جنایت ‌اشغالگران پایان دهیم.»
چرا جنگ آغاز شد؟
اگر کسی نقطه آغاز جنگ را ساعت 6 و نیم صبح روز شنبه 7 اکتبر(15 مهر) بداند؛ طبیعتاً بر اساس این فرض اسرائیل در موضع مظلوم و نیروهای مقاومت فلسطین در موضع ظالم قرار خواهند گرفت اما واقعیت از روز 7 اکتبر آغاز نمی‌شود مسئله‌ای که رسانه‌های جریان اصلی در غرب به عمد آن را نمی‌بینند و مطرح نمی‌کنند. جنگی که به دنبال عملیات طوفان‌الاقصی شروع شد طی تقریباً 3 ماه گذشته خبر یک تمامی رسانه‌های منطقه و جهان بوده است. رصد موضع‌گیری مقامات و رسانه‌های غربی طی این مدت نشان می‌دهد آنها در یک هماهنگی و البته ریاکاری کامل ضمن ابراز همدردی با رژیم اسرائیل، عملیات حماس را «بی‌دلیل»‌، «توجیه‌ناپذیر» و «تروریستی» می‌نامند. گویی حماس بدون زمینه‌های قبلی علیه یک دولت مردم‌سالار عملیاتی را برنامه‌ریزی و اجرا کرده و در جریان آن شماری از نیروهای دولت مقابل را کشته و شماری را نیز اسیر کرده است.
 در روان شناسی اصطلاحی تحت عنوان «اثر حقیقت واهی» است که منظور از آن تمایل به باور و درست‎‌انگاری اطلاعات پس از تکرار گسترده اطلاعات است. به گفته روان‌شناسان تکرار گسترده اطلاعات حتی غلط منجر به باورپذیر شدن آن در مقایسه با اطلاعاتی که تکرار نمی‎شود در ذهن افراد می‎شود. بر اساس «اثر حقیقت واهی» شما لازم نیست برای پذیرش ادعای خود از سوی مخاطب برای آن دلیل و استدلال بیاورید کافی است ادعای خود را در مقیاس گسترده در رسانه‌ها منتشر کنید تا افکار عمومی این ادعا را بپذیرند. ناپلئون نیز عقیده داشت تنها با تکرار یک «ادعا» آن را می‌توان به «واقعیت» تبدیل کرد و درست بر اساس این اصل طی این مدت به طور هماهنگ جریان سیاسی و رسانه‌ای در غرب دروغ «تهاجم بی‌دلیل» را تکرار می‌کنند. به گفته «کیتلین جانستون» نویسنده و روزنامه‌نگار استرالیایی دروغ «تهاجم بی‌دلیل حماس به اسرائیل» با این هدف از سوی جریان سیاسی و رسانه‌ای غرب منتشر می‌شود تا با تکرار گسترده این دروغ آنها تفکر انتقادی مخاطبین خود را در غرب دور زده و مردم را فریب دهند تا مخاطبین دروغ آشکار «تجاوز بی‌ دلیل حماس» به اسرائیل را درست پنداشته و جای ظالم و مظلوم و متجاوز و مدافع عوض شود.
واقعیت این است که در عملیات صبح روز شنبه 15 مهر هیچ چیز بی‌دلیل نبوده است. این عملیات دلایل و پیش‌زمینه‌هایی داشته است که رسانه‌های جریان اصلی و مقامات غربی با ریاکاری برای دور زدن افکار عمومی در غرب به عمد آن را بازگو نمی‌کنند. «عامر زهر» نویسنده و کمدین فلسطینی- آمریکایی در توئیتر درباره پیش‌زمینه‌های عملیات حماس در توئیتر می‌نویسد: 75 سال پاکسازی قومی، 15 سال محاصره، مصادره اراضی فلسطینیان، قتل عام در شهرهای فلسطینی، هتک حرمت به اماکن مقدس فلسطین یورش روزانه به خانه‌های فلسطینی‌ها تحقیر دائمی کل یک ملت. هیچ چیز درباره امروز «بی‌دلیل» نیست.
نوار غزه از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ شاهد سه جنگ بزرگ با رژیم صهیونیستی بوده است که حاصل آن هزاران شهید و مجروح بوده است. شمار زیادی از شهدا نیز زن و کودک بوده‌اند.طی 15 سال گذشته نوار غزه از زمین، هوا و دریا زیر شدیدترین محاصره از سوی رژیم صهیونیستی قرار داشته است و  باریکه غزه با جمعیتی نزدیک به 2 میلیون نفر طی این مدت به بزرگ‌ترین زندان روباز جهان تبدیل شده است حقیقتی که البته از سوی مقامات و رسانه‌های غربی نادیده گرفته می‌شود. واقعیت این است که صبح روز شنبه 15 مهر زندانیان غزه تنها موفق شدند از حصارهای زندانبان خود عبور کرده و تنها اندکی از ظلم‌ها و جنایاتی که اسرائیل در حق آنها روا داشته است را تلافی کنند. 
 شکست اسرائیل در جنگ شناختی
حمایت گسترده سیاسی، رسانه‌ای‌، اطلاعاتی و نظامی اروپا و آمریکا از رژیم اسرائیل و تکرار گسترده دروغ «تهاجم بی‌دلیل» و «عملیات تروریستی» حماس علیه «مردم اسرائیل» این بار نتوانست «حقیقت واهی» را در نزد افکار عمومی جهانی به واقعیت مسلّم تبدیل کند. کشتار وحشیانه بیش از 20 هزار تن که نزدیک به 15 هزار تن از آن‌ها زن و کودک هستند‌، کشتار بیش از 300 تن از کادر درمان‌، کشتار بیش از 100 خبرنگار، حملات گسترده به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، مساجد، مدارس‌، کلیساها و اماکن مسکونی و انعکاس رسانه‌ای این جنایت‌ها در سطح جهانی علی‌رغم همه سانسورهایی که اعمال شد چنان افکار عمومی جهانی را منقلب کرد که رژیم اسرائیل نتوانست این بار در جنگ شناختی پیروز شده و جای ظالم و مظلوم را عوض کرده و روایت خود را به ملت‌های جهان غالب کند.
مهم‌ترین بخش جنگ شناختی پیروزی در جنگ روایت‌ها و همراهی افکار عمومی جامعه هدف با نیات مهاجم است. به همین دلیل طی جنگ کنونی رژیم اسرائیل بر خلاف جنگ‌های گذشته که به شدت مراقب بود تا آمار تلفات خود را پنهان کند برای جلب ترحم جهانی و همراه ساختن روح و روان افکار عمومی جهانی با خود پیوسته اخبار کشته‌ها و زخمی‌های خود را منتشر می‌کرد و در این میان حتی به انتشار گزارش‌های دروغ نیز مثل سر بریدن ده‌ها کودک یا کشتار زنان و کودکان و غیرنظامیان توسط حماس نیز متوسل شد. در این روایت‌سازی، جریان اصلی سیاسی و رسانه‌ای غرب نیز به کمک صهیونیست‌ها آمدند رسانه‌های جریان اصلی طی این جنگ با نمادسازی به کمک روایت‌سازی اسرائیل آمده و سعی داشتند از حماس و نیروهای مقاومت، داعش دیگری را در اذهان مردم جهان بسازند. اما علی‌رغم این تبلیغات گسترده‌، در جنگ کنونی غزه تبلیغات نتوانست جای حقیقت را بگیرد و رژیم اسرائیل در جنگ روایت‌ها شکست بسیار سختی را تجربه کرد. همراهی رسانه‌های جریان اصلی با رژیم اسرائیل به گونه‌ای عریان و آشکار بود که شماری از خبرنگاران این رسانه‌ها علناً به این موضوع اعتراض کردند. در همین رابطه 8 تن از خبرنگاران «بی‌بی‌سی» انگلیسی در نامه‌ای اعتراف کردند «بی‌بی‌سی» در پوشش دقیق اخبار مربوط به درگیری‌‌های میان اسرائیل و حماس کوتاهی کرده است. آنها این رسانه را متهم کردند که در رابطه با غیرنظامیان فلسطینی، معیارهای دوگانه‌ای را اتخاذ کرده است. به اعتراف این خبرنگاران، «بی‌بی‌سی» تحت تاثیر حذف واقعیت و عدم انتقاد از اقدام‌ها و ادعاهای رژیم صهیونیستی نتوانست روایت صحیحی از جنگ در غزه ارائه دهد.
وحشیگری و درنده خویی گسترده اسرائیل در جنگ غزه افکار عمومی در 5 قاره جهان را علیه رژیم اسرائیل بسیج کرد و طی نزدیک به 3 ماه گذشته میلیون‌ها انسان آزاده از آمریکا گرفته تا اروپا، آسیا، آفریقا و اقیانویسه به خیابان‌ها ریختند و در همبستگی با ملت فلسطین خواستار توقف این وحشیگری‌ها شدند. گستردگی حمایت جهانی از ملت مظلوم فلسطین به حدی بود که دولت‌های غربی مجبور شدند محدودیت‌های گسترده‌ای را علیه حامیان فلسطین در غرب وضع کنند. با این وجود این محدودیت‌ها نیز نتوانست همبستگی جهانی با مردم غزه را متوقف کند. «مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی» در گزارشی پیرامون جنگ میان حماس و این رژیم با اذعان به شکست این رژیم در جنگ شناختی نوشته است «در نهایت حماس در یک جنگ شناختی دیگر در برابر صهیونیست‌ها پیروز شد.» در بخشی از گزارش این مؤسسه آمده است: «حماس بار دیگر موفق شد اسرائیل را به سخره بگیرد، اعصاب آن را خسته کند و دستاوردهایی در زمینه شناختی به دست آورد، یعنی بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و این پیام مهمی به ملت فلسطین و حامیانش در رابطه با پایداری آن و پایبندی به ادامه نبرد است.» این مؤسسه به فضای شادی و سروری که در پی آزادی اسرای فلسطینی از زندان‌های رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و قدس اشغالی به وجود آمده، اشاره کرده و نوشت که مردم چهره‌های شاخص جنبش حماس را با صدای بلند فریاد زدند.
بر اساس گزارش منابع مطالعاتی صهیونیستی که پایشی از افکار عمومی جهانی در جنگ غزه انجام داده‌اند اکثریت قاطع افکار عمومی جهان در این جنگ با مقاومت فلسطین همراهی کرده و جنایات رژیم صهیونیستی را محکوم کردند که شکست مسلّم و قطعی رژیم صهیونیستی را در جنگ شناختی نشان می‌دهد. «جان مرشایمر» نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه شیکاگو هم با اشاره به این پایش مهم می‌گوید: «جنگ نتایج معکوسی برای اسرائیل به دنبال داشته است 95 درصد از افکار عمومی جهان در این جنگ با فلسطین همراهی کرده‌اند و این نشان می‌دهد که افکار عمومی جهان بر ضداسرائیل شده‌اند.» اگر عملیات طوفان‌الاقصی را باعث فروپاشی اعتبار و هیمنه ارتش رژیم صهیونیستی بدانیم و آن را شکست بزرگ تل‌آویو ارزیابی کنیم؛ باید شکست اسرائیل در جنگ شناختی و همراه‌سازی افکار عمومی جهان با خود را شکست بزرگ‌تری برای این رژیم تصور کنیم؛ چرا که در جهان در هم تنیده کنونی دولتی که در جنگ شناختی مغلوب شود؛ نتایج بسیار مصیبت باری را متحمل خواهد شد. نظرسنجی‌های دیگر توسط مراکز معتبر بین‌المللی در نوار غزه، کرانه باختری و در سطح کشورهای منطقه غرب آسیا نشان می‌دهد که محبوبیت گروه حماس بعد از عملیات طوفان‌الاقصی بسیار بیشتر از قبل شده است و این مسئله نیز به خوبی نشان می‌دهد که اسرائیل در این جنبه از جنگ شناختی نیز که تلاش داشت با نابودی گسترده غزه و کشتار وحشیانه مردم، حماس و ایدئولوژی مقاومت را از چشم مردم انداخته و مقاومت را مقصر وضع کنونی بداند شکست خورده است.
برای روش شدن ابعاد این شکست راهبردی کافی است نظرسنجی‌ها در آمریکا در ارتباط با این جنگ بررسی شود؛ کشوری که بیشترین حمایت‌های سیاسی، اطلاعاتی و تسلیحاتی را از رژیم اسرائیل کرده و یک تنه در شورای امنیت جلوی برقراری آتش‌بس و پایان جنگ ایستاده است. نتایج جدیدترین نظرسنجی‌های انجام گرفته شده توسط نیویورک تایمز نشان می‌دهد که اکثریت 70 درصدی مردم آمریکا به طور کلی عملکرد دولت بایدن در مورد جنگ غزه را تایید نمی‌کنند. نظرسنجی بسیار جالب توجه دیگری که توسط دانشگاه «هاروارد» انجام شده نشان می‌دهد که اکثریت جوانان آمریکایی در همبستگی با ملت فلسطین حتی خواهان نابودی رژیم صهیونیستی هستند و این رژیم را ظالم می‌دانند. بر اساس گزارش «نیویورک پست» نظرسنجی «هاروارد- هریس» نشان می‌دهد که 51 درصد از آمریکایی‌های 18 تا 24 ساله از راه‌حل رادیکال برای مناقشه اسرائیل- فلسطین حمایت می‌کنند که منجر به پایان دولت یهود و جایگزینی آن با یک نهاد فلسطینی تحت حاکمیت حماس می‌شود. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که بیش از 60 درصد جوانان 18 تا 24 ساله آمریکا عملیات طوفان‌الاقصی را اقدامی در پاسخ به نارضایتی فلسطینیان خوانده‌اند.  پایگاه خبری «میدل ایست مانیتور» در گزارشی در همین زمینه نوشته است که کارشناسان آمریکایی که روند تظاهرات حمایت از رژیم صهیونیستی و مردم فلسطین را بررسی و دنبال می‌کنند، موضوع افزایش حمایت از فلسطینیان در افکار عمومی این کشور را تایید کرده و می‌گویند که میزان حمایت از مردم فلسطین در آمریکا بسیار بیشتر از رژیم صهیونیستی بوده است. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که توزیع‌کنندگان کالا در آمریکا می‌گویند که فروش چفیه فلسطینی از زمان شروع جنگ در نوار غزه در روز هفتم اکتبر(15مهر) به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. روزنامه انگلیسی گاردین نیز در گزارش قابل‌توجهی نوشته است، جوانان آمریکایی برای درک علت مقاومت فلسطین علیه رژیم اسرائیل به خواندن قرآن روی آورده‌اند.  همبستگی با فلسطین و مخالفت با رژیم صهیونیستی تنها به افکار عمومی در آمریکا محدود نمانده و برخی گزارش‌ها از همبستگی گسترده با ملت فلسطین در بین نهادهای دولتی و کارگزاران دولت بایدن حکایت دارد. در همین رابطه نشریه آمریکایی «نشنال ریویو» در گزارشی از شورشی پنهان و خزنده در داخل دولت جو بایدن علیه سیاست‌های واشنگتن در حمایت از رژیم جنایتکار صهیونیستی خبر داده است. دولت‌های حامی اسرائیل در اروپا نیز وضعیت مشابهی را تجربه می‌کنند در نتیجه جهاد رسانه‌ای خبرنگاران در پوشش جنایت‌های اسرائیل، نظرسنجی‌ها در آلمان که طی این مدت حمایت تمام عیاری از جنایت‌های اسرائیل انجام داده نشان می‌دهد موضع طرفدارانه دولت «اولاف شولتز» نسبت به اسرائیل مورد حمایت مردم این کشور نیست. در انگلیس نیز نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که مردم مایل هستند که دولت «ریشی سوناک» موضع بیطرفانه‌ای در جنگ اتخاذ کند، تا اینکه به حمایت از اسرائیل بپردازد. 
سنگ تمام جبهه مقاومت برای غزه
در جنگ کنونی غزه نیروهای جبهه مقاومت در لبنان، عراق و یمن برای دفاع از ملت مظلوم فلسطین سنگ تمام گذاشتند. حزب‌الله لبنان از همان فردای عملیات در حمایت از مردم غزه وارد میدان شد. به دنبال آن مقاومت اسلامی عراق و یمن هم به جریان عملیات علیه رژیم صهیونیستی پیوستند و عرصه را از زمین، هوا و دریا بر رژیم صهیونیستی و حامیان آن در جهان تنگ کردند. بر اساس اذعان منابع آمریکایی طی این مدت نیروهای مقاومت عراق نزدیک به 100 حمله به پایگاه‌های اشغالگران آمریکایی در عراق و سوریه انجام داده و به صراحت اعلام کرده‌اند که این حملات تنها در صورتی متوقف خواهد شد که جنگ غزه متوقف شود. با گسترش جنگ، نیروهای مقاومت عراق بندر ایلات رژیم صهیونیستی را نیز هدف قرار دادند و در جدیدترین تحول شامگاه روز جمعه، یکم‌ دی، مقاومت عراق در بیانیه‌ای از حمله به میدان گازی «کاریش» تحت اشغال رژیم صهیونیستی در دریای مدیترانه خبر دادند.
حزب‌الله هم از روز دوم عملیات طوفان‌الاقصی (8 اکتبر؛ 16 مهر) مستقیماً وارد نبرد با دشمن صهیونیستی شد و دوشادوش رزمندگان فلسطینی جنگید و طی این مدت در راه آرمان فلسطین بیش از 122 شهید داده است. حملات نظامی شدید حزب‌الله به مواضع ارتش اسرائیل و شهرک‌های صهیونیستی موجب فرار صهیونیست‌ها از شهرک‌های این منطقه شد و تلفات سنگینی به دشمن وارد کرد. به این ترتیب می‌توان گفت حزب‌الله سهم بسزایی در مشغول کردن بخش عمده توان نظامی رژیم اسرائیل در جبهه شمال فلسطین اشغالی داشت و صهیونیست‌ها نتوانستند در عملیات زمینی در غزه آن‌گونه که می‌خواستند تمامی نیروهای خود را متمرکز کنند. طی این مدت ده‌ها پایگاه رژیم اسرائیل در بیش از 300 عملیات درهم کوبیده شد و خسارت‌های گسترده انسانی، نظامی و مالی بر دشمن صهیونیستی تحمیل شد.
اما انصارالله یمن را شاید بتوان شگفتی‌ساز این جنگ نام برد. نیروهای رزمنده، مبارز و غیور یمنی که طی 8 سال گذشته زیر شدیدترین تهاجم وحشیانه رژیم آل‌سعود قرار داشتند با شروع جنگ غزه با تمامی توان به میدان آمده و عرصه را بر رژیم صهیونیستی و حامیانش در دریا و هوا تنگ کردند. از منظر نظامی و ژئوپلیتیکی، مداخله رسمی یمن در جنگ، نقطه عطفی بسیار مهم تلقی می‌شود، زیرا این مداخله نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل کشورهای عربی برای کمک واقعی به مردم فلسطین است. در زمانی که کشورهای ثروتمند عربی و اسلامی از تحریم اسرائیل یا اعمال فشار بیشتر بر متحد خود، ایالات متحده، برای تصویب آتش‌بس یا حتی باز کردن گذرگاه رفح برای رساندن کمک‌های بشردوستانه خودداری می‌کنند، ملت فقیر‌، جنگ زده اما شجاع و غیور یمن، جبهه مقاومت جدیدی در برابر اسرائیل گشوده‌اند.
علی‌رغم تحلیل‌های سطحی برخی تحلیلگران که ورود یمن به جنگ را تنها یک موضوع نمادین می‌دانستند و همچنین کسانی که در توانایی موشک‌های یمنی برای رسیدن به اسرائیل تردید داشتند، ارتش یمن به یک برنامه استراتژیک جامع و تدریجی برای مقابله مجهز شده است. یمن جنگ خود علیه اسرائیل را با پرتاب موشک‌های بالستیک و پهپادهای هدایت شونده دقیق آغاز کرد. موشک‌های انصارالله برای رسیدن به سرزمین‌های اشغالی باید بیش از 1600 کیلومتر را طی می‌کردند. در ادامه انصارالله یمن اعلام کرد که اجازه نخواهد داد کشتی‌ها متعلق به رژیم صهیونیستی از تنگه باب‌المندب عبور کرده و خود را به رژیم صهیونیستی برسانند. در اولین گام نیز نیروی دریایی یمن کشتی اسرائیلی «گلکسی لیدر» متعلق به تاجر صهیونیست و از نزدیکان یکی از عناصر کلیدی موساد یعنی «رامی اونگر» را توقیف کرد. این کشتی به سواحل یمن منتقل شد و تمام خدمه آن بازداشت شدند. «یحیی السریع» سخنگوی ارتش یمن چند روز قبل از توقیف کشتی اعلام کرده بود که ارتش یمن کشتی‌های اسرائیلی را در آب‌های سرزمینی هدف قرار می‌دهد، او همچنین به کشورهای دیگر توصیه کرد، اتباع آنها که در دریای سرخ حضور دارند از کشتی‌های اسرائیلی دوری کنند.
همه جهان و به‌ویژه آمریکا از اهمیت تنگه باب‌المندب و آب‌های دریای سرخ برای تجارت جهانی آگاه هستند، زیرا روزانه حدود 6.2 میلیون بشکه نفت خام از این آبراه عبور می‌کند. حدود 30 درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی از طریق این تنگه عبور می‌کند. به طور کلی اسرائیل پنج کریدور دریایی برای تأمین واردات نفت، گاز و کالاهای اساسی خود دارد که مهم‌ترین این کریدورها از تنگه باب‌المندب می‌گذرد که تحت کنترل ارتش یمن است. اولین کریدور استراتژیک که ستون فقرات اقتصاد اسرائیل محسوب می‌شود، کریدوری است که هند را به اسرائیل متصل می‌کند و از خلیج عدن، باب‌المندب و دریای سرخ می‌گذرد و به بندر ایلات در جنوب ختم می‌شود. 30 درصد از واردات اسرائیل (به ارزش حدود 30 میلیارد دلار) از این کریدور انجام می‌شود. کریدور دوم، آبراهی است که آمریکای جنوبی و اسرائیل را به هم متصل می‌کند که از اقیانوس اطلس و سپس خلیج عدن، باب‌المندب و دریای سرخ نیز می‌گذرد و به بندر ایلات می‌رسد.
با تشدید حملات یمن به کشتی‌های صهیونیستی در تنگه باب‌المندب و دریای سرخ آمریکا مجبور به تشکیل یک ائتلاف دریایی بر ضد یمنی‌ها شد. ائتلافی که ادعا شد بیش از 20 کشور عضویت خود را در ان اعلام کرده‌اند اما بعداً فرانسه، اسپانیا و ایتالیا از ترس واکنش انصارالله حضور خود در این ائتلاف را تکذیب کردند. از سوی دیگر بر اساس گزارش رویترز، شرکت‌های کشتیرانی جهانی نیز بی‌اعتنا و بی‌اعتماد به واشنگتن و ائتلافش همچنان از دریای سرخ و باب‌المندب عبور نمی‌کنند و تغییر مسیر می‌دهند! روزنامه گاردین هم نوشته است، در سایه تنش‌ها در دریای سرخ به دلیل عملیات‌های ارتش یمن علیه کشتی‌های وابسته به رژیم صهیونیستی، بیش از ۱۰۰ کشتی حامل کانتینر مسیر خود را از کانال سوئز تغییر دادند. این یعنی ائتلاف آمریکایی مؤثر نبوده است و تاجران و صنعت کشتیرانی به آن بی‌اعتنا و بی‌اعتماد هستند.
این روزنامه انگلیسی نوشت، در پی تنش‌ها در دریای سرخ به دلیل عملیات‌های ارتش یمن در حمایت از ساکنان نوار غزه و هدف قرار دادن کشتی‌های وابسته به رژیم صهیونیستی و آن‌هایی که در حال حرکت به سمت بنادر آن هستند، 103 کشتی حامل کانتینر مسیر کوتاه کانال سوئز را رها کرده و سفر دریایی خود را از سمت دماغه «امید نیک» در ساحل آفریقای جنوبی انجام می‌دهند. با این تغییر مسیر، حدود ۶۰۰۰ مایل دریایی به سفر تجاری میان آسیا و اروپا افزوده شده و این سفر سه تا چهار هفته طولانی‌تر می‌شود. در این میان خبر می‌رسد که شرکت آلمانی «هاپاگ لوید» و شرکت هنگ‌کنگی «او.او.سی.ال» هم اعلام کرده‌اند که عبور کشتی‌های خود از دریای سرخ را متوقف کرده‌اند. شرکت‌ هاپاک لوید گفته است مسیر حرکت ۲۵ کشتی تا پایان سال جاری میلادی را تغییر داده است. عدم عبور این کشتی‌ها از دریای سرخ و کانال سوئز به معنی آن است که آنها باید مسیر طولانی‌تری را از طریق آفریقا بپیمایند. شرکت «او.او.سی.ال» هم گفت که به کشتی‌هایش دستور داده مسیر خود را تغییر داده یا سفرشان از طریق دریای سرخ را متوقف کنند. بیانیه ‌این شرکت‌ها نیز نشانه دیگری از بی‌اعتنایی صنعت کشتیرانی به ائتلاف دریایی تازه تشکیل آمریکا است که مدعی شده قصد دارد امنیت تردد در دریای سرخ را تأمین کند. همزمان اخبار و گزارش‌ها از فلج شدن کامل بندر ایلات رژیم صهیونیستی خبر می‌دهند. «گدئون گلبر»، مدیرکل بندر ایلات در اراضی تحت اشغال رژیم اسرائیل، تأیید کرده است که تهدیدات یمن در راستای جلوگیری از حرکت کشتی‌ها به سمت سرزمین‌های اشغالی ۸۰ تا ۸۵ درصد سود بندر ایلات را از بین می‌برد. رادیو ارتش رژیم صهیونیستی به نقل از گلبر اعلام کرده است که تهدیدهای نیروهای مسلح یمن از ۱۵ نوامبر (24 آبان) تاکنون مانع از ورود کشتی‌های حامل ۱۴ هزار خودرو به بندر ایلات شده ‌است. وی ادامه داد: «اسرائیل نگران بسته شدن تنگه باب‌المندب به روی حرکت کشتی‌های تجاری است که از طریق دریای سرخ یا کانال سوئز به بندر ایلات منتقل می‌شوند؛ چراکه این امر باعث طولانی‌تر شدن پنج هفته‌ای زمان سفر کشتی‌های باری از شرق به اسرائیل می‌شود.» گدئون همچنین تصریح کرده است که به این دلیل، کشتی‌های باری مجبور خواهند شد قاره آفریقا را در دماغه «امید نیک» دور بزنند و از تنگه جبل‌الطارق به دریای مدیترانه منتقل شوند.
«عبدالباری عطوان»، سردبیر روزنامه رأی الیوم، نیز در یاداشتی در رابطه با حمایت یمنی‌ها از ملت مظلوم فلسطین نوشته است: «ارتش یمن با محاصره دریایی نظامی و تجاری رژیم صهیونیستی و حامیانش از جمله آمریکا و بستن باب‌المندب و تمام دریای سرخ و بحر‌العرب در برابر تمام کشتی‌های رژیم صهیونیستی و کشتی‌هایی که به سمت بنادر اراضی اشغالی در حرکت هستند، قوی‌ترین حمایت را از مقاومت فلسطین در نوار غزه و مقابله با جنگ نسل‌کشی و پاکسازی نژادی دو میلیون فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا به عمل آورد.»
چندی پیش نیز روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی اعلام کرد انصارالله یمن با شلیک موشک به سمت اسرائیل و حمله به کشتی‌هایی که از دریای سرخ عبور می‌کردند در سراسر غرب آسیا محبوبیت به دست آورد و یک قدرت منطقه‌ای ایجاد کرد که می‌تواند به گسترش قدرت آن‌ها در داخل کشور یمن کمک کند. 
 نتیجه‌گیری
به اذعان بسیاری از کارشناسان مسائل راهبردی جنگ غزه یک شکست کامل راهبردی برای رژیم اسرائیل محسوب می‌شود و اسرائیل هرگز قادر به جبران خسارات سیاسی، امنیتی و حیثیتی عملیات «طوفان‌الاقصی» نخواهد شد. اسرائیل شاید بتواند غزه را نابود کند اما قادر به نابودی مقاومت نخواهد شد و نسل جدیدی از نیروهای مقاومت از درون ویرانه‌های غزه بلند شده و پرچم مقاومت را با قدرت و قوت به دست خواهند گرفت. کشتار زنان و کودکان نیز تنها انگیزه ملت فلسطین را برای ادامه مبارزه قوی‌تر خواهد کرد. نظرسنجی‌ها هم به خوبی نشان می‌دهد که ملت فلسطین و ملت‌های منطقه مقاومت را تنها گزینه برای مقابله با اشغالگری اسرائیل می‌دانند. اسرائیل و حامیانش باید بدانند تا عدالتی نباشد صلح و آرامشی در کار نخواهد بود.