کد خبر: ۲۷۹۶۹۲
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۴۰۲ - ۲۲:۱۷
وحدت حوزه و دانشگاه، راهبرد همیشگی انقلاب اسلامی در نهاد علم - بخش پایانی

همراهی حوزه و دانشگاه با وحدت در مبانی و هدف

 

رضا الماسی
قبل از انقلاب اسلامی تلاش‌های زیادی برای منزوی کردن روحانیت و از سوی دیگر غربی کردن کشور و نهادهای فرهنگی و آموزشی، به‌ویژه دانشگاه‌ها، صورت پذیرفت. با پیروزی انقلاب و در سایه رهبری حضرت امام خمینی(ره) دو قشر روحانی و دانشجو برای پیروزی انقلاب اسلامی پیشگام شدند. امام خمینی(ره) درباره ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه می‌فرمایند: «امروز یکی از ضروری‌ترین تشکل‌ها بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‌ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند. فرزندان بسیجی‌ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی نه غربی باشند، امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند.»
روحانی و دانشجو با درک موقعیت حساس و مهم خود همواره نقش خود را در انقلاب حفظ کرده‌اند و پیشاپیش سایر اقشار برای ایفای مسئولیت‌های خویش وارد عمل شده‌اند. به دلیل اهمیت نقش این دو قشر در هدایت جامعه است که وحدت میان آنها همواره مورد تاکید بزرگان انقلاب اسلامی بوده و هست.
همکاری در راه تحقق اهداف انقلاب اسلامی
وحدت حوزه و دانشگاه راهبرد اساسی حضرت امام برای تحقق اسلام ناب محمدی است و بدون این وحدت، انقلاب اسلامی کم‌فروغ است. همچنین وحدت و همکاری این دو پایگاه فکری ـ فرهنگی جامعه، برای حفظ فرهنگی اصیل، در مقابل هجوم ارزش‌های غربی، ضروری است.
به گفته کارشناسان؛ وحدت و همکاری میان این دو نهاد، نه یک وحدت فیزیکی و شکلی، بلکه تقارب و یکی شدن در مبانی معرفت شناختی، ارزش‌های فرهنگی و دغدغه‌ها و حساسیت‌های سیاسی ـ اجتماعی است؛ و همین حالت است که هر یک از این دو قشر را در جایگاه واقعی خود قرار داده است.
اگرچه در راه وحدت حوزه و دانشگاه تلاش‌های بسیاری صورت گرفته، اما کارشکنی‌های متعددی نیز در راه مقابله با این هدف شکل گرفته است. بدون شک هستند کسانی که می‌خواهند بار دیگر بین این دو مرکزِ ارزشمند و میان این دو قشر مهم و تأثیرگذار جدایی بیندازند. کسانی که دشمنان نظام اسلامی را می‌شناسند نباید اجازه دهند تا غبار کدورت، فضای آکنده از مهر و جوّ سالم علمی کشور را تیره و بیمار سازد.
وظایف حوزه و دانشگاه نسبت به جامعه
حوزه و دانشگاه هر یک خدماتی را به جامعه ارائه می‌دهند که در جای خود اهمیت ویژه‌ای دارد. نقش حوزه در هدایت مردم به سوی آموزه‌های اصیل اسلام ناب و همچنین تربیت دینی و اخلاقی آنها، اهمیت دوچندان دارد؛ رساندن مردم به کمال انسانیت یکی از اهداف حکومت اسلامی محسوب می‌شود و حوزه‌های علمیه در راستای این هدف بزرگ وظیفه دارند که با تلاش و مجاهدت‌های علمی و دینی، مردم را در رسیدن به این هدف یاری کنند.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی، وظایف حوزه‌های علمیه دوچندان و مسئولیت آنها در راستای هدایت و تربیت دینی مردم جامعه بیشتر شد؛ دشمنان انقلاب که اهداف، وظایف و نقش حوزه‌های علمیه را در حکومت اسلامی به‌خوبی درک کرده‌اند، همواره در تلاش بوده‌اند که به هر راه و روشی به این بخش از حکومت اسلامی نفوذ و حوزه‌های علمیه را از اهداف اصلی خود منحرف کنند. لذا ایجاب می‌کند که عالمان دینی با هوشیاری و زمان‌شناس بودن، مردم جامعه را از این هدف شوم دشمنان آگاه کنند.
از طرف دیگر، دانشگاه‌ها همواره به عنوان یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های یک حکومت در رشد علم و بالندگی کشور تاثیرگذار هستند؛ رسالت اصلی دانشگاه سوق دادن مردم جامعه به سمت فراگیری مؤلفه‌های فرهنگی، علمی و اجتماعی است و در راستای رسیدن به این رسالت، باید از موازین و مبانی انسانی و دینی بهره کافی را بگیرد.
دانشگاه همچنین وظیفه رشد و تعالی اندیشه‌های علمی مردم را برعهده ‌دارد و باید پرچمدار پیشرفت، توسعه و عزت ملی باشد؛ نقش دانشگاه در حکومت اسلامی به عنوان پایگاه علمی و پژوهشی چند برابر می‌شود. دین مبین و همچنین پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) همواره دستور به علم‌آموزی داده‌اند تا جایی که پیامبر اسلام تاکید می‌کنند که اگر علم در پشت دیوارهای چین باشد باید به آن دست یابیم.
بنابراین لزوم علم‌آموزی و خرد‌ورزی در دین اسلام و به تبع آن در حکومت اسلامی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ دانشگاه در نظام اسلامی باید مردم جامعه را به سوی علم‌آموزی و درک حقایق و معنویات دنیا سوق دهد تا مسئله علم‌آموزی که یکی از تاکیدات دین اسلام است به مهم‌ترین بخش زندگی مردم تبدیل شود.
دانشگاهیان به عنوان روشنفکرانی که از افق بالاتری به جامعه می‌نگرند، می‌توانند در پیشبرد جامعه به سوی رشد و تعالی نقش بسیار مهمی ایفا نمایند.
اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه برای انقلاب اسلامی
کارشناسان معتقدند؛ اگر موانع وحدت کامل حوزه و دانشگاه برداشته شده و عمق استراتژیک آن برای سرنوشت انقلاب و مردم از سوی نخبگان این دو نهاد به درستی فهم شود، گام‌های مراحلی که از انقلاب تا رسیدن به تمدن نوین اسلامی باقیمانده با سرعت بیشتری برداشته خواهد شد.
آیت عموشاهی، پژوهشگر انقلاب اسلامی با ‌اشاره به زنجیره تحقق اهداف انقلاب اسلامی می‌گوید: «برای ایجاد مرحله اول از این زنجیره یعنی ایجاد انقلاب اسلامی، این دو نهاد در نهایت همکاری و همفکری و تعامل، رویش انقلاب را قلمه زدند و در مرحله دوم نیز نظام اسلامی از تلاش این دو مرکز بهره برد. آنچه در گام اول انقلاب اتفاق افتاد (40 سال اول) و اکنون در گام دوم انقلاب اسلامی (40 سال دوم) که مراحل 3 گانه (دولت، جامعه و تمدن اسلامی) را پیش‌رو داریم، اهمیت این مسئله صد چندان است و تحقق این اهداف نسبت و ربط مستقیم به اتحاد این دو دستگاه علمی دارد.»
او می‌افزاید: «در این مرحله است که اگر به ضرورت معنا و مفهوم آن توجه شود و برای آن برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و طراحی‌ها صورت پذیرد، رشد و تعالی و پیشرفت مسیر انقلاب اسلامی تا رسیدن به مرحله تمدن‌سازی و آماده شدن برای پذیرش ولایت امام عصر علیه‌السلام هموار خواهد شد.» به گفته این پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی، در طول سال‌های گذشته هر چه در این موضوع بیشتر تامل و اندیشه‌ورزی و طراحی شده، بیشتر آثار سازنده آن مبرهن و روشن گشته و تحقق آن در همه نهادها و مراکز به یک اندازه نبوده است. عموشاهی تصریح می‌کند: «اگر نگاه حداقلی به این مفهوم داشته باشیم (نگاه تعامل و همکاری) قطعاً در این نگاه بیشترین کارها صورت گرفته و می‌توان گفت تلاش قابل توجهی انجام و موفقیت‌هایی نیز در پی داشته است. اما اگر وحدت را دو شعبه از یک مؤسسه و یکی شدن نهاد علم بدانیم موفقیت آنچنانی نداشته و کماکان این دو نهاد ساز ناکوک جدایی می‌نوازند.»
از همه این موضوعات که بگذریم جدی‌ترین سؤالی که به ذهن دغدغه‌مندان این موضوع می‌رسد آن است که در شرایط کنونی کشور باید چه اقداماتی در راستای تسریع در تحقق نهائی این هدف از سوی ارکان اصلی آن صورت بگیرد. عموشاهی در پاسخ به این سؤال توضیح می‌دهد: «پرداختن به این موضوع بیشتر از اینکه در دست طلبه یا دانشجو باشد به نهادهای سیاستگذار و برنامه‌ریز برمی‌گردد و تحقق کامل‌تر این وحدت توجه جدی‌تر نهادهایی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم و مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه کشور را می‌طلبد. در این میان نقش دانشجو و طلبه بیشتر مطالبه و گفتمان‌سازی است تا برنامه‌ریزی و طراحی ساختار.» او معتقد است: «آنچه مشهود است اینکه پرداخت به این کلان مسئله اساسی انقلاب اسلامی صرفاً در همین ایام اختصاص داده شده به موضوع وحدت حوزه و دانشگاه است و تلاش جدی و درخوری در طول سال پیرامون آن صورت نمی‌پذیرد.»
حجت‌الاسلام رضاپور، طلبه حوزه علمیه قم نیز در این باره اظهار می‌دارد: «در حقیقت باید اذعان داشت که بسیاری از ناکارآمدی‌های موجود و سوءمدیریت‌های اجرائی، ناشی از تحقق نیافتن کامل اتحاد این دو دستگاه علمی به عنوان نهادهای تربیت‌کننده نیروی انسانی مورد نیاز کشور است.» او یکی از دلایل اصلی اختلاف در تعریف وحدت حوزه و دانشگاه را ناشی از فهم ناصحیح از مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه دانسته و اظهار می‌دارد: «اولین بار که این بحث از سوی حضرت امام(ره) مطرح شد، افرادی به ‌اشتباه این‌گونه برداشت کردند که مقصود از وحدت این است که حوزوی، دانشگاهی شود و دانشگاهی، حوزوی! یا اینکه دروس متداول حوزه در دانشگاه و دروس دانشگاه در حوزه تدریس شود. غافل از اینکه مقصود اصلی این وحدت ریشه در رابطه علم و دین دارد. لذا ریشه اصلی این بحث به نوع جهان‌بینی حوزه و دانشگاه برمی‌گردد که لازم است هر دو از یک مبنا سرچشمه بگیرند. اگر رابطه علم و دین یک رابطه واقعی دانسته شود و این دو پا به پای هم حرکت کنند، نه اینکه این رابطه به صورت صوری، تصنعی و غیرواقعی فرض شود، آنگاه وحدت شکل می‌گیرد.»
حجت‌الاسلام رضاپور می‌افزاید: «وحدت حوزه و دانشگاه یعنی علوم دانشگاهی و حوزوی با یک نگاه توحیدی دنبال شوند که خود این موضوع نیز مقدمه‌ای دارد و آن اینکه حوزه و دانشگاه با ‌اشراف روی مبانی مشترک دینی، هر یک به سمت کارویژه تخصصی خود حرکت کنند و به طور خلاصه نگاه به علم را در دستگاه جهان‌بینی توحیدی بیاموزند. همچنین لازم است در این مسیر با یکدیگر همکاری و تعامل برقرار نمایند.»
راز تأکید امام و رهبر انقلاب بر وحدت
برخی کارشناسان در تحلیل تاکیدات مکرر امام و رهبر انقلاب اسلامی بر مسئله وحدت حوزه و دانشگاه معتقدند؛ بحث وحدت حوزه و دانشگاه در ابعاد علمی و در پیشرفت علم در کشور و به‌خصوص در علوم انسانی به شدت تاثیرگذار است فلذا مورد تأکید قرار گرفته است.
یعنی اینکه وحدت حوزه و دانشگاه با پیشرفت علم و تحول در علوم انسانی یک پیوند ناگسستنی دارد و گویا دو روی یک سکه هستند که باید یکدیگر را تقویت کنند.
علاوه‌بر این، نگاه استراتژیک به این مسئله مورد نظر رهبران انقلاب است؛ یعنی بحث وحدت حوزه و دانشگاه، گام‌های استراتژیک و راهبردی جامعه است و باید نهادهای راهبردی جامعه مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی، برنامه‌ریزی جدی و آینده‌نگرانه برای پیشبرد این مهم داشته باشند.