کد خبر: ۲۷۹۶۷۹
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۴۰۲ - ۲۲:۱۷
هالیوود زیر ذره‌بین

اساطیر صهیونیستی در فانتزی‌های ‌هالیوودی

 

مسیح عرفان
تقریباً دو ماه است که اذهان دنیا از شرق اروپا به غرب آسیا معطوف شده است. جنگی که برای دینداران جهان، بارقه‌ای از جدال‌های آخرالزمانی، بین لشکر کفر و ایمان است.
اما سینما به عنوان هنری تمدن‌ساز و ابزاری کارآمد برای خط‌دهی افکار جهانیان، از دهه‌ها پیش در رویکردی آینده‌پژوهانه، جنگ آرماگدون را به تصویر کشیده است.
به عنوان مثال، در سری فیلم‌های ماتریکس، تمام جهان توسط ماشین‌های ظالم فتح شده است و تنها مأمن انسان‌ها سرزمینی به نام صهیون (زایان) است. مردم صهیون نیز تنها انسان‌های آگاه جهان هستند و باقی مردم در خواب غفلت، تبدیل به باطری برای ماشین‌های شیطان‌صفت
شده‌اند.
نئو نیز به عنوان منجی سعی دارد سرزمین مقدس صهیون را حفظ کرده و در همین راه خود را فدا می‌کند.
در همان سال‌های انتشار ماتریکس، «ارباب حلقه‌ها» با کسب جوایز متعدد و اسکار‌های بی‌سابقه، داستان آراگورن، شاهزاده میناس‌تریث را می‌گوید؛ مردی جنگاور از نسل پادشاهان که قرار است بر تخت پادشاهی سرزمین گاندور
تکیه زند.
در میناس تریث درختی وجود دارد که خشک شده و تا زمانی که پادشاه حقیقی بازنگردد، شکوفه نمی‌زند. بازگشت پادشاه نیز پس از جدال آخرالزمانی لشکر نور با جبهه تاریکی صورت می‌گیرد.
جالب توجه است که به درخت خشک گاندور، در سفرنامه‌ی سر جان مندویل، اشاره شده است.
درختی که از زمان به صلیب کشیده شدن مسیح، خشک شده و تا وقتی شاهزاده‌ای از غرب زیر این درخت، آواز نخواند، سبز نمی‌شود.
در سه‌گانه ‌هابیت نیز شاهد تبعید کوتوله‌های طلادوست (کلیشه معروف در مورد یهودیان اروپا) از سرزمین اربور و غصب آن توسط اژدها (شیطان در نگاه مسیحی) هستیم. تا قسمت سوم که کوتوله‌ها شکوهمندانه به سرزمین مادری خویش بازگشته و با حمایت کوتوله‌های اهل موریا (نام دیگر کوه صهیون) می‌توانند جلوی حملات شیاطین را بگیرند.
اما جدیدترین اقتباس پر طرفدار از آرمان‌های صهیونیستی، سریال «بازی تاج و تخت» است. شهر وینترفل دارای درختی است که در اواخر سریال، پادشاه حقیقی زیر آن نشسته و با شیطان رو به رو می‌شود.
وینترفل، سرزمینی که زمستان و سرمای آخرالزمان بر آن فرود می‌آید، محل جنگ یاجوج و ماجوج با سپاه انسان‌ها است.
شاهزاده شمالی زاده وینترفل که دختر خانمی معصوم است، با دور شدن از این شهر آخرالزمانی، به یک تبعید ناخواسته می‌رود. شاهزاده سانسا استارک در تبعید مورد تعرض افراد گوناگونی قرار می‌گیرد؛ وینترفل نیز توسط اغیار مورد حمله، تاراج و غصب قرار می‌گیرد.
اما در فصل‌های پایانی سریال بازی تاج و تخت، سانسا استارک به سرزمین مقدس بازگشته و در قسمت آخر نیز به عنوان ملکه شمال، تاج‌گذاری می‌کند.
تبعید شخینا یا وجه مؤنث خدا به همراه قوم یهود از سرزمین مقدس و بازگشت وی به سرزمین در دوران آخرالزمان، از اسطوره‌های مهم یهودی‌های صهیونیست است. شخینا در پساآخرالزمان با بازگشت قوم یهود به سرزمین مقدس، سکینه و آرامش را برای یهودیان به ارمغان می‌آورد. استارک نیز شهرت خاندانی یهودی‌مسلک در اروپاست!
این چند نمونه از اسطوره‌های صهیونیستی در آثار پر طرفدار غرب است.‌ هالیوودِ یهودی‌بنیان با تبحر توانسته است اساطیر صهیونیستی را در قالب فیلم‌های فانتزی در ذهن و قلب مخاطبین خود جای دهد و کمتر کسی همچون استاد فقید، محمد حسین فرج‌نژاد پیدا می‌شود که با روحیه جهادی و مدرک دکتری، تن به نقد فیلم برای نسل پرچالش دهه هشتادی دهد.
در این روز‌ها می‌توان با شناساندن اسطوره‌های صهیونیستی و یهودی به فرزندانمان، بذر تبرّی از دشمنان خدا را در قلب و دلشان کاشت؛ بذری که صرفاً بر اساس احساسات نباشد و شور و شعور را توأمان هدیه می‌دهد.
و چه بهانه‌ای بهتر از نقد فیلم! در این زمینه آثار صوتی و تصویری مرحوم فرج‌نژاد بسیار راهگشا خواهد بود‌.