وظایف رسولان نهضت حسيني (ع)
موضوع سخن « رسالت جامعه اسلامي در ساحت نهضت حسيني (ع) » است. اين موضوع اوّلاً معنا بشود، بعد تحليل و تَعليلش ارائه شود. معناي موضوع سخن اين است: وقتي وجود مبارك حسين بن علي بن أبيطالب (ع) قيام كرد و آن نهضت جهاني را به پا كرد؛ جامعه اسلامي مسئول پاسداشت اين نهضت است و منظور از جامعه اسلامي تمام اقشارياند كه در اين امت حضور دارند؛ هم عالمان و حكيمان و فقيهان، هم مسئولان سياسي و هم نيروهاي نظامي و انتظامي و هم بخش هاي گوناگون آموزشي و فرهنگي و دانشگاهي و هم وابستگان به اين مجموعه عظيم اسلامي. اينها رسولند، نه تنها مسئول. رسالت جامعه اسلامي معنايش تنها مسئوليت نيست؛ يعني وجود مبارك أبيعبدالله يك عدّه را انتخاب كرد، اينها را به عنوان سفير خود فرستاد.« رسول » به كسي مي گويند كه پيامي را از طرف مُرسِل به آن مُرسَل اِليه برساند. هم بايد با آن مُرسِل رابطه داشته باشد، هم با آن مٌرسَل اِليه رابطه داشته باشد و هم اين پيام را بفهمد؛ اين يك مطلب.
قلمرو ( رسالت ) هر شخص به اندازه فكر و عقل او
مطلب ديگر آن است كه رسول هر كسي به اندازه فكر همان كس است. در روايات ما هم آمده است كه شما وقتي نامهاي مي نويسيد، خيلي دقت كنيد؛ اوّلاً مطالعه كنيد كه چه بنويسيد، چه جور بنويسيد؛ بعد يك چرك نويسي داشته باشيد، بعد آن را پاكنويس كنيد، بعد آن را دوباره بخوانيد؛ زيرا نامه هر كسي ترجمان و ترجمه كننده عقل اوست. يعني اگر شما خواستيد بفهميد اين نويسنده چقدر عاقل است، از نامه او مي فهميد. وجود مبارك حسينبن علي جامعه اسلامي را رسول خود انتخاب كرد؛ يعني آنها را لائق ديد كه اين پيام را به اين امت برساند، تا اين امت اين پيام را بگيرد و در خود پياده كند، اوّلاً؛ و به جهانيان منتقل كند، ثانياً.
وجود مبارك سالار شهيدان يك پيامي دارد به جهان انسانيّت. جهان انسانيّت نه تنها جهان چند ميلياردي اين روز است، بلكه إلي يُوم القيامه است.ممكن است تمام آنچه كه فعلاً به عنوان جهانيسازي مطرح است عملي بشود و كلّ اين چند ميليارد را در يك دهكده جهاني جمع كرد؛ ولي بالأخره اين جهان يك پارچه خواهد شد و براي هميشه شما آن زمان را با اين زمين و زبان يكسان كنيد، مردمي كه به هر زبان سخن مي گويند، در هر زمين به سر ميبرند و در هر زمان زندگي مي كنند، اين 3 ضلع را يك دهكده جهاني عام تشكيل بدهيد؛ ببينيد حسين بن علي چه پيامي براي اينها دارد و چه گروهي را براي اينها فرستاده. امت اسلامي را، جامعه اسلامي را به عنوان سفير خود انتخاب كرده، آن عصاره خون خود را به اينها داده است و اينها را سفراي خود قرار داده است كه حرف كربلا را به جهانيان منتقل كند.
خاصيّت حسينيهها و عزاداريهاي اين ايام اين است كه امت اسلامي را سفراي بحقّ حسينبنعلي مي كند؛ كه اينها با گفتارشان، با رفتارشان سخنان كربلا را به جهانيان منتقل كنند؛ اين موضوع سخن.
امّا در اين موضوع همه كساني كه عضو امت اسلامياند، سهمي دارند. كساني كه مسلمانند؛ هم مسئولند، هم سفير و رسول كربلايند. هم بايد جريان كربلا را خوب درك كنند و در خود پياده كنند و عمل كنند و به ديگران منتقل نمایند.
تبيين ( حق ) و ( باطل ) در انديشه تابناك سالار شهيدان (ع)
وجود مبارك حسين بن علي (ع) در خطبههاي خود پيام خود را تبيين كرد؛ او ازحق و باطل سخن گفت. يك وظيفه اي است مال همه مردم، كه اين وظيفه را تمام طبقات جامعه هم مي فهمند، هم بايد عمل بكنند و آن اين است كه هر كسي بايد به حق خود قانع باشد و تجاوز و ظلم نكند، ظلم ستيز باشد به معناي آن؛ اين الفباي كربلاست.امّا آن حقّي كه در سخنان حسينبنعلي است،معاني گوناگوني دارد، در قبالش باطل هست كه معاني گوناگوني دارد. فرمود: شما مگرنمي بينيد كه به حق عمل نميشود و از باطل پرهيز نمي شود؟! (1)
دنيا و آخرت، حق و باطل كه در سخنان سيّدالشهداء (ع) آمده است، تنها جريان ظلم و عدل نيست. ظلم و عدل آن چهره شاخص نهضت حسيني است، ستم و مبارزه با ستم آن چهره شاخص كربلاست و گرنه هر جا سخن از حق است و هر جا سخن از باطل است؛ شامل مصاديق فراواني مي شود كه يكي از آن بخشها مربوط به ظلم و عدل و امثال ذلك است. بنابراين اگر كسي به ياد خدا بود، اين حق است. شكر حق است، فكر حق است، ذكر حق است و مانند آن. غفلت باطل است و حسين بن علي با غفلت مبارزه ميكند. دنيا طلبي همان غفلت است، باطل خواهي همان غفلت است، خود خواهي همان غفلت است و مانند آن.
( جهل زدائي ) و ( غفلت روبي )، ثمره بيداگري نهضت حسيني (ع)
وقتي وجود مبارك سيّدالشهداء فرمود: مردم از باطل فاصله نمي گيرند، يعني از غفلت فاصله نمي گيرند. گاهي آنقدر مردم در خوابند، يا حكومت آنقدر مردم را به خواب فرو ميبرد كه با گفتن بيدار نميشوند؛ هيچ چارهای جز خون دادن نيست! در زيارت أربعين آمده است كه: سالار شهيدان براي اين دو كار خون مقدّسش را نثار كرد؛ يكي جهل زدائي، يكي غفلت روبي؛ وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِيرَهِ الضَّلالَه(2). تا مردم را از جهل برهاند، به علم برساند؛ از جهالت برهاند، به عقل برساند؛ از ضلالت برهاند، به هدايت برساند. خودش، هم عاقل است، هم اهل عقل؛ هم هادي است، هم مُهتدي؛ تلاشش با خون اين بود كه مردم را هم عاقل كند، هم مُهتدي. هم وظيفه عقل گستري را داد به سفراي خود و هم وظيفه هدايت را.
پس آنهائي كه رسولان حسين بن علي بنأبيطالب (ع) هستند؛ هم عهدهدار اينند كه اوّلاً جهل زدائي كنند از خود، جهل در مقابل علم؛ بشوند عالم. هم جهالت در مقابل عقل را بر طرف كنند، بشوند عاقل. وقتي عالمِ عاقل شدند، به فكر هدايت ديگران باشند. كسي كه به فكر هدايت ديگران است، يعني راه مي رود، مقصد را مي داند و ديگران را به همراه خود به اين مقصد مي رساند. آنگاه مي فهمد و مي فهماند كه مردن پوسيدن نيست، مردن از پوست به در آمدن است. بسياري از افراد اگر از درون و بيرون اينها سئوال بكنيد كه انسان مي ميرد، چه ميشود؛ ميگويد انسان كه مي ميرد، مي پوسد؛ مثل ميوه اي كه ميپوسد.
« مرگ » در منظر سفيران نهضت حسيني (ع)
امّا سفراي حسين بن علي، تربيت شدگان حسينيه؛ وقتي از آنها سئوال بكنيد كه انسان ميميرد يعنيچه، مي گويند: يعني از پوست به در ميآيد. يعني مرغ باغ ملكوت است، از اين پوست به در مي آيد؛ روزي رخش ببيند و تسليم وي كند. وقتي از پوست در آمد، از اين قفس در آمد، از اين پوسته در آمد؛ قدرت پرواز دارد. كار حسينيه اين است كه اگر آدم خيال كرد مردن يعني پوسيدن، به اين فكر نيست كه چگونه زندگي كند، چه جور زندگي كند، چه تهيه كند، چگونه حلال و حرام را از هم تشخيص بدهد؛ چون يك ميوه كه مي پوسد، كارش به سطل زباله رفتن است. اين خيال مي كند اگر گورستان در اختيار شهرداري است، براي آن است كه اين مردهها پوسيدهاند و شهرداري اينها را در زباله دان قبرستان دفن مي كند. امّا آنكه مي گويد انسان كه مي ميرد، از پوست به در ميآيد و آزاد مي شود و با انبياء و اولياء ملاقات ميكند، با مردان الهي ملاقات مي كند و هرگز نميميرد؛ آنگاه به اين فكر است كه من شرمندگي آنجا را چه كنم! اگر از من سئوال كردند كه ره توشه ات چيست، چه سوغات آوردي؛ به تعبير جناب عطار نيشابوري مي شود گفت كه من تازه از زندان شدم، از زنداني چه توقع سوغات!
بعضيها همين كه مردند، از زندان آزاد شدند؛ اينها با دست خالي مي ميرند. اينكه در بخشي از قرآن دارد كه: يُومَ تَسوَدُّ فِيهِ الوُجُوه(3)، عدّهاي با صورت سياه مي ميرند و سيه روي محشور میشوند؛ همين است. فرشتگان كه از آنها سئوال مي كنند شما 70 سال، 80 سال در دنيا بودي، چه سوغات آوردي؛ اينها هيچ حرفي براي گفتن ندارند! مي گويند: من در زندان بودم، از زنداني چه سوغات!! ولي وقتي از مردان الهي، از شهداء، از علماء، از بزرگان، از خيّرين، از مردان پاك وقتي سئوال مي كنند چه آوردي؛ مي گويند: اين خير من، اين شهادت من، اين فداكاري من، اين نثار و ايثار من، اين زاد و راه من است! براي فرشتهها هم بركت است. ملائكه هم از اين سوغات و تحفه لذّت مي برند! انسان سعي كند چيزي ببرد كه فرشته لذّت ببرد، بگويد من تازه از زندان آزاد شدم، من را بيرون كردند با اين وضع؛ اين مي شود شرم و انفعال.
حسينيّهها براي اين است كه ما را از خواب بيدار كنند؛ الفباي حسينيّه اين است كه ما ظلم نكنيم، در برابر آمريكا و اسرائيل بايستيم! آن معناي دقيق روضه خواني و معناي عميق و علمي حسينيّه، اين حرف هاست؛ و گرنه بسياري از كشورها هستند كه خدا و قيامت را قبول ندارند،مي بينيد در برابر ظلم و آمريكا و اسرائيل ايستادند، سريعاً دارند مبارزه مي كنند، صريحاً هم مي جنگند. جنگ با باطل، جنگ با ظلم؛ اين الفباست. اين را نمي گويند حسيني!! اين الفباست، از اين صد مرحله كه گذشتيم، از آن به بعد ميفهميم حسين بن علي يعني كي! حسين بن علي رهبر آزاديخواهي به اين معنا نيست! هم آزادي از ظلم كه نه ظلم بكنيم، نه ظلم بپذيريم؛ هم آزادي از اينكه نه آز داشته باشيم، نه آزمندي قبول بكنيم؛ نه خود را در چاه جاه گرفتار كنيم، نه به چاه جاه ديگران بيفتيم؛ و از غير خدا كه آزاد شديم، اين كار حسين بن علي را كردن است. ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد شديم، اين معناي حسين بن علي است؛ اين صدا مي ماند.
و گرنه آن حرفها را خيلي از كمونيستها هم دارند، خيلي از افراد آزاديخواه هم دارند، خيلي ازمبارزان هم دارند. اين فلسطينيها قبل از جريان انقلاب اسلامي و قبل از قيام امام(ره) سخن از مبارزات خلقي میزدند؛ وقتي سخن از انقلاب اسلامي شد و امام (ره) قيام كرد، اين فلسطين از اين 25 سال اخيربه بعد وضعش برگشت! الآن فلسطين بيچاره 50 سال زير ظلم است. امّا از آن اوّل راهش اين نبود! الآن 25 سال است كه به بركت انقلاب اسلامي راهش عوض شده. اينگونه از مبارزات ضد ظلم را خيليها داشته و دارند و خواهند داشت؛ اين راه حسينبن علي نيست!
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با اقشار مختلف مردم آمل حسينيه ارشاد آمل ـ 26 / 11 / 1383
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ر. ك: تحف العقول / 245 (2) اقبال الأعمال / 590
(3) آل عمران / 106 ـ با تلخيص
خوان حکمت در دهه اول محرم روزهای زوج منتشر میشود.