کد خبر: ۲۷۶۲۵۰
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۲
تعالی فرهنگ عمومی و تجلی اخلاق شهروندی-بخش دوم

اثربخشی آموزش اخلاق شهروندی بر کفایت اجتماعی شهروندان

 
برای چندمین بار بود که به این شهر مسافرت می‌کردم. هر بار شاهد تفاوت‌های بسیاری در مبلمان شهری خیابان‌ها، مقررات حمل‌ونقل و زندگی مردم می‌شدم. کنجکاو شدم و روزی که در جشن بزرگی به همراه شهردار آن شهر شرکت کرده بودم از ایشان دلیل این همه تحول را پرسیدم. او خندید و گفت: «خیلی ساده است، ما یک شهری را به ‌عنوان الگو برای خود پذیرفتیم و با شهروندان هم‌عهد شدیم به مدل شهر موردنظر در آییم. 
پرسیدم: «چگونه شهروندان را راضی به همکاری کردید؟» گفت: «وقتی شهروندان مزایای زندگی در یک شهر خوب برای خود و خانواده‌‌شان را درک کنند، پیوسته تلاش خواهند کرد به آن دست یابند. ما فقط مزایا را برشمردیم.»
شهرداری جهت مشاوره به یک جامعه‌شناس مراجعه کرد و گفت: «چگونه می‌توانم شهر را به شرایط مطلوب برسانم.»
جامعه‌شناس گفت: «روی افق دید شهروندان کار کن. شهروندانی که فقط امروز را می‌بینند، در حوزه امروز حبس می‌شوند. شهروندانی که فقط خودشان را می‌بینند، شهر را به خانه خودشان می‌آورند و شهروندانی که شهرشان را می‌بینند، سرنوشت خانه را به سرنوشت شهر گره می‌زنند.»
شهروند خوب چه کسی است؟
واژه شهروند مرکب از دو کلمه «شهر» به معنای جامعه انسانی فرهنگی و «وند» به معنای عضو وابسته است و در اینجا بیانگر جزو خارجی و لازم شهر است که از این واژه مرکب، معنای انتزاعی مناسبی به دست می‌آید که به ‌نوعی در خود بار عقلانی را دارا است. 
یک شهروند فردی است که درباره مسائل عمومی آگاهی دارد. نگرش‌هایی در مورد فضیلت مدنی به او القا می‌شود و مجهز به مهارت‌هایی برای مشارکت در عرصه سیاسی و اجتماعی است. شهروندی به‌ عنوان برآیندی از جامعه مدنی مطرح است.
اردلان کفاش، دانش‌آموخته علوم اجتماعی برایمان توضیح می‌دهد: «بی‌گمان آموزش شهروندان خوب یکی از مهم‌ترین دل‌مشغولی‌های اکثر نظام‌های تعلیم‌وتربیت در بسیاری از کشورهای دنیاست. مطالعات و پژوهش‌های انجام شده در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌ توسعه نشان می‌دهد که مسئولان تعلیم‌وتربیت در این کشورها با عزمی راسخ و با تدوین برنامه‌های آموزشی متنوع، تربیت شهروند مناسب را در صدر اقدامات و فعالیت‌های خود قرار داده‌اند. تمامی جوامع معاصر دارای این نگرانی و دل‌مشغولی عمیق هستند که چگونه نوجوانان و جوانان خود را برای زندگی شهری و شهروندی آماده کنند و راه ‌و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی را به آنها بیاموزند.
برخی ویژگی‌های شهروندان مؤثر و کارآمد این‌گونه است: به همکاری مداوم با یکدیگر می‌پردازند. تفاوت‌های فرهنگی هر منطقه بومی را درک می‌کنند و از آنها می‌آموزند. مسائل و مشکلات جهانی را بررسی و ارزیابی می‌کنند. اختلافات را بدون خشونت حل می‌کنند. سبک زندگی خود را برای محافظت از محیط‌زیست تغییر می‌دهند. شهامت ساختن آینده‌ای خوب را دارند و در این راه تلاش می‌کنند.»
وی در ادامه می‌افزاید: «مهارت‌ها و ویژگی‌های ارائه شده، جملگی مهارت‌هایی هستند که شهروندان را برای داشتن زندگی مؤثر، ملزم به یادگیری و به‌کار بردن هر یک از آنها در عمل می‌کند. به‌طوری‌که یک شهروند موفق، مطلوب و کارآمد، شهروندی است که دارای انواع مهارت‌ها، ویژگی‌ها و توانایی‌ها باشد و به عبارتی یک شهروند حرفه‌ای باشد. یعنی شهروندی که بتواند حقوق و مسئولیت‌های شغلی و حرفه‌ای خود را درک کند، در گفتمان‌ها و انجمن‌های اجتماعی مشارکت کند، درصدد ارتقای دانش، مهارت‌ها و نگرش‌های خود باشد، توانایی نقد و ارزیابی اطلاعاتی را که دریافت می‌کند، داشته باشد و همچنین کارآفرین، مولد، خلاق و تولیدکننده باشد.
بنابراین می‌توان گفت: شهروندی از یک ‌طرف به معنای داشتن حس مسئولیت برای جامعه بومی خود و از طرف دیگر درک زمینه اجتماعی- فرهنگی وسیع‌تر جهان پیرامون خویش است. ارتباط، اطلاع و آموزش سه ابزار اصلی است که به کمک آنها می‌توان طرز فکر و طرز رفتاری را کسب کرد که برای زندگی شهروندی در زمانه حال لازم است. اگر جامعه به شهروندان مفید و مؤثر نیاز دارد، پس باید مطمئن شود که این شهروندان از طریق فرصت‌هایی برای اکتساب مهارت‌ها، توانایی‌ها و اطلاعات ضروری تربیت می‌شوند.»
فرهنگ‌‌سازی اخلاق شهروندی
کودکی در دبستان، پیامی از شهردار دریافت کرد که روی آن نوشته شده بود: «بهتر است از هم اکنون به فکر شهر خودت باشی، چون قرار است مدت مدیدی در آن زندگی کنی.»
از آن زمان به بعد، آن کودک، هر چه به نظرش می‌رسید به شهرداری پیشنهاد می‌داد به‌طوری‌که به شهردار کوچک معروف شد.
فاطمه ابومسلم، دبیر اجتماعی به گزارشگر کیهان می‌گوید: «آموزش شهروندی، کسب آگاهی در مورد حقوق شهروندی است. این عامل، نقش مهمی در نهادینه ‌شدن حقوق شهروندی دارد. آموزش شهروندی منجر به تحکیم و تقویت نظام ارزشی مهارت‌های شهروندی در جهت استحکام جامعه و مشارکت پایدار شهروندان می‌گردد. این مؤلفه ضامن بقا و تداوم حیات اجتماعی و میزان توسعه همه‌جانبه جوامع صنعتی و رو به پیشرفت است. چنین تربیتی از همان آغاز طفولیت نوعی اعتمادبه‌نفس و رفتارهای مسئولانه را از نظر اجتماعی و اخلاقی به‌وجود می‌آورد. آموزش شهروندی در مدیریت شهری بر اساس علم شهروندی پایه‌ریزی شده است.»
وی ادامه می‌دهد: «نقش دیگر این مؤلفه، ارائه اطلاعات و آگاهی در مورد مسائل عمومی جامعه در ابعاد محلی، ملی و جهانی است. چنین آموزه‌هایی واجد فضایل و اخلاق مدنی و جمعی است و جست‌وجویی برای مساوات‌طلبی است. درواقع آموزش شهروندمداری در یک جامعه باعث این شده که تمام اعضای جامعه از حس شهروندی مثبتی به ‌صورت ملی برخوردار باشند و ضمن برخورداری از احترام ملی، از حقوق مشخص اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بهره‌مند گردند. این آموزش مبانی گسترده‌ای از مسئولیت اجتماعی شرکتی را شامل می‌شود.
شهروندی مجموعه‌ گسترده‌ای از فعالیت‌های فردی و اجتماعی است. فعالیت‌هایی که اگرچه فردی باشند، اما برآیند آن، به پیشرفت وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. شهروندی، از جمله مفاهیم نوپدیدی است که به طور ویژه‌ای به برابری و عدالت توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مقوله شهروندی وقتی تحقق می‌یابد که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند و همچنین به فرصت‌های موردنظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند.»
این فرهنگی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «ضمن اینکه شهروندان به‌عنوان اعضای یک جامعه در حوزه‌های مختلف مشارکت دارند و در برابر حقوقی که دارند، مسئولیت‌هایی را نیز در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم برعهده می‌گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقای شهروندی و ایجاد جامعه‌ای بر اساس نظم و عدالت دارد. براین‌اساس آموزش حقوق شهروندی، همانا نهادینه‌‌سازی نظامی از حق‌ها و تکلیف‌های متناسب با شهروندی مبتنی بر کرامت و ارزش والای انسانی است. آموزش حقوق شهروندی یا به طور رسمی در دروس مدارس ابتدائی به شهروندان آموخته می‌شود یا به طور غیررسمی در خانه (رفتار والدین بهترین الگوی عملی برای تقویت مهارت‌های شهروندی فرزندان جامعه است) یا محل کار یا کارگاه‌های آموزشی.
آموزش شهروند به‌ویژه کودکان و جوانان به‌ عنوان فردی که خواهان تبدیل ‌شدن جهان به مکانی سرشار از عدالت، برابری، صلح و توسعه‌ پایدار، احترام و پاسداشت تنوع و گوناگونی نژادی، مذهبی و... است و همچنین دارای خصوصیات دیگری است. راه‌حل و ابزاری قدرتمند به نظر می‌رسد.»
مشارکت، حق بنیادی شهروندی‌
امروزه مفهوم آموزش شهروندی، از ایمان ‌آوردن به مسئولیت‌های خود در مسائل اجتماعی و داشتن باورهای مثبت و ذاتاً ارتباطی درباره همکاری با دیگران برای اداره زندگی، به ‌سوی اصلی حقوقی که دربردارنده وظایف و تعهدات اجتماعی نیز هست، معطوف شده است. از این نظر مفهوم شهروندی، هم برای سیاستمداران و هم برای اندیشمندان اجتماعی و مجریان طرح‌‌های فرهنگی، دارای اهمیت است؛ زیرا همه آنها بر مسئولیت‌هایی تأکید می‌کنند که زمینه بقای جوامع سیاسی و محیط طبیعی ما را استحکام می‌بخشد.
اگرچه از لحاظ تاریخی، مفهوم شهروندی تا حدودی با اندیشه‌های نوین تفاوت داشته، اما تحلیل‌‌های مدرن از این مفهوم، ما را به ماهیت مساوات‌گرایانه آن نزدیک کرده است؛ به همین دلیل، شهروندی ذاتا با سلطه‌گری از هر نوع آن ناسازگار است. در اینجا است که آموزش کلیه امور شهروندی به یک الزام غیرقابل ‌کتمان تبدیل می‌شود. موضوع شهروندی حاوی یک منطق و عنصر معقول درونی ‌است که منافع آن حتماً باید هر چه بیشتر، همگانی و مساوات‌گرایانه شوند.
بنابراین موقعیت هر شهروند بر حس عضویت داشتن در یک جامعه گسترده دلالت دارد. این موقعیت، کمکی را که یک فرد خاص به آن جامعه می‌کند، می‌پذیرد؛ درحالی ‌که به او استقلال فردی‌اش را نیز می‌دهد. این استقلال در مجموعه‌ای از حقوق انعکاس می‌یابد که هرچند از نظر محتوا در زمان‌ها و مکان‌های مختلف متفاوت‌اند، اما همیشه بر پذیرش و کارگزاری و نقش فعالیت سیاسی دارندگان آن حقوق، دلالت دارند.
مشارکت، حق بنیادی شهروندی‌ است؛ به همین دلیل، آموزش شهروندی، ایده‌ای قوی است. شهروندی شرافت خود را به رسمیت می‌شناسد، اما درعین‌حال بستر اجتماعی‌ای را که فرد در آن عمل می‌‌کند نیز مورد تأکید قرار می‌دهد.
عرصه‌ مهم مشارکت اجتماعی
یکی از عرصه‌های مهم مشارکت اجتماعی مشارکت شهروندی است. تشویق مردم در مشارکت امور شهری از راهکارهای عملی بهبود زندگی اجتماعی محسوب می‌شود. بحث مشارکت نه‌تنها در قانون اساسی و اصول مختلف آن مورد اشاره و توجه جدی قرار گرفته، بلکه از جمله حقوق اساسی شهروندان به شمار می‌رود که دربرگیرنده مجموعه‌ای از حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی است.
ابراهیم عباس‌زاده، کارشناس مسائل اجتماعی می‌گوید: «زندگی شهری برای گسترش و تداوم و بقای خود مستلزم همکاری و همیاری همه مردم در همه سطوح و از هر طبقه‌ای است، زیرا محیط زندگی در شهر بر طبق نیازهای همگان شکل می‌گیرد؛ بنابراین مشارکت شهروندان در سیستم مدیریت شهری و همچنین مدیریت محله‌ای تأثیر دارد. همچنین برای ارتقای سطح زندگی ساکنان محلی اهمیت دارد.»
وی می‌افزاید: «مشارکت شهروندی در تأمین منافع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیب‌ها، و تنش‌های ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر است. در نهایت به ‌منظور دستیابی به الگوی مشارکت شهروندان در امور محلی، نخست باید بستر و پیش‌شرط‌هایی که لازمه توانمند‌سازی گروه‌ها و افراد جامعه‌اند شناسایی شوند تا مشارکت واقعی به معنای سهیم‌ شدن در تصمیمات تأثیرگذار بر زندگی فردی و اجتماعی به بار نشیند. به بیان دیگر، مشارکت بدون شناخت شرایط اجتماعی، نگرش‌ها، و رفتارهای افراد در آن شرایط بی‌معناست.»