کد خبر: ۲۷۵۴۱۲
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۸

گمراه کننده واقعی، خدا یا غیرخدا؟ (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
خدای متعال در قرآن کریم از یک سو، گمراه کردن مردم را از ساحت قدسی خود به دور می‌داند، اما از طرف دیگر در برخی آیات، خود را به عنوان گمراه کننده معرفی می‌کند، آیا این تفاوت و اختلاف مواضع قرآنی موهم تعارض و تناقض در قرآن کریم نیست؟
پاسخ:
خداوند متعال در قرآن کریم از یک سو گمراه کردن مردم «اضلال» را از ساحت قدسی خود به دور می‌داند و می‌فرماید: «خدا بر آن نیست که گروهی را پس از آنکه هدایتشان کرد، گمراه کند.» (توبه- 115) اما از طرف دیگر خداوند خود را در برخی از آیات به عنوان گمراه کننده مردم معرفی می‌کند و می‌فرماید: «آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده، و برگوش او و دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده نهاده است؟»(جاثیه- 23) یا در آیه دیگر می‌فرماید: «خداوند بر دل‌های آنان، و بر شنوایی ایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌ای قرار داده و آنان را عذابی بزرگ است.» (بقره - 7)
پاسخ شبهه
1- شکی نیست که در زندگی انسان‌ها جبر حاکم نیست و هر کسی با اختیار خود، راه و مسیر حرکت و سبک زندگی خویش را انتخاب می‌کند. بنابراین گمراه شدن انسان‌ها در درجه اول به نوع انتخاب آنها و خصوصیاتی است که در برابر خدای متعال و آیات الهی او دارند. خدای متعال در قرآن کریم، در آیات متعددی به عللی از قبیل: کفر، تکبر، ستم، پیروی از هواهای نفسانی، سرسختی و لجاجت در برابر حق و... استناد کرده است و  می‌فرماید: اصرار و لجاجت آنها در برابر حق و ادامه ظلم و ستم، کفر و ناسپاسی، سبب می‌شود که بر قدرت تشخیص افراد، پرده‌ای قطور افتاده و آنها را از تشخیص حق عاجز می‌کند. بنابراین گمراه شدن آنها به نوع انتخاب و عملکرد آنها بستگی دارد، و در نگاه اول نمی‌توان آن را به خدای متعال نسبت داد، بلکه باید گمراهی از مسیر حق را به نتیجه و عکس‌العمل اعمال خود انسان‌ها دانست. «بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دل‌هایشان مهر زد.»(نساء-155) یا در آیه دیگری می‌فرماید: «این گونه، خداوند بر دل هر متکبر زورگویی مهر می‌نهد.» (مومن- 35) بنابراین ملاحظه می‌شود که گمراهی و سلب قدرت تشخیص حق، و از کار افتادن ابزار شناخت دل در این نوع آیات به عملکرد و ویژگی‌های رفتاری خود انسان‌ها برمی‌گردد، و ساحت قدسی الهی منزه است از اینکه خودش هم هدایت کننده انسان‌ها در مسیر کمالات و سعادت دنیوی و اخروی آنها باشد و هم گمراه کننده آنها از مسیر حق؟! 
البته این یک مسئله طبیعی است که اگر انسان به کار خلاف و غلطی ادامه دهد، تدریجاً با آن انس می‌گیرد، و ابتدا یک حالت است، سپس در اثر تکرار و مداومت تبدیل به یک عادت و ملکه اخلاقی گشته و جزء وجود انسان می‌گردد و این نقطه‌ای است که دیگر راه بازگشت برای او به راحتی میسر نیست. اما چون خودش آگاهانه و با اختیار این راه را انتخاب کرده، مسئول تمام عواقب آن می‌باشد، و غیر از خودش کس دیگر را نمی‌تواند مقصر قلمداد کند!
دلایل انتساب گمراهی انسان‌ها به خدا
اگر در قرآن کریم دلایل و منشأ فاعلیت گمراهی انسان‌ها به خدا نسبت داده می‌شود، به دلایل زیر می‌باشد:
1- خداوند این خاصیت را در این گونه اعمال قرار داده است که نتیجه ظلم و کفر و تکبر و پیروی از هواهای نفسانی و... بشود گمراهی بی‌بازگشت. «صم، بکم، عمی،فهم لایرجعون» آنها کر و لال و کورند، برای همین راهی برای بازگشت ندارند (بقره- 18)
2- از منظر توحید افعالی خداوند، هیچ یک از این اعمال، خارج از حیطه قدرت الهی و بدون اذن تأثیرگذاری و اطلاع خداوند تحقق نمی‌یابد.
3- عکس این مطلب نیز در قوانین آفرینش کاملاً مشهود است. یعنی کسی که پاکی و تقوا، راستی و درستی را پیشه خود سازد، خداوند حس تشخیص و فرقان او را قوی‌تر می‌سازد و درک و بصیرت و روشن‌بینی خاصی به او می‌بخشد. اگر تقوای خدا را داشته باشید برای شما خداوند قدرت تشخیص (حق از باطل) را قرار می‌دهد.» (انفال- 29)
4- انتساب ضلالت و گمراهی ظالمان و ستمگران، همان سلب توفیق الهی از آنها است، که سبب بدبختی و شقاوت آنها می‌شود. به عبارت دیگر این خاصیت عمل آنها است که به خداوند نسبت داده می‌شود. زیرا هر موجودی هر تأثیری که دارد، قدرت و نیروی آن از جانب خداوند متعال است. بنابراین میان این دو دسته آیات هیچ گونه تعارض و  تناقضی وجود ندارد.