عوامل موفقیت (1)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی چه علل و عواملی موجب میشود، انسان به اهداف مورد نظر خود برسد و در زندگی احساس موفقیت و سربلندی کند؟
پاسخ:
مفهوم موفقیت و جایگاه آن در زندگی
موفقیت در لغت به معنی توفیق، کامیابی، کامروایی، کامرانی،دستیابی به آرزو و یا انجام دادن کار مطلوب است. همه ما دوست داریم در کوتاهترین و آسانترین راه به موفقیتهای بزرگ در زندگی برسیم، و هر آنچه را که دیگران دارند، بلکه فزونتر در امور دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی به دست آوریم و خوشبختی را در دنیا و آخرت به ارمغان آوریم، اگرچه برخی دایره و وسعت جهانبینی خود را محدود به امور مادی کرده و موفقیتهای خود را در این چهارچوب دنیایی تعریف میکنند و آرزوی دستیابی به آن را دارند!
انتخاب هدف
شناخت و انتخاب هدف یکی از اساسیترین موضوعات زندگی هر انسانی را رقم میزند. اگر انسان هیچ شناختی از هدف واقعی و خلقت خود نداشته باشد،دنیا را پوچ و بیمعنا خواهد یافت. همه فعالیتهای آگاهانه و ناآگاهانه انسان، زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهاییاش در زندگی روشن باشد. هدفگذاری ما در زندگی به حیات ما جهت و معنا میبخشد، و در انگیزه و رفتار ما تأثیر میگذارد.
اگر انسانها در زندگی خود سبک زندگی و روشهای متفاوتی دارند به این دلیل است که اهداف مختلفی را دنبال میکنند. هر چقدر این اهداف با ارزشتر و والاتر باشد و با عزت و کرامت انسانی منطبق باشد، به همان اندازه زندگی انسان از ارزش و کیفیت عالیتری بهرهمند خواهد شد. بنابراین سعادت و یا شقاوت انسان در درجه اول مرهون شناخت هدف و انتخاب آن است. چه بسا انسانهایی فقط به دنیا و زرق و برق آن میاندیشند و تمام تلاش و کوششهای آنان معطوف به امور دنیوی است و به آن سرگرم و راضی شدهاند. قرآن کریم در وصف آنان و عاقبت کارشان میفرماید: مسلماً کسانی که دیدار (قیامت) ما (و محاسبه شدن اعمالشان) را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدهاند و به آن آرام یافتهاند، و آنان که از یاد ما غافل و بیخبرند، این افراد به کیفر گناهانی که همواره مرتکب میشوند، جایگاهشان آتش است. (یونس- 7 و 8) اما در نقطه مقابل کسانی هستند که با آموزههای وحیانی آشنا شده و توانستهاند ارزشها و کمالات اصیل عقلانی وحیانی را برای خودشان هدفگذاری کنند، و در زندگی سعی و تلاش میکنند تا به این حیات طیبه و ارزشهای والای انسانی و الهی برسند.
نقش هدفگذاری در کسب موفقیت
برای رسیدن به موفقیت شرط اساسی آن تعیین هدف و هدفگذاری است. انسانهایی که در زندگی هدف یا اهداف مشخصی ندارند، موفقیت یا شکست، تعالی و انحطاط برای آنها معنا ندارد، زیرا آنها همانند خس و خاشاکهایی بیریشه هستند که با هر جریان بادی به سمت و سوی آن میروند و از خود هیچ تکیهگاه محکم و استواری ندارند. چنین افرادی در این اندیشه نیستند که با هدفگیریهای صحیح و عاقلانه بتوانند خود را در مسیر تکاملی قرار دهند، اما در نقطه مقابل انسانهایی که اهداف متعالی را در زندگی برای خود برگزیدهاند، تمام سعی و تلاش و علل و اسباب مقتضی اهداف خود را به کار میگیرند تا بتوانند به آنها برسند و در این مسیر موفق و سربلند باشند. امام صادق(ع) میفرماید: عملکننده غیر بصیر و ناآگاه (نسبت به اهداف واقعی و صحیح) مثل سیرکننده در غیر مسیر و راه اصلی است (که به بیراهه میرود) و سرعت حرکت او، ثمری جز دوری بیشتر او از مسیر اصلی به همراه ندارد. (بحارالانوار، ج 1، ص 206)
طبقهبندی انسانها براساس اهداف
انسانها با توجه به اهدافی که دارند، به چهارگروه تقسیم میشوند:
1- گروهی اهداف ممکنالوصول و منطقی دارند. آنها با توجه به موقعیتها و امکانات و تواناییهای خود گام برمیدارند، و در زندگی اهدافی را مشخص میکنند و با تلاش و برنامهریزی دقیق خواهان رسیدن به هر یک از اهداف خود میباشند.
2- گروهی اهداف خارج از توانایی و امکانات خود در نظر میگیرند، که رسیدن به آن اهداف برای آنها عملاً غیرممکن خوهد بود.
3- گروهی اهداف بسیار کوچکی را برای خود انتخاب میکنند که این افراد غالباً نسبت به ظرفیتهای وجودی خود، و شناخت تواناییها و قابلیتهای درونی خود شناخت پیدا نکردهاند و فلسفه خلقت خود را نمیشناسد و دچار غفلت شدهاند!
4- گروهی هم هیچ هدف سازنده و مفیدی در زندگی ندارند و نمیدانند برای چه زندگی میکنند و چه مسئولیتهایی را دارند. بنابراین انسانهای موفق و متعالی، کسانی هستند که در گروه اول جای گرفتهاند و با شناخت فلسفه خلقت و ظرفیتهای وجودی خود اهداف کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت را در زندگی خود طراحی و با برنامهریزی واقعبینانه و صحیح متناسب با مقدورات و امکانات و توانمندیهای خود، تلاش میکنند تا به اهداف مورد نظر خود برسند.
ادامه دارد