ترامپ و مسئله محکومیت در دادگاه(نگاه)
سید محمد امینآبادی
هیئت منصفه دادگاه فدرال نیویورک روز سهشنبه دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا را در پرونده سوءاستفاده جنسی و افترا، مقصر و گناهکار شناخته و به پرداخت بیش از ۵ میلیون دلار جریمه محکوم کرد. هیئت منصفه ۹ نفره متشکل از سه زن و شش مرد، پس از سه ساعت گفتوگو که جلسه آنها قبل از ظهر سهشنبه آغاز شد، تصمیم خود را درخصوص این پرونده اعلام کردند. تارنمای نیویورکپست در این زمینه نوشت: «اعضای هیئت منصفه به این نتیجه رسیدند که «جین کارول» نویسنده ۷۹ ساله آمریکایی توانسته است ادعای خود درخصوص شکایت از چهلوپنجمین رئیسجمهور آمریکا را بهدلیل تجاوز جنسی به او در یک فروشگاه در سال ۱۹۹۶ ثابت کند». براساس گزارش رسانهها این پرونده علاوهبر پرونده دیگری است که ترامپ در اوایل ماه قبل به اتهام جعل سوابق تجاری و پرداخت مخفیانه پول به یک بازیگر فیلمهای مستهجن محاکمه شد. رئیسجمهور سابق آمریکا متهم است که پیش از انتخابات سال ۲۰۱۶ ریاستجمهوری این کشور، مبلغ ۱۳۰ هزار دلار بهعنوان حقالسکوت به یک بازیگر زن فیلمهای مستهجن به نام «استورمی دنیلز» که با او رابطه داشته، پرداخت کرده تا در اینباره صحبت نکند. علاوهبر این موارد، ترامپ به «توطئه غیرقانونی» برای تضعیف یکپارچگی انتخابات ۲۰۱۶ و تلاش برای مخفی کردن اخبار منفی متهم شده است. همزمان رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که جمعی از جمهوریخواهان سنای آمریکا پس از محکومیت ترامپ در پرونده «جین کارول»، درباره شایستگی و شانس بقای وی در انتخابات ۲۰۲۴ ابراز تردید و نگرانی کردهاند. سناتور «جان کورنین» از ایالت تگزاس با اشاره به اینکه فکر نمیکند ترامپ برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری پیشرو شانسی داشته باشد، گفته است: «با این وجود من تصور نمیکنم که صدور این حکم، رایدهندگان را تحت تأثیر قرار دهد.»
زمانی که دونالد ترامپ انتخابات سوم نوامبر(13 آبان 99) را به رقیب دموکرات خود هم در آرای الکترال و هم در آرای مردمی باخت. برخی از کارشناسان و رسانهها این شکست را پایانی بر حیات سیاسی وی عنوان کردند. واشنگتنپست در همین زمینه نوشت: «دولت بایدن به معنی پایان عصر ترامپ خواهد بود». اما پایان ریاستجمهوری ترامپ به معنای پایان «ترامپیسم» نبود. ترامپ سال 2016 زمانی که وارد کارزار انتخاتی آمریکا شد بهعنوان یک فرد بود که بر مطالبات بخشهایی از جامعه آمریکا سوار شد و دموکراتها را شکست داد. او سابقه سیاسی، قضایی، تقنینی، روشنفکری و نظامی نداشت اما توانایی غریزی وی در تجارت، قدرت اقناعسازی بالایی به وی داده بود تا بدینوسیله با برجستهسازی تضادها و «دگر»های هویتی، بتواند بخشی از تودههای آمریکایی را که از جریان حاکم در اقتصاد، سیاست و فرهنگ این کشور خسته شده بودند با خود همراه کند. «فایننشالتایمز» در اینباره نوشته بود: «ترامپ پوپولیست بود اما پوپولیسم، وی را به قدرت نرساند و ایدههایی که وی در سال 2016 مطرح کرد عمیقاً در جامعه آمریکا ریشه داشت». به گفته «ریچ لوری» سردبیر نشریه «نشنال ریویو»، «ترامپ بزرگترین نماد مقاومت در برابر جریانی است که در رسانهها، دانشگاهیان، غولهای اقتصادی آمریکا، هالیوود، رشتههای ورزشی حرفهای، نهادهای بزرگ و تقریبا تمام آن چیزی است که بین اینها قرار دارند. از نظر بسیاری از آمریکاییها، ترامپ فقط انگشت میانهای است علیه مردمی که تصور کردهاند فرهنگ آمریکا را در کنترل دارند». این نکته غیرقابلانکاری است که ترامپ در سال 2016 یک فرد بود اما در سال 2020 تبدیل به یک ایسم شد و بسیاری از دیدگاههای وی درباره اقتصاد، سیاست، فرهنگ، برتری نژادی سفیدپوستان، مهاجران، زنان، مذهب و حتی علم در جامعه آمریکا میلیونها طرفدار برای وی دست و پا کرد.
در انتخابات آبان 99 نیز علیرغم شکست از بایدن بیش از 70 میلیون آمریکایی به وی رای دادند، هرچند نمیتوان تمامی این 70 میلیون را از آن وی دانست. اکثریت بالایی از رایدهندگان در هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات براساس تمایلات حزبی رای میدهند، بدین معنی که اگر اشخاصی غیر از بایدن و ترامپ نیز از سوی دو حزب معرفی میشدند مردم به آنها رای میدادند، اما بسیاری بر این باورند که از این 70 میلیون، درصد قابلتوجهی تنها و تنها بهخاطر شخص ترامپ به وی رای دادهاند و همه آنها نیز در بخشهای مختلف این جامعه دوقطبیشده حضور دارند. جمهوریخواهان تلاش میکنند که از ترامپ در انتخابات آتی ریاستجمهوری این کشور عبور کنند و دموکراتها نیز با برجستهسازی پروندههای فساد اخلاقی و اقتصادی وی سعی دارند مانع حضور وی در انتخابات شوند. هر دو حزب نیز در تلاش هستند تا طرفداران دوآتشه ترامپ را متقاعد کنند تا پشت وی را خالی کنند. اما واقعیت این است که طرفداران ترامپ چندان اهمیتی نمیدهند که وی چه فسادها و جنایتهایی را مرتکب شده است آنها به او بهعنوان یک منجی نگاه میکنند که قرار بود در مقابل جریان اصلی آمریکا بایستد و ماموریتش در سال 2020 نیمهتمام رها شد. چندین نظرسنجی نیز نشان میدهد که مسائل حقوقی ترامپ مانع از شانس پیروزی وی در انتخابات سال ۲۰۲۴ نخواهد شد. براساس نظرسنجی رویترز- ایپسوس که در آستانه حضور وی در دادگاه منتشر شد، ۴۸ درصد از رایدهندگان جمهوریخواه گفتند که میخواهند ترامپ نامزد ریاستجمهوری حزبشان در سال ۲۰۲۴ باشد که ۴ درصد بیشتر از ۴۴ درصدی است که او در نظرسنجی ۱۴ تا ۲۰ مارس (23 تا 29 اسفند) و پیش از انتشار خبر صدور کیفرخواست علیه وی، دریافت کرده بود. «اشپیگل» سال 2020 میلادی درباره تداوم حضور سیاسی و اجتماعی ترامپ در جامعه آمریکا علیرغم شکستش نوشته بود: «ترامپیسم همچنان بهعنوان یک نیروی سیاسی مخرب در آمریکا ادامه خواهد داشت. در سال 2020 نسبت به انتخابات سال 2016 افراد بیشتری به ترامپ رای دادند. وی از حمایت حدود نیمی از شهروندان آمریکایی برخوردار است. وقتی جامعهای به اندازه آمریکا دچار دوقطبی و دودستگی میشود احساس وابستگی سیاسی به ماده مخدری تبدیل میشود که در آن رایدهندگان به طرفدارانی تبدیل میشوند که برای دفاع از جناح سیاسی خود هر چیزی را میتوانند نادیده بگیرند.»
افزایش محبوبیت ترامپ در آمریکا بهدنبال حضور در دادگاه بهدلیل مفاسد اخلاقی نشان میدهد که اگر بستر سیاسی و قانونی حضور ترامپ در انتخابات فراهم شود وی قابلیت بسیجکنندگی میلیونها آمریکایی را دارد و طرفدارانش نیز اهمیتی نمیدهند که وی فرار مالیاتی داشته است یا در چند دادگاه بهخاطر مفاسد اخلاقی محکوم شده است. حتی اگر ترامپ از صحنه سیاسی آمریکا حذف هم بشود حضور ترامپیسم در صحنه سیاسی و اجتماعی آمریکا ادامه خواهد یافت. چرا که این جریان میلیونها آمریکایی را نمایندگی میکند.