کد خبر: ۲۶۴۵۵۳
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۶

اشتراک مبنای دینی و انسانی (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
آیا انسانیت انسان می‌تواند بدون تکیه بر مبنای خداشناسی تحقق عینی و واقعی پیدا کند؟
پاسخ:
لزوم نگاه منظومه‌ای و بسته‌ای
امام علی(ع) می‌فرماید: آغاز و پایه اول دین شناختن خدا است (نهج‌البلاغه- خطبه1) اگر دین را به ساختمانی تشبیه کنیم که دارای در و دیوار و سقف و پنجره و شیشه و نقاشی و روکاری و زیرسازی است، باید بگوییم زیرسازی و زیر بنای همه افکار و معتقدات و اخلاقیات و دستورالعمل‌های دینی خداشناسی است، و اگر بنا شود مجموعه مصالح بنایی را در یک جا انبار کنیم اهمیت ندارد که کدام قسمت را اول بریزیم و کدام قسمت را آخر بریزیم،‌ و همچنین اگر بنا شود کتابی به صورت کشکولی بنویسیم، دیگر مهم نیست که کدام مطلب را اول بیاوریم و کدام مطلب را در صفحه دوم، فرقی نمی‌کند که هر مطلبی کجا قرار گیرد، نگاه منظومه‌ای و سازواره‌ای اقتضا می‌کند که هر چیزی در جایگاه و موضع خودش قرار گیرد.
سازواره‌ و منظومه دینی
دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی و منظومه‌ای برای کسی پیدا شود باید از پایه توحید و خداشناسی آغاز گردد، تا این اصل در روح و دل تاسیس نشود، سایر اجزاء و قسمت‌ها پایه و اساسی نخواهد داشت. پیامبراکرم(ص) بعد از بعثت ابتدا به مردم نفرمود: نماز بخوانید، روزه بگیرید، صله‌رحم انجام دهید، به یکدیگر ظلم نکنید؟ و... بلکه منظومه دین را از این نقطه آغاز کرد که «قولو لااله الا الله تفلحو» حساس‌ترین نقطه یعنی قلب مردم را با عقیده توحید پیوند زد و تکوین و زیرساخت تربیت امتی عظیم و مقتدر را بر این اساس به وجود آورد.
خداشناسی، اولین سازه منظومه دینی و انسانی
آری خداشناسی نه فقط اول دین، بلکه اول پایه و مایه انسانیت است. انسانیت اگر بنا شود روی اصل پایداری بنا شود باید روی اصل توحید ساخته گردد. ما یک سلسله امور را به عنوان حقوق انسانی، یا شئون انسانی نام می‌بریم، می‌گوییم انسانیت حکم می‌کند که رحم و مروت داشته باشیم، نیکوکار باشیم، از صلح و آرامش و نوع‌دوستی و از فقرا و مستمندان حمایت کنیم، به هم‌نوعان خود آزار نرسانیم و ظلم نکنیم، و باتقوا و عفیف باشیم و به حقوق دیگران تجاوز نکنیم و... همه این صفات و ویژگی‌ها جلوه‌ای از منطق انسانی است، اما اگر از ما بپرسند که منطق این دستورها و فلسفه‌ای که ما را قانع می‌کند که منافع شخصی خود را فدای این امور انسانی بکنیم و متحمل محرومیت برای خود شویم چیست، آیا می‌توانیم با چشم‌پوشی از مسئله خداشناسی جوابی بدهیم؟ اینها همه جلوه‌ای از معنویات و مخالف مادیات و منافع فردی است. بنابراین سرسلسله معنویات خداشناسی است، امکان ندارد که از سرسلسله معنویات و از ریشه و بن و سرچشمه آنها چشم بپوشیم و آنگاه بتوانیم، اصول معنوی و انسانی داشته باشیم. بدین خاطر مادی‌ترین مسلک‌های جهان چاره‌ای ندارند از اینکه نهادها و سازمان‌های اجتماعی خود را بر پایه یک سلسله اصول معنوی و شرافت‌های اخلاقی استوار سازند.
تفکیک‌ناپذیری انسانیت از خداشناسی
انسانیت از خداشناسی هرگز نمی‌تواند جدا گردد. یا خداشناسی است یا سقوط در حیوانیت و منفعت‌پرستی و سبعیت و درندگی. منفعت‌پرستی به معنی واقعی کلمه یعنی اینکه آدمی واقعا بنده شهوت و شکم بوده باشد. یا باید بنده خدا بود و یا بنده شکم و شهوت و جاه و مقام و پول و زر و زیور، راه سومی ندارد. اما اینکه کسی مدعی شرافت و اخلاق انسانی و تقوا و عفت باشد و در عین حال به خداشناسی که سرسلسله این امور است ایمان و اعتقاد نداشته باشد، توهم باطلی بیش نیست. قرآن کریم در قالب تمثیلی این حقیقت را این‌گونه بیان می‌فرماید: مثل کلمه پاک توحید، مثل درخت پاک و سالمی است که در زیرزمین ریشه دوانیده و شاخه‌هایش سر به آسمان کشیده است. این درخت میوه و ثمربخش است، همیشه بهار است و همیشه میوه و ثمره دارد، در همه فصل‌ها و در همه روزها میوه فراوانی دارد که تمام‌شدنی نیست.(ابراهیم- 24) این مثل درباره کسانی است که درخت خداشناسی در زمین روحشان روییده باشد. اما مثل سخن ناپاک و بی‌حقیقت مثل درختی است که ریشه‌ای نداشته و قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد، اندک بادی آن را از ریشه می‌کند.(ابراهیم- 26)
آری خداشناسی یگانه منطق صحیح و درست و محکم انسانیت است، پایه اصلی تقوا و پاکدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداکاری است. انسانیت و منشأ امتیاز واقعی انسان از حیوان است. تنها خداشناسی است که می‌تواند جانشین منطق منفعت‌پرستی و خودپرستی و خودخواهی گردد.