کد خبر: ۲۶۴۴۰۱
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۰:۴۶
یک شهید، یک خاطره

کت شلوارِ گمشده!

 
 
 
مریم عرفانیان
بهانة بردن آن به اتوشویی کت‌شلوار را همراه برد.
مدتی گذشت و خبری نشد!
 پرسیدم: «رمضانعلی لباست رو کی از اتوشویی می‌گیری؟»
جواب داد: «نمی‌دونم، انگار کت‌شلوار رو اشتباهی به یکی از مشتریان دادن؛ چون صاحب مغازه هرچی دوروبرش رو گشت، لباسم رو پیدا نکرد.»
با تعجب گفتم: «این‌طور که معلومه، تنها لباس خوبت رو گم کردی.»
***
بعد شهادت هم تا مدت‌ها کت‌شلوارش پیدا نشد. تا اینکه یکی از دوستانش به خانه‌مان آمد و گفت: «وقتی می‌خواستم ازدواج کنم، ازنظر مالی به‌شدت در مضيقه بودم و توان خرید لباس دامادی رو نداشتم. پسر شما کت‌شلوارش رو بهم داد.» با این حرف، تازه فهمیدم رمضانعلی نمی‌خواست باعث شرمندگی دوستش بشود.
خاطره‌ای از دانشجوی شهيد رمضانعلی احمدنژاد
راوی: مادر شهید