ارزشهای پهلوانی (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
رعایت اصول علمی و تجربه شده مدیریتی شرط اصلی و لازم پیشرفت در هر حوزه و عرصهای از جمله ورزش است و در این باره کوچکترین تردیدی برای هیچکس وجود ندارد. محال و غیر ممکن است که با پاگذاشتن روی اصول و بیاعتنایی به موازینی نظیر نظم و انضباط و هماهنگی و کنترل و نظارت و مسئولیت شناسی و پاسخگویی و شایستهسالاری و... در جایی و کاری موفق شد و اهداف جمعی را متحقق ساخت.
رعایت اصول ذکر شده نه تنها چرخ امور را روانتر و بهتر به گردش درمیآورد بلکه موجب ایجاد فضای سالم و محترمانه برای کار و فعالیت میشود و به دیگر سخن به ارتقا و حاکمیت ارزشهای اخلاقی هم میانجامد. امروز همه میدانیم و اهالی ورزش با همه وجود درک و لمس میکنند که ورزش(و بلکه حوزههای دیگر) از حیث اخلاقی و فرهنگی وضعیت خوبی ندارد و هر روز با طنین حرفهای دل آزار و چهره بستن صحنههای غیر ورزشی و شنیدن اخبار ناخوشایند، به جای دمیدن روح نشاط و امید و سرزندگی و عشق و محبت موجب سرخوردگی و کسالت و نومیدی مخاطب و اهالی ورزش میشود.
برای اینکه بحث ما حالت ذهنی و انتزاعی صرف نداشته باشد میتوان به آنچه این روزها(که تقریبا مثل همیشه در روزهای پایانی لیگ برتر اتفاق میافتد و تکرار میشود) در فوتبال ما رخ میدهداشاره کرد. لب و چکیده همه آنها بیانیه نویسی و اعتراض و انگ و تهمت زنی و متهم کردن فدراسیون به جانبداری، زیر سؤال بردن عدالت و بیطرفی داوری و قضاوت و... است! در سنجش و ارزیابی علمی، میتوان دقیقتر و عینیتر به چرایی و دلایل این معضل پی برد، اما با توجه به آنچه آمد ریشه اصلی آن را باید در سازوکار و روشهای مدیریتی- که غالبا با عدم رعایت اصول مدیریتی همراه است- پیدا کرد، مدیریتی که چون اصول را گاهی اوقات در حداقل آن هم رعایت نمیکند (و مثلا همه به یاد داریم کسانی در قامت وزیر از تیمی یا شهری دفاع میکردند و از علنی شدن آن هم ابایی نداشتند و موجب رنجش و آزار دیگران میشدند و یا...) نمیتواند اعتماد و احترام اهالی ورزش را جلب کند و به فضای مملو از بدبینی و سوءظن و بیاعتمادی و دشمنی و کینهورزی و نفرتپراکنی و احساس تبعیض و بیعدالتی دامن میزند.
در چنین وضع و شرایطی معلوم است که نباید بر ورزش فضای سالم حاکم باشد و کسی به طور مثبت و سازنده از آن لذت ببرد. این در حالی است که برای پیشرفت در هر امری- از جمله ورزش- همانقدر که فن و تکنیک و پول و مادیات لازم است، اخلاق و فرهنگ و رعایت موازین انسانی و جوانمردی و پهلوانی هم ضرورت دارد. این همه تکیه و تاکید کتاب الهی و توصیه و سفارش معصومین(ع) بر رعایت اصول اخلاقی و عمل به ارزشهای انسانی فقط برای این نیست که این ارزشها «کاربردآن جهانی» دارد و در«آخرت» به رستگاری میانجامد، بلکه علاوهبر آن برای این است که رعایت این ارزشها و خلقیات، موجب سعادت دنیوی و آبادی «این دنیا» میشود. این کتاب خداست که میفرماید:« ولوان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض...»(اگر مردم شهرها و سرزمینها ایمان بیاورند و تقوا بورزند، درهای برکات از زمین و آسمان بر روی آنها باز میشود ).
بر مسئولان و مدیران ورزش است که علاوهبر رعایت بیشتر اصول مدیریتی، به مسائل فرهنگی و اخلاقی به معنای واقعی (و نه کلیشهای و ادایی و تشریفاتی) اهمیت بدهند و کاروبار امور فرهنگی را دست هر کسی نسپارند و بدانند تنها در صورت رعایت این اصول و موازین و ارزشهای اخلاقی و فرهنگی که ریشه در فطرت آدمی دارد، پیشرفت و تحول امکانپذیر است. این واقعیتی است که بارها و در همه جا و نزد مردم بزرگ کشور عزیز تاریخی ما-که فرهنگی ریشه دار و اعتقاداتی منطبق با ارزشهای اخلاقی و عقلانی دارد- ثابت شده است.
مردم کار و حرکتی را مقبول و قهرمانانه میدانند و برای آن اهمیت قائلند که هم اصولی و هم علی الخصوص اخلاقی و منطبق با فطرت و انسانیت باشد. همین هفته گذشته دیدیم و شنیدیم که در عزای جوان برومند سبزواری، جوانمرد غیرتمند، شهید حمید رضا الداغی، چگونه سرتاسر کشور تحت تاثیر قرار گرفت و همه در همهجا ضمن ابراز تاسف شدید، حرکت او را تحسین کردند و آن تشییع عظیم و مراسم باشکوه برپا شد. برای مردم ایران- و مردم هرجا که از فطرت سالم انسانی برخوردارند- فراتر از برد و باختها و بازیهای زودگذر، آنچه ارزش دارد و ماندنی است، همین ارزشهای انسانی و پهلوانی است.
قهرمانانی که همیشه در قلب آنها جای دارند و هرگز فراموش نمیشوند، چنین قهرمانانی هستند که برای مردم و دفاع از مظلوم و نوامیس جامعه چنین شجاعانه و سخاوتمندانه عمل میکنند و حتی مثل این شهید عزیز(که خود ورزشکار و از خانواده ورزش بوده) و همه شهدا، با نثار جان، اخلاص خود را ثابت میکنند و...
حرف آخر تکرار این واقعیت ناخوشایند و کاملا مغایر با فرهنگ پهلوانی است که متاسفانه در ورزش ما رعایت اصول- چه در بعد فنی و اجرایی و چه از نظر اخلاقی و فرهنگی- بسیار کمرنگ بوده و فرصتطلبی و نتیجهگرایی افراطی و دلالیسم بیمهار و حرمت شکنی و... بر آن حاکم شده است. این مسئلهای جدی است که باید به آن (به ویژه از جانب مدیران ورزش) توجه شود، چرا که اگر نشود گفتن از ورزش و پیشرفت آن، حرف مفت و فریبکاری است...