سودان در برزخ بین فروماندگی و جنگ داخلی(نگاه)
سید محمد امین آبادی
طبق تعریف، دولتهای فرومانده به دولتهایی اطلاق میشود که دولت-ملت، منافع ملی و هویت ملی به معنای واقعی در آنها شکل نگرفته است. این دولتها از اِعمال حاکمیت بر تمامی قلمرو سرزمینی و حفاظت از مرزهای خود ناتوان هستند، قادر به حفظ امنیت مردم خود نیستند، وظایف اداری- سازمانی مورد نیاز برای مردم را نمیتوانند اجرا کنند و تنها خدمات عمومی را به صورت کاملاً حداقلی برای مردم تامین میکنند. انحصار کاربرد مشروع زور را در قلمرو خود به دلیل وجود گروههای شبه نظامی قومی و قبیلهای مختلف از دست دادهاند. کنترلی بر منابع ندارند، توسعه اقتصادی این کشورها نامتوازن است، گروههای قومی و قبیلهای در این کشورها ایجاد ترس و وحشت میکنند. بازیگران خارجی به دلیل ضعف دولت مرکزی در این کشورها مداخله میکنند و از گروههای مختلف در جهت منافع خود حمایت میکنند. قدرت نیز بین دولت ضعیف، قبایل و گروههای قومی تقسیم شده است. تمامی فاکتورهای فوق در مورد سودان صدق میکند و بر این اساس این کشور طی چند دهه گذشته همواره از سوی نهادهای بینالمللی به عنوان یکی از کشورهای فرومانده در آفریقا طبقهبندی شده است. طی دو هفته گذشته بحران فروماندگی دولت سودان با درگیری ارتش و شبه نظامیان موسوم به «نیروهای واکنش سریع» به رهبری «محمد حمدان دقلو» معروف به «حمیدتی» تشدید شده است. ارتش سودان در سال 2019 میلادی با کودتای نظامی «عمرالبشیر» را سرنگون و خود زمام امور این کشور را بر عهده گرفت و حالا در خود این ارتش گروهی علیه ژنرالهای حاکم دست به کودتا زدهاند. یکی از مشکلات اصلی کشورهای فرومانده عدم انحصار مشروع زور و اقتدار ارتش و نیروهای امنیتی بر کل کشور است. در کودتای اخیر سودان نیز این ویژگی نقش بارزی دارد. به گفته کارشناسان در کنار ارتش سودان نیروهای «نیروهای واکنش سریع» به رهبری «حمیدتی» تبدیل به نیرویی موازی شده بود و « عبدالفتاح البرهان» فرمانده ارتش سعی داشت با انحلال این نیروی نظامی قدرت و اقتدار وی را تضعیف کند. کودتا در سودان مسئله تازهای نیست در واقع یکی از دلایل تشدید فروماندگی سودان تعداد زیاد کودتاها در این کشور است. طی 66 سال گذشته و از سال 1975 میلادی تا کنون ۱۵ کودتا در سودان به وقوع پیوسته است.علاوهبر این موقعیت ژئوپلیتیکی سودان در شمال آفریقا و در حاشیه دریای سرخ و در همسایگی مصر، اتیوپی، اریتره و جمهوری چاد باعث شده است که بازیگران منطقهای و فرامنطقهای که منافعی در ثبات یا عدم ثبات در این کشور دارند در راستای منافع خود در کنار یکی از دو گروه درگیر قرار بگیرند که این مسئله خود بحران را عمیقتر کرده است. سودان سرچشمه رود نیل است و نقش آب در بحرانهای منطقهای در آفریقا برجسته است. سودان با مصر برسر مدیریت منابع آب رود نیل و با اتیوپی برسر مسئله «تیگرای» و حمایت از شورشیان این منطقه اختلاف دارد. این کشور با کشور تازه تجزیه شده سودان جنوبی نیز اختلافات گسترده مرزی دارد و هر چند وقت یک بار این اختلافات به تنشهای نظامی بین دو کشور منجر میشود. برخی گزارشها نیز حاکی است «نیروهای واکنش سریع» که کودتای کنونی را آغاز کردهاند حامیانی در کشورهای منطقه و فرامنطقه دارند و همین تضاد منافع خود حکایت از طولانیتر شدن بحران دارند.. رژیم اسرائیل نیز از بازیگران دیگر حاضر در این بحران است. به گفته کارشناسان، رژیم صهیونیستی تمرکز ویژهای بر سودان دارد، کنترل بنادر این کشور در دریای سرخ باهدف جلوگیری از ورود تسلیحات نیروهای مقاومت به غزه است که این موضوع برای صهیونیستها اهمیت بیشتری نسبت به سایر موضوعات دارد. آمریکا، روسیه و چین نیز با توجه به همسایگی سودان با دریای سرخ منافعی در این کشور دارند. حضور نظامی در دریای سرخ میتواند بر جریان انتقال انرژی به کشورهای غربی تاثیرگذار باشد و همین مسئله بحران سودان را حائز اهمیت بینالمللی کرده است. به نظر میرسد هیچ یک از دو طرف درگیر(ارتش و نیروهای واکنش سریع) به دلیل توازن قوا قادر نیستند دیگری را به صورت کامل مقهور قدرت خویش سازند و در صورت تداوم این وضعیت و ادامه درگیریها سودان در درون فروماندگی کنونی به جنگ داخلی دیگری کشیده شده و احتمال ورود قبایل به این درگیریها و تجزیه دوباره این کشور بزرگ آفریقایی نیز دور از انتظار نخواهد بود.