کد خبر: ۲۶۳۷
تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۷
ردپایروایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332 60 سال خیانت و جنایت 2560

مهره سیا برای اجرای اصلاحات آمریکایی

فردي که براي اجراي اين اصلاحات آمريکایي در نظر گرفته شده بود، "‌علي اميني‌" بود.

 Research@kayhan.ir
 تالیف: کامران غضنفری
نخست‌وزيري علي اميني
فردي که براي اجراي اين اصلاحات آمريکایي در نظر گرفته شده بود، "‌علي اميني‌" بود.
ارتشبد فردوست، رئيس مهم‌ترين ارگان اطلاعاتي رژيم پهلوي (دفتر ويژه اطلاعات) در اين مورد مي‌گويد:
"علي اميني در کابينه فضل‌الله زاهدي وزير دارايي شد و قرارداد معروف "‌اميني- پيچ‌" را با کنسرسيوم چند مليتي بست و به شرکت نفت انگليس هم غرامت کامل پرداخت. بدين ترتيب طرحي که آمريکایي‌ها براي حل معضل نفت ايران و سهيم شدن در آن داشتند به نتيجه مطلوب رسيد و با رضايت طرفين (آمريکا و انگليس) نفت ايران بين آنها تقسيم شد. اميني مهره مجري توافق اين دو سياست بود‌".
 غلامرضا پهلوي در سال 1984 (1363) در مصاحبه‌اي با راديو صداي آمريکا در مورد نخست‌وزير شدن علي اميني مي‌گويد:
‌"وقتي موضوع نخست‌وزيري علي اميني جدي شد، انگليسي‌ها اسنادي در اختيار برادرم (محمدرضا) قرار دادند که نشان مي‌داد علي اميني از زمان تحصيل در آمريکا جذب سازمان سيا شده و يک مدت هم در ترکيه براي آمريکا جاسوسي مي‌کرده و في‌الواقع يک جاسوس درجه اول و آموزش ديده آمريکا است‌".
ياتسويچ (رئيس پايگاه سيا در ايران) نیز گفته بود : ‌"به گمانم به شاه تفهيم شد که انتصاب اميني کاري بسيار عاقلانه است ... گمان ما هميشه اين بوده که اميني آدم ما است‌".14
پيروزي کندي در انتخابات، موفقيت علي اميني را در پي داشت ... براساس طرح و برنامه‌اي که مشاوران کندي تدوين کرده بودند، قرار بود علي اميني به‌عنوان مجري اصلاحات ظاهري مورد نظر کندي، عهده‌دار مقام نخست‌وزيري ايران باشد. بر اين اساس دولتمردان آمريکایي مجدداً  از شاه خواستند تا علي‌اميني را به نخست‌وزيري منصوب کند و راه را براي اجراي اصلاحات مورد نظر آمريکا هموار سازد.
بالاخره شاه در تاریخ 17 ارديبهشت 1340علي اميني را به نخست‌وزيري منصوب کرد. خود شاه بعدها به يک خبرنگار آمريکایي گفت که اين حکومت کندي بود که او را مجبور ساخت اميني را نخست‌وزير کند.15
اميني در برخورد با مشکلات داخلي و تنظيم سياست‌هاي خود از حمايت آشکار ايالات متحده برخوردار بود و در اين زمينه "‌جوليوس هلمز‌" سفير آمريکا در ايران، با وي در مشورت بود. هلمز هم زمان با تشکيل دولت اميني به ايران آمد. (16)
علي اميني و رژيم صهيونيستي
از سوي ديگر بايد توجه داشت که يکي از مأموريت‌هاي دکتر علي اميني در دوران نخست‌وزيري، گسترش روابط رژيم شاه با اشغالگران فلسطين و رسميت بخشيدن به آن بود. وي تنها براي پياده‌کردن رفرم مورد علاقه آمريکا به صحنه نيامده بود، بلکه مأمور بود نقشه‌ها و توطئه‌هاي اسلام‌زدايي و سياست‌هاي استعماري آمريکا را که در سر‌فصل آن به رسميت شناختن اشغالگران فلسطين و بازگذاشتن دست آنان در همه شئون سياسي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي و ... قرار داشت، به شکل فراگير به اجرا در آورد و با پياده‌کردن سياست آمريکا در ايران، يک دگرگوني اجتماعي تحت عنوان "‌انقلاب سفيد‌" پديد آورد ... در هشتم آبان ماه 1340، ديويد بن گوريون (نخست‌وزير اسرائيل) در سر راه خود به بيرماني، در تهران توقف کرد و مورد استقبال دکتر علي اميني قرار گرفت. رئيس ستاد ارتش ايران نيز در اين ديدار حضور داشت. (17)
هم‌چنين دکتر علي اميني، طبق گزارش "‌خيلي‌محرمانه‌" سفارت آمريکا در تهران، مورخ پنجم دسامبر 1961 (14آذر 1340)، در ملاقات با سرهنگ گراتيان ياتسويچ (مسئول پايگاه سيا در ايران) اظهار مي‌دارد:
" ده‌ها نفر از جوانان به اسرائيل اعزام خواهند شد تا به مدت کافي در آنجا کار و زندگي کنند تا ديد صحيح را به دست آورند و سپس به‌عنوان مدير در ايران خدمت کنند." (18)
اميني دو روز بعد از تصدي پست نخست‌وزيري، دکتر حسن ارسنجاني را که ارتباط ديرينه و تنگاتنگي با صهيونيست‌ها داشت، به‌عنوان وزير کشاورزي معرفي کرد و اجراي قانون "‌اصلاحات ارضي‌" را به او واگذار کرد. (19)
ارسنجاني پس از آن که به وزارت کشاورزي منصوب شد، بي‌درنگ با کارشناسان اسرائيلي درباره چگونگي "‌تقسيم اراضي‌" در ايران، به رايزني نشست. شماري از کارشناسان اسرائيلي در امور کشاورزي و اصلاحات ارضي را به ايران فراخواند تا درباره چگونگي اصلاحات ارضي و تقسيم زمين‌ها به مطالعه و بررسي بپردازند و طرح بدهند.(20) این همان برنامه" اصلاحات ارضی" است که در بهمن ماه 1341 از سوی شاه به عنوان یکی از مهم‌ترین اصول به‌اصطلاح "انقلاب سفید شاه و مردم" عنوان گردید .این طرح در ظاهر برای کوتاه کردن دست خوانین و حمایت از کشاورزان ، و در باطن برای نابودی کشاورزی ایران و وابسته کردن ایران به محصولات کشاورزی کشورهای خارج بخصوص آمریکا، طراحی شده بود .  
ارسنجاني سپس از وزير کشاورزي وقت اسرائيل (موشه دايان) براي ديدار از ايران رسماً دعوت کرد. موشه دايان از 27 شهريور تا پنجم مهر 1341 از ايران ديدن کرد. وي در اين سفر با شاه، نخست‌وزير و ديگر مقامات بلندپايه ايران ديدار و گفت‌وگو کرد. (21)
سفر شاه به آمريکا و عزل اميني
اما محمدرضا پهلوي از ارتباط فعاّل علي اميني با آمريکا راضي نبود و آن را خطري جدّي عليه بقاي سلطنت خود تلقي مي‌کرد و همواره در اين انديشه بود تا به هر طريق ممکن، مراتب وفاداري همه جانبه خويش را به آمريکایيان اثبات کند و با جلب اعتماد آنان، خود اجراي اصلاحاتي را که به دست علي اميني انجام مي‌شد، برعهده گيرد. بر اين اساس و به پيشنهاد مشاورانش تصميم گرفت تا شخصاً به آمريکا عزيمت کند و با مقامات درجه اول آن کشور به گفت  و گوي مستقيم بپردازد. به همين منظور محمدرضا پهلوي در تاريخ 21 فروردين 1341 به آمريکا رفت. (22)
فرح پهلوي در خاطرات خود نقل مي‌کند که شاه موفق شد با دادن رشوه‌هاي سنگين، موافقت کندي را براي برکناري اميني و حمايت از خودش کسب کند. وي مي‌نويسد:
" در سفر به آمريکا، محمدرضا يک رشته جواهرات بي‌نظير متعلق به "‌ريچارد شيردل‌" را که از يک جواهر فروش در لندن به مبلغ دو ميليون پوند خريداري کرده بود، به ژاکلين کندي هديه داد. اين هديه سخاوتمندانه باعث شد که نوع برخورد کندي و همسرش با ما به کلي عوض شود." (23)
فرح در ادامه مي‌گويد:
" جواهرات ريچارد شيردل کار خودش را کرد و کندي قول داد از استمرار سلطنت پهلوي حمايت کند و دست محمدرضا را در انجام اصلاحات باز گذارد ... آمريکایي‌ها پذيرفتند از حمايت علي اميني دست بردارند. در پايان مسافرت رسمي ما به آمريکا، اعلاميه مشترکي به امضاي جان. ‌اف. کندي و محمدرضا منتشر گرديد که طي آن آمريکا با صراحت، خود را متعهد به پشتيباني از شاه ايران کرده بود." (24)
خود شاه در این مورد می گوید :
"به کندی قول دادم که هر چه بگویند و هر برنامه ای که داشته باشند ، شخصاً انجام می دهم و بهتر است دست از امینی بردارند . کندی هم از من قول ناموس گرفت که به آمریکا خیانت نکنم حتی اگر به قیمت خیانت به کشور و ملت ایران تمام شود و من پذیرفتم ." 25