جای خالی فصلهای بعدی سریال «ملکوت» در ماه رمضان امسال
زندگی پس از زندگی در قالـب درام
مهدی امیدی
چند سال است که برنامه پژوهشی و
گفتوگومحور «زندگی پس از زندگی» در ماه مبارک رمضان از سیما پخش میشود و مخاطبان و مشتاقان زیادی هم پیدا کرده است. این برنامه میزبان افرادی است که مرگ موقت و حضور در عالم دیگر را تجربه کردهاند و صحبتهای آنها تلنگری برای دلهاست. اما جای سؤال است که چرا با وجودی که علاقهمندان طرح اینگونه موضوعات در تلویزیون تا این حد زیاد هستند و کارکرد اخلاقی و اجتماعی قابل تأملی هم دارد، در ماه مبارک رمضان سریالهایی با این مضامین و روایتها پخش نمیشود؟ اتفاقا چند سال قبل سریالی با عنوان «ملکوت» از سیما به نمایش درآمد که داستان آن براساس مرگ موقت و تجربه سیر روح افراد در عالمی دیگر را ترسیم کرده بود. این سریال این روزها به مناسبت ماه مبارک رمضان درحال بازپخش از سیماست. اما به واقع، جای خالی فصلهای بعدی این سریال خالی است. میشد در این سالها با استناد به پژوهشهای برنامه «زندگی پس از زندگی» فصلهای بعدی سریال «ملکوت» را تولید کرد.
باید یادآور شد يكي از موضوعاتی كه هميشه مخاطبان زيادي داشته سوژههاي ماورائي و به نوعي فراطبيعي بوده است. معمولا فیلم و سریالهایی که به این موضوعات میپرداختهاند جزء آثار پربیننده محسوب میشوند. رسانه ملی هم در دورانی به مناسبت ماه مبارک رمضان به تولید و پخش اینگونه مجموعهها میپرداخت که با استقبال فراوانی همراه میشدند. مجموعههایی چون «کمکم کن»، «او یک فرشته بود»، «اغماء» و... «ملکوت» که این روزها از شبکه آی فیلم درحال بازپخش است. سریالی به کارگردانی محمدرضا آهنج اولین بار در سال 1389 از شبکه دو سیما پخش شد. این سریال با ترسیم فضایی که عالم برزخ را یادآوری میکند به مسئله مرگ و حق الناس، میپردازد. «ملکوت» هرچند كه در بعضي از قسمتها از جمله نمايش برزخ و عالم ماوراء و استفاده از جلوههاي ويژه ضعف دارد اما در توجه به اصل داستان و به نوعي صحت اين موضوع و نحوه نمايش آن از جنبه مذهبي تا حد قابل قبولي موفق است. چرا كه در داستان سعي شده تا حد ممكن براساس منابع ديني عمل شود كه اين موضوع هم اعتبار سريال را تضمین کرده و هم آن را براي مخاطب باورپذير میکند. اغراق در آن ديده نمي شد و بحثهادي و تجسم اعمال در قالب يك فرشته را به خوبي نشان میدهد. موضوعي كه در ذهن مخاطبان با باورهاي ديني همراه میشود. همچنين علاوهبر اين مسئله صحنههاي راز و نياز روح حاج فتاح و لحظههاي وداع او با خانواده بسيار تاثيرگذار ساخته شده است، طوري كه در بعضي از صحنهها تلنگري به بيننده مي زند و به نوعي در ماه رمضان به فراخور شرايط زماني بعضي از مسائل فراموش شده را يادآوري مي كرد. از سوي ديگر اين سريال سعي كرد تا به نوعي بيننده را با فضاي مهآلودي كه درباره مرگ و حيات روح پس از آن مطرح است آشنا كند و در اين موضوع هم به دليل اينكه در آن تحريفي ايجاد نكرده بود نمره رضايت بخشي كسب كرد. یکی از تهدیدات كارهاي ماورايي تحريف مذهبي است. موضوعي كه در بعضي از سريالهاي ماورائی رخ داد كه خوشبختانه در ملكوت اين مسئله ديده نشد. زيرا داستان اصلي يعني مرگ حاج فتاح و روح و فرشته همراهش، بحث ملاقات وي با سامان و صادق در كما در واقعيت را هم نمي توان رد كرد، چرا كه تمام اين مسائل در مباحث ديني كاملا تاييد شده است.
از سوي ديگر تكيه بر مسئله حق الناس به عنوان محور اصلي سريال يكي از رمزهاي موفقيت آميزي بود كه توانست ملكوت را به خوبي با نيازهاي اخلاقي جامعه پيوند دهد و در اين قسمت تأثيرگذار عمل كرد. به گونه اي كه در اين مسئله مي توان آن را با نمونههاي خارجي مانند «استخوانهاي دلپذير» و يا «كنستانتين» مقايسه كرد كه در هيچ كدام از آنها بحث رعايت حقوق اجتماعي ديگران و عواقب رعايت نكردن آن بدين صورت پرداخته نشده بود. (تكيه سريال بر اينكه بخشش شريفه باعث سعادت اخروي فتاح مي شود بسيار تأثيرگذار است.)
در اين بين ملكوت يك مطلب مهم هم براي ديگر فيلمسازان و كارگردانان درپي داشت؛ اينكه مهم نيست سوژه مورد پرداخت تكراري باشد، بلكه مهم نحوه پرداختن و زاويه ديد فيلمسازان به آن است كه بعضي از سوژهها به دليل نيازهاي ذهن مخاطب قابليت پرداختن چندين باره دارند كه نمونه آن را مي توان در سريال «كمكم كن» و شباهت سوژه آن با «ملكوت» ديد. به عنوان مثال همين ژانر ماوراء كه در سينما و رسانه ملي بسيار هم جاي كار دارد. كافي است كه اين فيلمها در كنار ساخت تكنيكي و سطح فيلمسازي از نظرات كارشناسان خبره مذهبي بهره بيشتري ببرند. آن موقع خواهيم ديد كه رسانههاي تصويري ما حرفهاي بسياري براي گفتن دارند. چرا كه به مراتب از پشتوانه معنوي و مذهبي قوي تري برخوردارند. پشتوانه اي كه منبع سرشاري از مسائل موثق ماورايي را در خود دارد. آيههاي قرآن، تفاسير، احاديث و روايات، نظرات كارشناسان ديني كه به خوبي در اين مسائل اظهار نظر مي كنند همه و همه منابع خوبي براي ساخت فيلمهاي ماورايي است كه نياز امروز ذائقه مخاطبان است، هر چند كه متأسفانه در بعضي از فيلمهاي ژانر وحشت داخلي از اين مسائل به صورت سطحي و بدون هيچ نگاه مذهبي صرفا براي ترساندن مخاطب استفاده شده است. اما اين رويكرد بايد تغيير پيدا كند و ژانر ماورا با تكيه بر منابع ديني به عنوان يكي از منابع عظيم فيلم و سريال در دستور كار قرار گيرد. به طور قطع به دليل عميق بودن نگاه در كشور ما اين آثار در سطح جهاني هم با آثار اين ژانر قابل رقابت هستند. چرا كه در بعضي از همين آثار خارجي ژانر ماوراء جز چند جلوه ويژه و پرداخت سطحي چيز ديگري نمي بينيم.