مهجوریت قرآن(۲) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
چرا در جوامع اسلامی با وجود احترام و تقدسی که برای قرآن کریم قائل هستند، اما در بعد رفتاری به آموزههای وحیانی آن عمل نمیکنند؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال مباحثی همچون: 1- شکایت پیامبر(ص) در روز قیامت 2- مفهوم مهجوریت 3- دلایل مهجوریت شامل دلایل عقلی را مطرح کردیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم.
3- دیدگاه حجتالاسلام قرائتی
«باید تلاشی همهجانبه داشته باشیم، تا قرآن را از مهجوریت درآوریم، و آن را در همه ابعاد زندگی محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب کنیم. نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبر نکردن در آن، تعلیم ندادنش به دیگران و عمل نکردن به آن از مصادیق مهجور کردن قرآن است. حتی کسی که قرآن را فراگیرد ولی آن را کنار گذارد و به آن عمل نکند، او نیز قرآن را مهجور کرده است. در قیامت یکی از شاکیان پیامبر اکرم(ص) است. تلاوت ظاهری کافی نیست، بلکه مهجوریتزدایی لازم است (تفسیر نور،ذیل آیه 30 سوره فرقان).
2- اگر به آموزههای وحیانی قرآن عمل نشود، غرض الهی که هدایت و رستگاری و سعادت دنیا و آخرت انسان است محقق نمیگردد! در مهجور کردن قرآن، بیمار از ابتدا به طبیب مراجعه نمیکند و اصلاً به سراغ قرآن کریم نمیآید. (مهجوریت مطلق) اما در به مهجوریت گرفتن قرآن «اتخذ القرآن مهجورا» انسان بیمار به طبیب مراجعه کرده و نسخه و داروهای شفابخش وی را گرفته ولی از آنها استفادهای نکرده و به آن عمل نمیکند، چه بسا منجر به مرگ وی گردد. در حال حاضر قرآن در کشورهای اسلامی هم به صورت یک کتاب تشریفاتی مقدس برای افتتاح مراکز،خانه نو، مراسم عقد، حفظ مسافران، شفای بیماران، قرائت برای اموات و اجرای مسابقات و... از آن استفاده میشود. بنابراین طبیعی است، قرآنی که پاسخگوی فلسفه خلقت انسان در این جهان است،در عمل متروک میماند و انسان و جوامع انسانی را به سر منزل مقصود نمیرساند و غرض الهی محقق نمیگردد، و نقض میشود.
ب) دلایل نقلی
1- آیات قرآن: الف) قرآن کریم همواره کسانی را که به آموزههای وحیانی آن عمل نمیکنند مورد توبیخ و سرزنش قرار داده و میفرماید: «لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون» این کسانی که ایمان آوردهاید چرا به گفتههای خود عمل نمیکنید، زیرا این کار گناه بزرگی نزد خدا است که چیزی را بگویید ولی به آن عمل نکنید! (صف-3) در جای دیگر میفرماید: «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» آیا دیگران و مردم را به کارهای نیک امر و دعوت میکنید در حالی که خودتان آنها را فراموش میکنید (در عمل به آنها پایبند نیستید) (بقره- 46) همچنین در سوره مدثر آیات 42 تا 45 میفرماید: «ما سللکم فی سقر، قالوا لم نک من المصلین، و لم نک نطعم المسکین، و کنا نخوض مع الخائضین» (روز قیامت افرادی که بهشتی هستند به افراد جهنمی میگویند: چه چیز شما را به دوزخ فرستاد؟ آنها در جواب گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم، و ما به فقرا رسیدگی نمیکردیم، و پیوسته با اهل باطل (که دین و مقدسات را استهزاء میکردند، و کفر و شرک را ترویج مینمودند) همنشین و همصدا بودیم.
ب) قرآن کریم عالمان دین را که به آموزههای وحیانی و تعالیم حیاتبخش قرآن عمل نمیکنند، تشبیه به حمار و کلب میکند و میفرماید: «مثل الذین حملوا التوراهًْ ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفاراً» حکایت کسانی که تورات بر آنها نازل شد (و مکلف به عمل به آن گشتند)، ولی حق آن را ادا ننمودند و به آیاتش عمل نکردند، حکایت درازگوش و حماری است که کتابهایی بر پشت خود حمل میکند.(همانطوری که آن چهارپا از محتوای آنچه حمل میکند بیاطلاع است).(جمعه-5) در جایی دیگر میفرماید: مثله کمثل الکلب، ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» اگر میخواستیم او را در همان مسیر حق با اجبار نگاه داریم «اشاره به سرنوشت بلعم باعورا») و به وسیله آن آیات و علوم، مقام والا به او بدهیم. (ولی مسلم است که نگاهداری اجباری مردم در مسیر حق با سنت پروردگار سازگار نیست. سنت و روش خدا چنین است که افراد، اختیار و آزادی در پذیرش حق داشته باشند ولی بلعم باعورا به جای اینکه با استفاده از علوم خود، مقام بالاتری را در عمل به آنها طی نماید) به سستی گرایید و بر اثر پیروی از هوا و هوس مراحل سقوط را طی کرد) او همانند سگ (تشنهای) است که اگر به او حمله کنی دهانش را باز کرده، زبانش را بیرون میآورد، و اگر او را به حال خود واگذاری بازچنین است (یک تشنگی شدید نسبت به لذائذ جهان مادی به او دست داده که همواره دنبال دنیاپرستی است، همچون سگ هار که بر اثر بیماری هاری حالت عطش کاذب به او دست میدهد و در هیچ حال سیراب نمیشود.) (اعراف-176)
ادامه دارد