کد خبر: ۲۶۲۵۹۴
تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۴۰۲ - ۲۰:۴۱

مهجوریت قرآن(1)(پرسش و پاسخ)

 

پرسش:
چرا در جوامع اسلامی با وجود احترام و تقدسی که برای قرآن کریم قائل هستند، اما در بعد رفتاری به آموزه‌های وحیانی آن عمل نمی‌کنند؟
پاسخ:
در پاسخ به این سوال ابتدا باید مهجوریت قرآن و دلایل آن تبیین شود و سپس به راهکارهایی که می‌تواند این مهجوریت را از قرآن کریم در جوامع اسلامی و حتی غیراسلامی بزداید، پرداخت.
شکایت پیامبر(ص) در روز قیامت
پیامبر گرامی اسلام فقط در یک‌جا در قرآن کریم در روز قیامت از قوم(امت) خود شکایت می‌کند و مورد شکایت آن حضرت همه مهجوریت قرآن است. «و قال‌الرسول: یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» (در آیات گذشته سخن از بهانه‌جویی‌ها و لجاجت مشرکان و کافران در مقابل قرآن بود.
در اینجا پیامبر گرامی(ص) ناراحتی و شکایت خود را از این برخوردها به پیشگاه خداوند عرضه می‌دارد) پیامبر(ص) گفت: پروردگارا! این قوم من قرآن را ترک گفتند و از آن دوری جستند. (فرقان- 30) در واقع این شکایت از مهم‌ترین فلسفه وجودی قرآن یعنی عمل به آموزه‌های وحیانی آن و از همه اقوام و ملت‌ها و کسانی است که تا روز قیامت پیام‌های انسان‌ساز و تکامل‌بخش قرآن را می‌شنوند ولی در عمل به آنها توجه نمی‌کنند و آنها را الگوی رفتاری سبک زندگی خود قرار نمی‌دهند.
مفهوم مهجوریت
1- از نظر لغوی: مهجور در لغت مشتق از هجر به معنای ترک و رها کردن و نیز سخن بیهوده و هذیان آمده است. در واقع مهجوریت یعنی «مفارقه الانسان غیره اما بالبدن، او باللسان، او بالقلب» جدایی انسان از غیرخودش یا با بدن یا با زبان یا با قلب (مفردات راغب، ص 834)
2- از نظر اصطلاحی: در اصطلاح مهجوریت این است که مردم قرآن را رها کرده و به دستورات و تعالیمش پایبند نیستند، و در عمل این قرآن را به دست فراموشی سپردند. قرآنی که رمز حیات طیبه و وسیله نجات و رستگاری و سعادت انسان است. قرآنی که عامل سربلندی و عزت و رشد و تعالی انسان در همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی است. در حقیقت آنها قرآن را به صورت مطلق ترک نکردند، بلکه قرآن برای آنها به صورت یک کتاب زینتی و تشریفاتی مقدس در آمده است.
دلایل مهجوریت قرآن
الف) دلایل عقلی
1- غرض الهی از انزال کتب آسمانی به ویژه قرآن، عمل به تعالیم آن بوده نه صرفاً خواندن.
بدون تردید قرآن کریم به عنوان یک معجزه جاوید و ماندگار برای همه عصرها و نسل‌ها، فلسفه وجودی‌اش فقط تلاوت و خواندن نیست بلکه عمل به آموزه‌های وحیانی و حیاتبخش آن است تا در پرتو عمل به آنها انسان‌ها بتوانند در ابعاد فردی و اجتماعی حیات خود به سعادت و رستگاری دنیا و آخرت برسند، و فلسفه خلقت آنها در این دنیا برای رسیدن به این هدف محقق گردد. در این‌جا برخی از دیدگاه‌های صاحب‌نظران و مفسران را مطرح می‌کنیم:
1- دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
«کلمه هجر به فتح ‌هاء و سکون جیم به معنای ترک است. از ظاهر سیاق برمی‌آید که جمله «و قال‌الرسول» عطف بر جمله «یعض الظالم» باشد، و این سخن از جمله سخنانی است که رسول در روز قیامت به پروردگار خود بر سبیل گلایه و شکایت می‌گوید... و مراد از قوم آن جناب، عموم عرب، بلکه عموم امت او است. البته به اعتبار عامیان امت... و مراد از قوم آن عده از مردمند که بر رسالت و کتاب او طعنه می‌زنند (و آن را در عمل ترک می‌کنند) (ترجمه المیزان، ج 85، ص 284)
2- دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی
این سخن و شکایت پیامبر(ص) امروز نیز همچنان ادامه دارد که از گروه عظیمی از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت می‌برد که این قرآن را به دست فراموشی سپردند. قرآنی که رمز حیات است و وسیله نجات. قرآنی که عامل پیروزی و حرکت و ترقی است. قرآنی که مملو از برنامه‌های زندگی می‌باشد. این قرآن را رها ساختند و حتی برای قوانین مدنی و جزائیشان دست گدایی به سوی دیگران دراز کردند! (تفسیر نمونه، ذیل آیه 30 سوره فرقان)
ادامه دارد