نوجوانی که قربانی گروهکهای تروریستی شد (حدیث دشت عشق)
از همان کودکی از نظر معنوی در درجه خیلی بالایی قرار داشت؛ نماز اول وقت را بر هر چیزی ترجیح میداد، علاقه شدیدی به طلبگی داشت و دلش میخواست به حوزه علمیه برود و دروس علوم دینی را بخواند، با سن کم، در نماز جماعت مسجد محله ساعتلو شرکت میکرد و مکبر و مؤذن بود.
14 سالگی او مقارن با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تحرکات حزب دموکرات و کومله در منطقه میاندوآب و کردستان شد. خیلی دوست داشت به جبهههای حق علیه باطل اعزام شود ولی به علت سن کمش، بارها خانواده از رفتن او به جبهه ممانعت کردند.
تا اینکه سیزدهم فروردین سال 1362 به همراه دوستانش تصمیم میگیرند که به جبهه بروند، پس از نامنویسی و گذراندن دوره آموزشی در پادگان آموزشی الغدیر ملکان، روز 15 مرداد سال 1362 از سوی سپاه ملکان به همراه شهید سید قاسم مرتضوی، شهید عبدالحسین اللهبخشی و شهید مرتضی صادقیان به منطقه عملیاتی پیرانشهر اعزام میشوند، پس از چندی حضور در جبهه، روز عید قربان به مرخصی میآید.
یک روز پس از شرکت در مراسم عید قربان به همراه دیگر دوستانش شهید عبدالحسین اللهبخشی و شهید مرتضی صادقیان دوباره به منطقه شاوله پیرانشهر راهی میشوند و در تاریخ 30 شهریور سال 1362 به اسارت حزب دموکرات و یا کومله درمیآیند که تاکنون خبری از این عزیزان بهدست نیامده است و جاویدالاثر هستند.