کد خبر: ۲۶۰۲۶۴
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۸

يك شب بيا ستاره بريزم به پای تو ای آفتاب من همه چيزم فدای تو(چشم به راه سپیده)

 
 
 
مرا ببخش 
مرا به‌خاطر غمهای بی‌کرانه ببخش
به آتشی که زجانم کشد زبانه ببخش
ز بار معصیت و بی‌کسی و تنهایی 
شد از دو دیده روان، اشک دانه دانه ببخش
جبینم از عرق شرم تا ابد خیس است
روان زخمی ام از غصه، شانه شانه، ببخش
برای آتش قهرت اگر توان باشد
ز دوری تو کجا من شوم روانه، ببخش
بهار، بودن با توست، ورنه، بی‌تو کجا
وزد نسیم بهاری به آشیانه، ببخش
اگر چه تیره شده صفحه سپیددلم
ولی هنوز به لب دارم این ترانه، ببخش
اگرچه بار گناهم چو کوه سنگین است
به انتظار عطایم بر آستانه ببخش
به چله‌ای که به ندبه، شبانه طی کردم
و دیدم از برکات دمت نشانه، ببخش
هنوز در رگم از عشق قطره‌هایی هست 
کم من و کرمت، قطره کن بهانه، ببخش
حسین بزرگی (حامد)
آی آقای عزیز ما...
رو به پیری می‌رود هر روز نوکر بیشتر
گرد پیری می‌نشیند روی این سر بیشتر
همت حی علی خیر العمل کمرنگ شد
خیر در پرونده‌ام دارم ولی شر بیشتر
آی آقای عزیز ما بیا برگرد که...
دور از تو می‌شوم هر روز بدتر بیشتر
از من این من را بگیر و چشم‌گریانم بده
چون مقرب می‌شوم با دیده تر بیشتر
دیرتر در وا کنی، بر من تفضّل کرده‌ای
دوست دارم که بمانم پشت این در بیشتر
یا عزیز الله ما را هم به زهرا وصل کن
وصل کن ما را به قدر و نور و کوثر بیشتر
هر کسی دارد ارادت به علیِ مرتضی
پشت او بوده دعای خیر مادر بیشتر
قدر زهرا را کسی نشناخت غیر از مرتضی
قدر او معلوم می‌گردد به محشر بیشتر
دلخوریم از اهل یثرب، از علی نشناس‌ها
دلخوریم این روزها از کوچه،... از در بیشتر
آتش اول چوب را سوزاند، اما فکر کن:
عمدتا آتش اثر دارد به معجر بیشتر
وحید محمدی
او همیشه با ماست 
مادرم می‌گوید
    یک نفر در راه است
                 از صدای پایش
                            دل من آگاه است
وقتی او می‌آید
    قاصدک می‌خندد
               راه‌های غم را
                          بر همه می‌بندد
ابرها می‌بارد
   چشمه‌ها می‌جوشد
              هر درختی در باغ
                       رخت نو می‌پوشد
مادرم می‌گوید
  روی ماهش زیباست
              گر چه از او دوریم
                       او همیشه با ماست
؟؟؟؟؟
خدا نکند!
من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند
صفای دل توئی و دل ز هر چه داشت صفا
صفا ندارد اگر با غمت صفا نکند
جواب ناله دلهای خسته بر لب تو است
که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند
هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او
که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند
رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر
تو را به قطره اشکی زخود رضا نکند
رهایی همه عالم بود به دست کسی
که هر چه بر سرش آید تو را رها نکند
کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق
مرا به جز در این آستان گدا نکند
کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود
چگونه از کرم خود نگه به ما نکند
گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم
بمیرم و نروم کربلا خدا نکند
تو درد داده‌ای و تو طبیب درد منی
به جز تو درد مرا هیچ‌کس دوا نکند
هزار مرتبه «میثم» اگر رود سردار
به جز علی و به جز آل را ثنا نکند
غلامرضا سازگار 
 باران ستاره 
يك شب بيا ستاره بريزم به پای تو
ای آفتاب من همه چيزم فدای تو
يك شب بيا به ما برسد ‌ای اذان صبح
از پشت‌بام مسجد كوفه صدای تو
ما مدتی است خانه تكانی نكرده‌ايم
شرمنده‌ايم در دل ما نيست جای تو
غير از همين دو قطره اشكی كه مانده بود
چيزی نداشتم كه بيارم براي تو 
از روزهای هفته سه‌شنبه برای من
شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو
روزی به خاطر سفر جمكران من
روزی به خاطر سفر كربلای تو
علی‌اکبر لطیفیان