خطاب به دشمنان ایران اسلامی
جوشش آتشفشانها
گمانت کردهای خاموش جان ما جوانها را؟
مهیا شو از این پس جوشش آتشفشانها را
چه میترسانی از دریایمان ای موج بیمایه
که ما چون پیرهن از تن درآوردیم جانها را
که در ما زندگی از مرگ ما سرمشق میگیرد
که طفل ما به بازی مینشیند ناگهانها را
که دست ما اگر در جیب خالی باز هم مشت است
که ما مشتیم، آری یاوهگویی دهانها را
تو ای از مرگ، آکنده، به فکر غصب آینده
نخواهد دید چشمان خبیث آن زمانها را
رجز لالایی ما بوده ما مشتاق میدانیم
که در گهواره میدیدیم خواب آسمانها را
که از خاکستر ما هر طرف ققنوس میخیزد
... شهیدی تازه روییدهست، آنک استخوانها را
مصطفی ایزدی