کد خبر: ۲۵۷۸۶۵
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۸

‌تحول مدیریتی شرط اصلاحات ورزش (نکته ورزشی)

 

سید سعید مدنی
چند روز پیش‌، وزیر محترم ورزش در پاسخ به سؤالاتی که نمایندگان مجلس درباره عملکرد او مطرح کرده بودند، توضیحاتی داد که اهالی ورزش حتما از آن آگاه هستند‌، توضیحات و پاسخ‌هایی که طبق اطلاع‌، نمایندگان مردم را هم قانع و مجاب نکرده و احتمالا کار مجلسیان و وزیر و وزارتخانه او بالا خواهد گرفت!
آنچه که در توضیحات وزیر ورزش‌، منظور نظر این نوشته است‌، آن بخشی است که ایشان از نقشه‌هایی گفت که دشمنان این سرزمین سرفراز و این مردم عزتمدار و ظلم‌ستیز‌، در جریان مسابقات جام جهانی قطر علیه تیم ملی در سر پرورانده و در اجرای آن هم سخت جدی بودند و البته همان‌طور که همگان دیدیم بخش‌هایی از آن را هم عملی کرده و روح و روان ملی‌پوشان ما را- خاصه در بازی اول- سخت تحت تاثیر قرار دادند و با جوی که در ورزشگاه ساختند‌، انسجام لازم را از آنها گرفتند و... آقای سجادی در این مورد خطاب به نمایندگان مجلس گفت: «... نقطه عطف و تلاقی نظام استکبار در جام جهانی متمرکز شد، آنها پیاده‌نظام خود را از منافقان و سلطنت طلبان و تجزیه‌طلبان به کشور قطر فراخوانده و برای شکست نظام اسلامی در مستطیل سبز و سکوهای هواداری و حتی خارج از ورزشگاه‌ها طراحی پیچیده‌ای را برنامه‌ریزی کرده بودند». وی در بخش دیگری اضافه کرد: « روباه پیر طراحی پیچیده‌ای برای پناهنده شدن بازیکنان داشت، همچنین نقشه خروج بازیکنان از زمین بازی حین انجام مسابقه بود و...»
این اظهارات آقای وزیر، ما را برآن داشت که درباره نکته دیگری از نکات فراوانی که همواره به سهم و وظیفه خود نوشته و هرجا فرصتی به دست آمده، گفته ایم(البته کمتر گوش شنوایی یافته ایم) بار دیگر بنویسیم و تاکید کنیم که آقایان مسئول ورزش‌، از شخص وزیر گرفته تا دیگران! باورکنید این مملکت‌، دشمنان قسم خورده و کینه توز بسیاری دارد که علیه آن به طور همه‌جانبه‌، یکسره فکر و کار می‌کنند. اینها ورزش ما را به حال خود رها نکرده و سعی دارند از طریق آن و در میادین کوچک و بزرگ (نه فقط در جام جهانی یا المپیک و یا...) نقشه‌های خود را عملی و ضربات خود را وارد کنند. در این باره هر کسی کوچک‌ترین شکی داشت‌، به ویژه آنهایی که چشم بسته هر چه را دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای همان بدخواهان ایران به خوردشان می‌دهند، قبول می‌کنند و طوطی وار و البته خیلی روشنفکرمآبانه این‌جا و آنجا- حتی از رسانه‌های رسمی و فراگیر مملکت مثل « سیما»- تکرار می‌کنند که « آقا جان‌، ورزش از سیاست جداست»!!، بله‌،حتی این جماعت هم در جام جهانی دید که چه نقشه‌های کثیف و طراحی‌های خبیثانه ای- که اصلا هم ربطی به ورزش نداشت- در مورد تیم ملی فوتبال ایران‌، اجرا و به گفته آقای وزیر خیلی از آنها هم خنثی شد و با هشیاری مسئولان تیم و کادر فنی و سرمربی و غیرت وعرق ملی بازیکنان‌، به مرحله عمل درنیامد.
این سخنان وزیر‌، مشتی از خروار است و حرف افراد و رسانه‌هایی مثل این نشریه را بیش از پیش ثابت می‌کند که کسانی که سکان هدایت ورزش را در دست دارند و مسئولیت پست‌ها و مقام‌های خرد و کلان آن را بر عهده گرفته‌اند‌، باید متوجه سنگینی و حساسیت وظایف خود باشند. آنها وارد یک سنگر مهم و واقعی شده‌اند و غفلت‌، خسارات زیادی را به بار می‌آورد، خساراتی که فقط در باختن و ناکام شدن در میدان مسابقه و مدال نیاوردن و... خلاصه و منحصر نمی‌شود.
از صحبت‌های آقای وزیر درباره اتفاقات و حواشی بازی‌های تیم ملی ایران در قطر(خاصه بازی اول) که کاملا مطابق با واقعیت است‌، چنین برمی آید که بدخواهان و دشمنان این سرزمین می‌خواهند از طریق ورزش با آبرو و حیثیت «ایران»- و نه فقط « فوتبال ایران»- بازی کنند و این پروژه سال‌هاست در قالب سناریوهای متنوع و در میادین مختلف علیه ورزش و ورزشکار ایرانی و در واقع کشور ایران یکسره و بی‌امان نوشته و اجرا می‌شود.
حال سؤال این‌جاست که با توجه به این واقعیات و این دشمنی‌ها و شرارت‌ها، ما و مدیران ورزش چه باید بکنیم و چه وظیفه‌ای داریم؟ آیا برای برخورد با این توطئه‌های سیاسی(آن هم از نوع پلید آن) به شعار دادن و شکایت کردن و حداکثر فحش دادن(که این روباه پیر است‌، آن یکی گرگ خونخوار است و...) اکتفا کنیم و برنامه و طرح سازنده و خنثی‌کننده‌ای نداشته باشیم؟ آیا این نحوه و روش مدیریتی برای مقابله و خنثی کردن آن « طراحی‌های پیچیده» کفایت می‌کند؟ آیا با این رویکردها و روش‌هایی که بر مدیریت ورزش حاکم است و بیشتر از مدیران با شخصیت و مستقل‌، مترسک‌های بی‌اراده می‌سازد و برمحور قومیت‌سالاری و باندبازی و روزمرگی و نتیجه‌گرایی و حتی هرهری مسلکی و نگرش و منش‌های کوچک و نازل دور می‌زند، می‌توان بیداری و هشیاری خود را در برابر شیطنت‌ها و نقشه‌های بدخواهان صهیونیستی و وهابی و...- که در مجامع و فدراسیون‌های بین‌المللی علیه ما طراحی می‌شود- حفظ کرد؟ و یک سؤال دیگر، آیا اصولا مسئولان پنهان و پیدای ورزش ما کارکرد فرهنگی برای ورزش قائل هستند و اگر هستند چقدر آن را جدی گرفته وعملا سعی در تربیت و پرورش نسل جوان و جامعه ورزش و همچنین روشنگری و آگاه کردن این نسل نسبت به خطراتی دارند که از داخل و خارج این آب و خاک‌، آنها و سلامت فکری و هویت فرهنگی شان را نشانه رفته است؟
راستی آن است که ورزش، مقوله و موضوع مهمی است که بدون تعارف‌، آنهایی که در قبال آن مسئولیت دارند‌، غالبا به هیچ وجه آن را جدی نگرفته و روزگار به بطالت و فرصت سوزی می‌گذرانند (اینها از دلایل اصلی سؤال نمایندگان مجلس هم هست) و کسب دو سه مدال در بعضی از رشته‌ها را هم به حساب مدیریت خود می‌نویسند و... از مسائل اصلی و مهم ورزش- به ویژه در حوزه فرهنگ- غافل هستند و متوجه هم نیستند(یا اگر هستند‌، وانمود می‌کنند که نیستند!) که مدال و قهرمانی و نتیجه مطلوب وقتی حاصل می‌شود که شما فکر و فرهنگ ورزش و ورزشکار را اصلاح و تجهیز کرده باشید.
ختم کلام‌، باید بر این نکته تاکید کنیم که با این منش و روشی که مدیران ورزش در پیش گرفته‌اند، نمی‌توان انتظار حل مشکلات فنی و فرهنگی و تحول مورد نیاز را داشت. این تحول ( رهبر انقلاب در سخنرانی خود نیاز کشور را «کارهای بزرگ و تحولی» دانستند) در ورزش اتفاق نخواهد افتاد‌، مگر اینکه در رویکرد و روش مدیران (و نه فقط شخص و اسم مدیر) تغییرات اساسی و بنیادین چهره بندد...