ماکرون و اصرار بر یک اشتباه امنیتی(نگاه)
سید محمد امینآبادی
315 روز (10 ماه و 12 روز) از جنگ اوکراین میگذرد. جنگی که تا کنون هزاران کشته، میلیونها آواره و کشوری ویران و تجزیه شده را رقم زده است که برای بازسازی آن به گفته مقامات اوکراینی بیش از 700 میلیارد دلار نیاز هست. در این جنگ به غیر از اوکراین، اروپا بیشترین صدمه را به لحاظ اقتصادی و سیاسی متحمل شده است. بحران انرژی، افزایش شدید تورم و رکورد زنی چند باره آن که در چند دهه گذشته در اروپا، بیسابقه بوده است، رکود اقتصادی، اخراج کارمندان و کارگران، ورشکستگی هزاران شرکت، قدرت گیری دوباره راست افراطی، تشدید وابستگی امنیتی به آمریکا، بروز اختلاف و چند دستگی سیاسی بر سر ادامه تحریمها و نوع مواجهه با روسیه، اعتصاب و اعتراضات روزانه،تنها بخشی از تبعات اقتصادی و سیاسی جنگ اوکراین بوده که کشورهای اروپایی آن را متحمل شدهاند.
در میان تبعات گسترده اقتصادی جنگ اوکراین باید پرونده ویژهای نیز از تبعات امنیتی جنگ برای اروپا باز شود. تبعاتی که با اصرار سران اروپا به اشتباهات مهلک گذشته میتواند در آینده تشدید شده و حتی موجودیت اروپای واحد را نیز به مخاطره اندازد. یکی از دلایل اصلی جنگ به گفته نظریهپردازان برجسته رئالیسم در روابط بینالملل مثل «جان مرشایمر» و «استفان والت» اصرار ناتو در سال 2014 به پیوستن اوکراین به این سازمان و گسترش این ائتلاف نظامی به سمت شرق اروپا و نزدیکی مرزهای روسیه بود. به گفته «مرشایمر » جنگ 2014 و جنگ کنونی که از 24 فوریه 2022 (5 اسفند 1400) شروع شد دقیقاً به این دلیل بود که خطوط قرمز یک قدرت بزرگ (روسیه) در خارج نزدیک این کشور جدی گرفته نشد.
تحولات ماههای اخیر و اظهارات سران اروپا به خوبی نشان میدهد که آمریکا و اروپا از گذشته عبرت نگرفته و همچنان به دنبال عبور از خطوط قرمز آشکار روسیه در اطراف مرزهای خود هستند. تیرماه گذشته اعلام شد «سوئد» و «فنلاند» در شرق اروپا پس از سابقه طولانی بیطرفی به دنبال عضویت رسمی در ائتلاف ناتو هستند.۳۰ کشور عضو ناتو روز سهشنبه (۱۴ تیر) با امضای پروتکلهای الحاق، روند تصویب پیوستن این دو کشور به پیمان آتلانتیک شمالی را آغاز کردند. فنلاند و سوئد ۱۸ می(۲۸ اردیبهشت) تقاضای عضویت در ناتو را رسما به «ینس استولتنبرگ»، دبیرکل ناتو ارائه کرده بودند.«ینس استولتنبرگ»، پس از امضای پروتکلهای الحاق فنلاند و سوئد گفته بود: «این واقعا لحظهای تاریخی برای فنلاند و سوئد و روزی خوب برای ناتو است. با ۳۲ کشور دور میز، ما قویتر خواهیم بود و شهروندانمان در فضای امنتری زندگی خواهند کرد» در جدیدترین مورد از این دست اظهارات، امانوئل ماکرون رئیسجمهوری فرانسه روز سه شنبه(13 دی) خواستار پیوستن هرچه سریعتر فنلاند و سوئد به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شد. بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه«ماکرون» در دیدار با «اولف کریسترسون» نخستوزیر سوئد اعلام کرد که« وی میخواهد عضویت سوئد و فنلاند در ناتو را شاهد باشد.» فرآیند عضویت این دو کشور در ناتو توسط ترکیه و مجارستان فعلا متوقف شده و ماکرون در این رابطه گفت که «هر چه زودتر خواستار تبدیل شدن این مسئله به حقیقت است.»
اگر هدف ماکرون از تلاش برای تسریع عضویت سوئد و فنلاند به ناتو، دادن اطمینان خاطر و تضمین امنیتی به این کشورهاست؛ به احتمال قریب به یقین این هدف محقق نخواهد شد. همان طور که تلاش برای پیوستن اوکراین به ناتو نه تنها امنیت این کشور را تامین نکرد بلکه با شروع یک جنگ بزرگ تنها ویرانی برای اوکراین به ارمغان آورد. امید فنلاند و سوئد از پیوستن به ناتو اِعمال اصل دفاع جمعی ناتو معروف به ماده ۵ در مورد آنها است. این ماده میگوید که «حمله به یکی از اعضای این ائتلاف نظامی حمله به همه اعضا تلقی میشود» و لذا باید آمریکا و سایر اعضای ناتو در صورت بروز جنگ در حمایت از هر کدام از این کشورها با روسیه وارد جنگ شوند. بر فرض شروع یک جنگ بزرگ بین ناتو و روسیه نیز به دلیل همسایگی این دو کشور با روسیه اولین قربانیان جنگ مردم سوئد و فنلاند خواهند بود و در یک تصویر وسیعتر نتیجه این جنگ نیز مثل جنگ جهانی دوم میلیونها کشته و ویرانی و نابودی بسیاری از کشورهای اروپایی خواهد بود.
تبدیل شدن به زمین بازی قدرتهای بزرگ از سوی اوکراین نتیجه مصیبت بار کنونی را رقم زد و حالا با اصرار فنلاند و سوئد به پیوستن هرچه سریعتر به ناتو و همراهی رهبران اروپا با این تصمیم، این دو کشور اروپایی را نیز به زمین بازی قدرتهای بزرگ تبدیل میکند. روسیه پیشتر گفته بود در صورتی که فنلاند و سوئد در شمال اروپا به ناتو ملحق شوند؛ مسکو تسلیحات اتمی را در مرزهای اروپایی خود مستقر خواهد کرد. فنلاند و سوئد به لحاظ جبر جغرافیایی در همسایگی روسیه قرار دارند. کشورها نمیتوانند همسایگان خود را تغییر دهند لذا بهترین راهبرد برای تامین امنیت فنلاند و سوئد در وهله اول و کل اروپا در وهله دوم، حل و فصل مسائل و مشکلات امنیتی با همسایه بزرگ خود است. به گفته نظریهپردازان مکتب امنیتی کپنهاگ مثل «بری بوزان» دولتها قدرت
جابهجایی ندارند و سر جای خود ثابت هستند. از سوی دیگر بیشتر تهدیدات در مسافتهای کوتاه راحتتر منتقل میشوند تا از راه دور و غالباً ناامنی با مجاورت قرین است. به گفته« بوزان » در نظریه «مجموعه امنیتی منطقهای» کشورها در یک منطقه به دلیل جبر جغرافیایی امکان جابهجایی ندارند و به همین دلیل اساسی نیز مسائل امنیتی کشورهای حاضر در یک مجموعه امنیتی منطقهای باید در ارتباط با یکدیگر دیده شود.
بر اساس نظریه بوزان، امنیت کالایی است که در یک منطقه تنها از طریق همکاری موثر کشورهای حاضر در آن منطقه قابل دست یابی است. از این منظر بهترین الگوی امنیتی برای کشورهای شرق و شمال اروپا الگوی «امنیت مشارکتی» است. امنیت مشارکتی به این صورت تعریف شده است: «فرآیندی که طی آن کشورهای دارای منافع مشترک به طور مشترک از طریق مکانیسمهای توافق شده برای کاهش تنشها و سوءظنها، حل یا کاهش اختلافات، ایجاد اعتماد، افزایش چشماندازهای توسعه اقتصادی و حفظ ثبات در منطقه خود با هم همکاری میکنند» به عبارت سادهتر منظور از امنیت مشارکتی این است که دولتهای حاضر در یک منطقه جغرافیایی برای حل مشکلات و معضلات امنیتی مشترک با هم همکاری میکنند. لذا بر اساس این منطق علمی کاملاً روشن سران اروپا با اصرار بر نادیده گرفتن منافع امنیتی روسیه در مرزهای این کشور بر همان اشتباهی اصرار میکنند که جنگ کنونی را رقم زد و دنبال کردن این مسیر نه تنها امنیتی را برای فنلاند و سوئد به ارمغان نخواهد آورد بلکه کل امنیت اروپا را نیز به مخاطره خواهد انداخت. تامین امنیت اروپا تنها از طریق همکاریهای منطقهای با روسیه امکانپذیر است و اصرار بر تضعیف روسیه خود به گفته کیسینجر مخاطرات امنیتی بسیار بزرگتری را به وجود خواهد آورد که شاید سران اروپا نتوانند تبعات آن را کنترل کنند.