کد خبر: ۲۵۷۱۷۹
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۴۰۱ - ۲۰:۴۳

ورزش چگونه به ضد کارکرد خودش تبدیل می‌شود؟! (نکته ورزشی)

 

سرویس ورزشی-
واقعیت ناخوشایند است که ما از ورزش به درستی استفاده نمی‌کنیم و کارکردهای مثبت و متنوع آن را برای بهبود شرایط فنی و اخلاقی و تبلیغ و ارتقای فرهنگ ملی و اعتقادی خود در نزد مردم- خاصه جوانان- به کار نمی‌گیریم. دلیل اصلی این اتفاق را چنان‌که بارها نوشته ایم باید در « نحوه مدیریت» و رفتاری که مدیریت دولتی ما با ورزش دارد، جست‌وجو و پیدا کنیم‌، مدیریتی ‌که غالبا نه بر اساس لیاقت‌ها و شایستگی‌ها- که این همه علم و ایمان و دین و دانش بر آن تاکید دارند- بلکه برمبنای وابستگی‌های باندی و جناحی و خانوادگی، تعیین می‌شود و خیلی طبیعی است که نه علم و فن و چم و خم مدیریت را بشناسد و نه چیزی از ورزش سر درآورد و از آن کاسبکارانه معنا و مفهوم و کارکردی جز «بردن» و» نتیجه» و «امتیاز‌آوری» نفهمد.
به گمان ما علت العلل اکثر قریب به اتفاق مسائل و مشکلات و بحران‌های فنی و فرهنگی ورزش موضوعی به نام مدیریت و نحوه مدیریت است و لاغیر. خوشبختانه و به گواه بسیاری از کارشناسان و اهل فن‌، ورزش ایران از زمینه‌های مثبت کافی و سرمایه‌های لازم در ابعاد انسانی و غیر انسانی برخوردار است و کمبود اساسی از حیث ابزار مقدماتی و ذاتی برای پایه ریزی یک ورزش قوی ندارد، اما آنچه که تقریبا همه این کارشناسان و متخصصان به آن اشاره مستقیم و صریح دارند و کمبود بزرگ ورزش ایران می‌دانند، «مدیریت توانا و باانگیزه» است‌، یعنی آن عاملی که اگر نباشد یا کارشناسانه و متعهدانه عمل نکند و از ابزار و زمینه‌ها و ظرفیت در اختیار به درستی و در جای خود و به موقع استفاده نکند، همه آن داشته‌ها هم ابتر و بلا استفاده می‌ماند و... چنان‌که مانده است!
متاسفانه علی رغم اینکه همه مسئولان این مملکت ادعای نقدپذیری داشته و در مصاحبه‌ها و جلوی دوربین‌ها و... بر طبل آن می‌کوبند، اما واقعیت به ما می‌گوید که در نزد این مسئولان که اکثریت قریب به اتفاق مدیران ورزش را تشکیل می‌دهند گوشی برای شنیدن و تحملی برای پذیرش نقد و حرف حساب وجود ندارد‌، حرف و نقدهایی که بیش از هر کسی به نفع خود این به اصطلاح مدیران و بعد‌، رشته و حوزه تحت مدیریت آنهاست!
یکی از این نقدها این است که عملکرد و توان مدیریتی اکثر مدیران ورزش در حدی نیست که از داشته‌های ذاتی و ظرفیت‌های مادی و انسانی موجود به نفع پیشرفت ورزش استفاده کنند و موجب ارتقای کمی و کیفی آن شوند. این حرف هم به معنای آن نیست که در این مملکت‌، قحط الرجال است و اینها «خیرالموجودین» هستند و مدیر خوب و کارآمد برای ورزش وجود ندارد. نه تنها این سخن ما به این معنا نیست، بلکه ما با کسانی که چنین دیدگاه و نظری دارند، موافق نیستیم.
الحمدلله و بدون اغراق در این ملک پرگهر‌، ما افراد دانا و توانا و متعهد و به راستی ایرانی و انقلابی بسیاری داریم که از حیث مدیریت و اجرا در سطح مطلوبی هستند، اما مشکل این‌جاست که فرصت‌طلبان و عاشقان پست و مقام و قدرت و کسانی که نه از مدیریت و علم آن بهره‌ای دارند و نه ورزش و ظرایف آن را می‌شناسند و تنها و تنها هنر و سرمایه‌ای که دارند این است که « پارتی» دارند، مهلت و امان به افراد لایق و هیچ‌کس دیگری حتی مثلا وزیر ورزش نمی‌دهند تا سراغ این افراد کاربلد بروند که همه چیز برای مدیریت دارند و فقط « پارتی» ندارند و افراد ذی‌نفوذ و به اصطلاح قربان مقامات! که بعضا خیلی هم ادعای انقلابی و مومن بودن دارند، از آنها حمایت نمی‌کنند.
اساسی‌ترین حرف ما درباره درمان دردهای ورزش و برداشتن موانع خودساخته پیش روی آن- چنان‌که بارها نوشته ایم اصلاح وضعیت مدیریتی ورزش است. تغییر دیدگاه‌ها و روش‌های مدیریتی حاکم بر ورزش است. کسانی که به کمتر از مدیریت در ورزش راضی نیستند، اما از ورزش فقط برد و باخت و نتیجه را می‌فهمند و از مدیریت‌، بر صندلی ریاست تکیه زدن و دستور صادر کردن و خودکامگی پیشه کردن را، با این سطح از فهم و درک‌، طبیعی است که نتوانند ورزش را به سمت جلو تکان و حرکت دهند.
بدیهی است که نتوانند از داشته‌ها و امکانات و سرمایه‌های مادی و انسانی ورزش در حوزه‌ها و رشته‌های مختلف استفاده بهینه کنند و نه تنها نمی‌توانند، بلکه از آنها « بد» هم استفاده می‌کنند و بی‌اغراق کفران نعمت می‌کنند و این‌جا بار دیگر با صدای رسا و در کمال صراحت اعلام می‌کنیم تا این دسته از به اصطلاح مدیران تحمیلی در ورزش ما مناصب بالا و پایین و ریز و درشت را به ضرب پارتی و سفارش و توصیه و دستور- آن هم حتما به اسم « مصلحت»! (مصلحت کی و چی؟!)- به اشغال خود درآورده‌اند، حرف زدن از پیشرفت ورزش و رفع معایب و اشکالات آن‌، بیشتر به شوخی و دست ‌انداختن یکدیگر شبیه است تا حرف حسابی و قابل اعتنا!
خیلی بدیهی است که وقتی چنین دیدگاه و روشی بر ورزش ما حاکم است، ما نخواهیم توانست از«کارکرد»های اشاره شده و متنوع ورزش در جهت اهداف ورزش و منافع ملی به درستی استفاده کنیم‌، سهل است‌، خیلی وقت‌ها ورزش به ضد کارکرد خودش تبدیل می‌شود. وقتی ورزش را به دست اهلش نسپاریم آن وقت نباید هم توقع داشته باشیم که تیم ملی فوتبال ایران هم مثل مراکش در میدانی مانند جام جهانی بدرخشد و نمایشگر اقتدار و قدرت ورزش یک کشور مسلمان و تاریخی با فرهنگ غنی هزاران ساله و مدافع مظلوم و پیام آور جوانمردی و انسانیت باشد و این در حالی است که آنچنان که بارها نوشته و بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی اذعان دارند، ورزش ما از حیث توانایی و داشته‌های مادی و انسانی‌، هیچ کمبود مهمی ندارد و کاملا برای جهش و پیشرفت و ارتقای جایگاه قاره‌ای و جهانی خود، مستعد و آماده است‌، البته اگر درست و به دست اهلش مدیریت و اداره شود.