کد خبر: ۲۵۶۸۹۶
تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۰

چه کسانی زیر بغل بانیان تحریم عصا گذاشتند؟! (نگاه)

 

مهدی امامقلی
تا چند ماه پیش غربی‌ها در محافل و رسانه‌های خود از ضرورت گفت‌وگو با ایران و موضوعاتی نظیر طرح گام‌به‌گام‌، ابتکار عمل اتحادیه اروپا و بعضاً لزوم کوتاه آمدن در برابر مطالبات ایران سخن می‌گفتند و حتی اروپایی‌ها که یار همیشگی آمریکایی‌ها بودند به‌ویژه در برهه‌ای که از رهگذر تحولات روسیه و اوکراین، زمستان سخت را فراروی خود می‌دیدند از رفتار غیرسازنده مقامات دولت بایدن در مذاکرات هسته‌ای با ایران انتقاد می‌کردند اما بعد از اغتشاشات اخیر، ورق برگشت و آمریکا، اسرائیل و تروئیکای اروپا ضمن حمایت تمام‌قد از اغتشاشگران موج جدیدی از فشارها علیه ایران را کلید زدند.
سؤال اساسی که مطرح بوده این است که چه کسانی باعث شدند ورق مذاکرات برگردد؟ روشن‌تر آنکه چه کسانی و چه جریانی آغازگر و هدایتگر اغتشاشات شدند و به تکرار و استمرار آن دامن زدند؟ اساساً چه جریانی باعث شد طرف‌های آمریکایی و به‌ویژه اروپایی‌ها از فاز انفعالی به فاز تهاجمی شیفت کرده و زیر میز مذاکرات بزنند؟
به‌عنوان نمونه بایستی اشاره کرد که غربی‌ها فقط طی سه ماه و نیم گذشته بالغ ‌بر چندصد تحریم را علیه ایران اعمال کردند. همین چند روز پیش (26 آذرماه) جیمز کلورلی، وزیر خارجه انگلیس رسماً و علناً اعلام کرد که «در ۹۰ روز گذشته بیش از ۳۰۰ نهاد و فرد ایرانی را تحریم کردیم».
آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کانادا جزو کشورهایی بودند که به بهانه‌های هسته‌ای، ادعاهای پهپادی و حقوق بشری، تقریباً هر یک هفته یا هر 10 روز، بیشترین تحریم‌های ظالمانه را علیه ملت ایران اعمال می‌کردند. از یک‌طرف تحریم و از سوی دیگر قطعنامه و بیانیه و اظهارات مداخله‌جویانه در امور داخلی ایران.
در همین بستر بود که غربی‌ها سعی کردند با کارت اغتشاش و ایجاد ناامنی اجتماعی و اقتصادی در ایران و منزوی کردن کشور در نظام بین‌الملل، برگ‌های برنده تیم مذاکره‌کننده کشورمان ازجمله وحدت و انسجام اجتماعی، اقتصاد قوی، مناسبات تجاری با منطقه و بلوک شرق و... را تضعیف و نظام جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقب‌نشینی کنند.
نکته قابل‌تأمل آنکه در داخل و در شرایطی که ایران زیر آماج حملات روزانه آمریکا و اروپا بود، طیفی از اصلاح‌طلبان رادیکال ضمن طرح ضرورت گفت‌وگو با طرف‌های غربی با ادعای فرصت‌سوزی دولت سیزدهم به سیاست‌های هسته‌ای کشور انتقاد می‌کردند تا القا کنند که در موضوع «شکست مذاکرات و به کما رفتن برجام»، ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه مقصرند الا مدعیان اصلاحات!
این در حالی است که اتفاقاً شواهد و نشانه‌های روشن حاکی از آن است که اصلاح‌طلبان مانند وقایع بعد از 88‌، باعث جری شدن دشمن و بهانه دادن به آمریکا و اروپا برای فرار از لغو تحریم‌ها شدند.
مدعیان اصلاحات (خواسته یا ناخواسته) ضمن تقسیم‌کار تبلیغی و روانی با معاندین و اپوزیسیون، قمه اراذل اجاره‌ای و شمشیر تحریم و تهدید علیه ایران را تیز کردند تا آنجا که طی سه ماه و نیم گذشته، یک روز نبوده که رسانه‌های آنان در قالب یادداشت، مصاحبه و گزارش‌های متعدد از اعتراضات (و در واقع‌، اغتشاشات) چیزی نگویند و ننویسند.
بعد از بیانیه جمعی از بازندگان سیاسی و اصلاح‌طلبان رادیکال (با موضوعیت تهییج و تحریک افکار عمومی برای اعتراضات خیابانی به گشت ارشاد) و القای کشته‌‌سازی از سوی برخی چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب (مانند کرباسچی و پزشکیان و...)، طیفی از اصلاح‌طلبان رادیکال و رسانه‌های آنان طی این مدت سعی کردند با 1. برجسته‌‌سازی و ضریب دادن به موضوعاتی مانند حق اعتراض، حقوق بشر، حقوق زنان 2. باور‌سازی گسترده و عمیق بودن ناآرامی‌ها 3. مقصرنمایی نظام در بروز و ظهور اغتشاشات اخیر 4. انتقاد از برخورد با اغتشاشگران و... اغتشاش را «اعتراض» و «اغتشاشگران» را مردم عادی معرفی کنند؛ یعنی همان کاری که بی‌بی‌سی و اینترنشنال و من‌وتو و... در دستورکار خود قرار دادند.
همین اقدامات بود که باعث شد دشمنان قسم‌خورده این مرز و بوم به تغییر فاز دیپلماتیک و تشدید تهدیدات و تحریم‌ها علیه ایران روی بیاورند و مجموعه فشارهای غرب و پادوهای داخلی به ایجاد ناامنی اجتماعی و بحران اقتصادی و افزایش یکباره تورم منجر شود.
مکرون (رئیس‌جمهور فرانسه) که در تیرماه جاری در مصاحبه تلویزیونی از مردم فرانسه خواست خودشان را برای پاییز و زمستان سخت آماده کنند و پیش از آن در نشست با بایدن از او خواسته بود که برای حل بحران انرژی در اروپا باید با ایران گفت‌وگو شود، در جریان ناآرامی‌های اخیر به خیال آن که آتش اغتشاشات در ایران می‌تواند به فرانسه گرما دهد‌، با عناصر ورشکسته اپوزیسیون دیدار و به لفاظی علیه ایران پرداخت.
نکته‌ای که باید اضافه کرد این است که در جریان وقایع بعد از 88 هم شاهد همین وضعیت بودیم. یعنی در برهه‌ای که اوباما(رئیس‌جمهور وقت آمریکا) در موضع ضعف و انفعال‌، به ایران پیام می‌داد که باید فصل تازه‌ای از همراهی را رقم بزنیم اما به یک‌باره ورق برگشت و قطعنامه 1929 نظام سلطه علیه ایران، سرآغاز حجم وسیعی از تحریم‌های ظالمانه و کمرشکن غرب علیه ایران شد. همان موقع هیلاری کلینتون (وزیر خارجه وقت آمریکا) گفت که تحریم‌ها در حمایت از جنبش سبز در ایران صادر شده! و یا شیمون پرز (رئیس‌جمهور وقت رژیم صهیونیستی) اعلام کرد اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با رژیم اسلامی ایران می‌جنگند!
بر همین اساس است که می‌توان مقصران تشدید تحریم‌ها را شناسایی و ادعا کرد که آنان کاسبان واقعی تحریم‌ها هستند چه آنکه در صورت بهبود معیشت مردم، بازندگان سیاسی انتخابات گذشته، حیات سیاسی خود را محتوم به مرگ دیده و خلأیی برای توجیه حضور خود در قدرت نمی‌یابند.