چگونگی بقای صفت رجا در انسان(پرسش و پاسخ)
پرسش:
برای اینکه انسان در کنار خوف او از خدای متعال، رجای او نیز به صورت مستمر در او حفظ شود، و میان آن دو نیز موازنهای برقرار گردد، چه راهکارهایی را باید به کار گیرد؟
پاسخ:
لزوم تقویت امیدواری به فضل و کرم و رحمت خدا
برای اینکه در کنار خوف از خدا، امید و رجا نیز در انسان حفظ و تقویت شود، و با حفظ و استمرار آن، موازنه میان خوف و رجا در قلب انسان برقرار گردد. باید علاوه بر اعمال صالحه و عباداتی که انجام میدهیم به فضل و کرم و رحمت واسعه الهی نیز امیدوار باشیم، و همواره این حالت رجا را در خود حفظ و تقویت کنیم.
اتکای صرف به اعمال صالحه و انجام عبادات و تکالیف الهی برای رجای الهی کافی نیست، چرا که انسان هیچگاه نمیتواند به کنه عبادت و آنچه که واقعاً شایسته و بایسته پروردگار متعال است برسد و آن را انجام دهد. همانطور که پیغمبر خدا(ص) فرمود: من به کنه معرفت و عبادت پروردگار نرسیدم، و حق عبادت خدای متعال را بجا نیاوردم.
(بحارالانوار، ج 68، ص 23)
آیا شما میخواهید برسید؟! آیا میخواهید با عبادتهایتان کرامت، نعیم جنت و مقام رفیع درجات بهشت را در جوار من درک کنید، و به مقام قرب خدا برسید؟ آیا با این اعمال ناقصمان میتوانیم به چنین جایگاهی برسیم؟! اما خدای متعال پس از این خوفی که در دل بندگان میاندازد و آنان را متوجه نقایص اعمالشان میکند، دری از رحمت را به روی بندگان میگشاید، و میفرماید: باید به رحمت من اعتماد کنید و به فضل من امیدوار باشید، و دلگرمیتان به گمان نیکی باشد که نسبت به من دارید. در این صورت است که رحمت من شما را در مییابد و شامل حال شما میشود.(الکافی، ج 2، ص 71)
دلیل خوف و رجا در اسمای الهی
از مجموع روایات وارده در باب خوف و رجا چنین استنباط میشود که دلیل و راز خوف و رجا در اسمای الهی است. آنجا که خداوند موجبات رجا را برمیشمرد، و در مقام تعلیل میفرماید: به همین خاطر است که من رحمن و رحیم نامیده شدهام.
همین اشاره کافی است که ما بفهمیم، سر خوف الهی در اسمای جلالیه (صفات سلبیه) پروردگار و سر رجای به او در اسمای جمالیه
(صفات ثبوتیه) خداوند نهفته است. یعنی وجود اسمای جلالیه باعث ایجاد خوف و وجود اسمای جمالیه باعث پیدایش رجا میشود.
یعنی در واقع همه این اسماءالله باید در قلب مومن جلوه کند، تا او به ایمان کامل برسد، و مومن گردد،
وگرنه ایمان و باور به یکی از آنها برای مومن بودن کافی نیست. حتی یکی نباید بر دیگری ترجیح داشته باشد. خوف و رجا باید به طور مساوی و متوازن در دل بنده مومن قرار بگیرد، تا ثمربخش باشد و انسان را در مسیر معنویت و اعتدال و دوری از هرگونه افراط و تفریط حرکت دهد.
رابطه ادب الهی با خوف و رجا و سرور
خوف و رجا و سرور باید نتیجه و ثمرهاش ادب الهی باشد. انسان مودب باید در حال سرور حدود الهی را رعایت کرده و بیادبی نکند،یعنی وقتی عمل صالحی انجام میدهد، از یک طرف خوشحال و مسرور باشد از اینکه توانسته در مسیر معنویات گام بردارد، و وظایف الهیاش را انجام دهد، و از طرف دیگر باید مراقب باشد که در این خوشحالی افراط نکرده و به حدی شادی نکند که نسبت به مولایش جرأت پیدا کرده و مرتکب بیادبی شود.
این مقتضای پایینترین درجه ادب است. انسان طبیعتاً از انجام عبادات مسرور میشود، اما باید حد اعتدال آن را
حفظ کند. انسانی که برای خدا عمل خیری را انجام داده است، از اینکه توانسته به وظیفهاش عمل کند، فرح و شادی در دلش میافتد که مطلوب است. اما باید مواظب باشد که این سرور به حدی نرسد که او نسبت به مولایش جرأت بیادبی پیدا کند.
شادی مهار نشده و افسارگسیخته اصلاً مورد نظر قرآن نیست. «ان الله لایحب الفرحین» خدا سرمستان را دوست ندارد (قصص- 76)