تشتی برای رسوایی فراموششده
عزیزا... محمدی(امتدادجو)
در سر چراغ و سر سرای مدخل این نگارش و مطلب و در دل وقایع متنوع و پرسرعت روزگار، با هزار و یک امید به آنچه از کلام رهبری چند روز پیش شنیدیم و با یقین به معجزه قلم و هنر و رسانه، تا اصل را به حاشیه نکشانده ایم، به مرور بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب که همین چند روز پیش یعنی در 29 آذر در جمع خانوادههای شهدای شاهچراغ مطرح شد میپردازیم و به تناسب اهمیت نکات مطرح شده در بیانات ایشان، سخن را پی میگیریم:
«بایستی دستگاههای فرهنگی ما، دستگاههای رسانهای ما، عناصر هنری ما، این قضیّه را مثل قضیّه عاشورا، مثل قضایای گوناگون تاریخی، نگه دارند، بزرگ کنند، ترسیم کنند، آیندگان بفهمند. ما در این زمینهها کوتاهی داریم؛ ما در قضیّه رسانه و تبلیغ و ترسیم واقعیّات کوتاهی داریم. خیلی از جوانهای ما و شما قضایای 20 سال قبل را نمیدانند، قضایای منافقین را نمیدانند. در همین شیراز، روز ماه رمضان، دم افطار، منافقین وارد خانه آن دکترِ شریفِ بزرگوار میشوند و [او را] به رگبار میبندند؛(1) روز ماه رمضان در شیراز! بعدها من به آن خانه رفتم. نسل جوان ما متأسّفانه خیلی از اینها را نمیداند؛ ما در این زمینهها کمکاری داریم؛ باید عناصر هنری ما [کار کنند]. حالا شما جوانها که اینجا هستید، هر کدامتان که در کار هنر، در کار رسانه، در کار تبلیغ، در کار نگارش دستی دارید، یادتان باشد که اینها جزو وظایف حتمی ما است».
راستش بدون تعارف و با صراحت باید گفت؛ در برخی موارد فرهنگی و هنری و رسانهای مهم، آنگونه که باید، کلام رهبری به نسبت اهمیت موضوعاتی که از سوی ایشان پیشبینی و تبین میشود مورد توجه بعضی از نهادهای فرهنگی و هنری و نیز رسانهای قرار نمیگیرد و مدتها بعد، درست زمانی که کار از کار گذشته است، آسیب آن را در سطح جامعه -چه در بعد افکار و چه در بعد رفتار عمومی- به شدت احساس میکنیم و متاسفانه میبینیم که مورد خسارت وآسیب و حتی تهدیدات جدی نیز قرار میگیریم.
علت بیان مفهوم ترجیح اصل به حاشیه در مطلع این سطور هم بر این اساس بود تا بتوانیم به بعضی از کلید واژههایی که در بیانات رهبری آمده است نگاه معنایی و دقیق تری داشته باشیم؛ چون به دفعات مکرر دیده شده است، متولیان محترم امر فرهنگ و رسانه به جای عملیاتی کردن بیانات معظمله فقط به چاپ چند بنر و پوستر و یا نهایتا به برگزاری یک یا چند همایش بسنده میکنند و پس از آن در چارچوب حواشی و بروکراسیهای نهادها و سازمانهای فرهنگی اصل موضوع که باید برای بیانات ایشان اقدامات عملی نیز صورت میگرفت به باد فراموشی سپرده شده است.
تطبیق اهمیت ماجرای تروریستی شاهچراغ با سایر وقایع تاریخی و بهویژه قضیّه عاشورا شاید در شنیدار، یک جمله معمول به نظر بیاید اما وقتی این جمله از لسان رهبر انقلاب اسلامی و یک مرجع دینی بیان میشود؛ یعنی این یک حقیقت است که بهطور حتم باید مورد توجه قرار بگیرد و این اهمیت نه به صرف یک موضوع تروریستی و یا یک موضوع اجتماعی در زمان حال، نه! بلکه باید در ابعاد ماندگاری در تاریخ بررسی و واکاوی شود.
ماجرای عاشورای سال 61 هجری و شهادت امام حسین(ع) علاوهبر یک موضوع دینی و مذهبی و سیاسی یک تراژدی اثر گذار بر تاریخ بود که جریانهای فکری متعددی را نیز بهوجود آورد و تاریخ در همه عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فلسفی و حتی اقتصادی نیز از آن واقعه تاثیر پذیرفت و نیز مسلم است که تا تاریخ باقی است متاثر از عاشورا نیز خواهد بود.
این که واقعه شاهچراغ و به رگبار بستن زائرین به این حد از اهمیت در نزد رهبر انقلاب میرسد که علاوه بر سخنرانیهای متعدد درخصوص این واقعه و دیدارهای انفرادی جداگانه با اعضاء خانوادههای شهدا، در نهایت یک دیدار جمعی ویژه نیز شکل میگیرد؛ گویای بزرگی و تاثیرگذاری این اتفاق در وقایع آینده است و رهبر انقلاب با تاکید بر این اهمیت از خیل هنرمندان و فعالان رسانهای بهویژه جوانان موثر در این عرصهها میخواهد که این واقعه به ورطه فراموشی سپرده نشود.
ایشان با مخاطب ساختن سه گروه یعنی (دستگاههای فرهنگی، دستگاههای رسانهای و عناصر هنری) نه تنها وظیفه ذاتی این سه گروه در قبال این موضوع را بر میشمارند؛ بلکه با تاکید مجدد در بندهای بعدی سخنرانی، در واقعه این توجه به حادثه شاهچراغ را بهعنوان یک تکلیف جدی بر این سه گروه ذکر میکنند و بهطور جدی بر عدم فراموششدن این حادثه تاکید دارند.
حضرت آیتالله خامنهای، در عینیت بخشی بر اهمیت این تاکید و در شرح علت آن، به یادآوری رفتارهای گستاخانه و ریاکارانه منافقین میپردازند که اگر در طول زمان و بهویژه در بیست سال گذشته این رفتارهای وحشیانه و تروریستی بهواسطه اصحاب رسانه و هنر و متولیان فرهنگی مدام به نسل جوان منتقل میشد و اگر در این زمینه از سوی متولیان امر کوتاهی صورت نمیگرفت؛ قطعا در جنگ شناختی و ادراکی ما به گونهای دیگر به غیر از آنچه که اکنون هست از میدان نبرد خارج میشدیم.
تاکید مجدد رهبر انقلاب اسلامی در پایان همین فراز سخنانشان، فارغ از نقش و جایگاه سازمانها و نهادهای فرهنگی و رسانهای به جوانان، بهویژه به جوانان هنرمند، رسانهای، تبلیغی و نویسندگان، واگذاری مستقیم مسئولیت و تکلیف به اهالی این عرصهها است که این نوع دیدگاه ایشان نشان از اعتماد به جوانان جویای نامی است که میتوانند در غیاب سلبریتیهای پر هیاهو به شیوههای هنری و همینطور رسانهای و تبلیغی ایفای نقش جدی و موثر برای امروز و آینده ایران و اسلام داشته باشند.
نگارنده با وام گرفتن از بیانات رهبری توجه دوستان عزیز نویسنده و هنرمند و رسانهای را به آن بخش از کلام ایشان که رسوایی مسببان آن حادثه را بیش از پیش خواستار شدند جلب میکنم که در همان جلسه فرمودند:«... از جاهای مختلف انسانها رفتهاند آنجا برای عرض نیاز، برای خلوت با خدا، برای خلوت با اولیای خدا و مورد این ظلم قرار گرفتهاند. دشمن خیلی رسوا است در این قضیّه. این دشمن کیست؟ آن که مرتکب این جنایت شد، فقط او دشمن است؟ او که خب معلوم است؛ او دشمن است، جانی است، خیانتکار است، جنایتکار است، امّا فقط او نیست؛ کسانی پشت سر او هستند. میگویند «داعش»؛ خب بله، امّا داعش را چه کسی به وجود آورد؟ این موجود خطرناک را چه کسی تولید کرد؟ آمریکا صریحاً گفت ما داعش را تولید کردیم؛ خودش صریح گفت این را ـ نه حالا، [بلکه] هفت هشت سال پیش گفتند ما تولید کردیم داعش را ـ آنها گناهکارند؛ همانهایی که حالا پرچم حقوق بشر را به دست میگیرند. لعنت خدا بر این دهانهای دروغگو، بر این دلهای سیاه و شقی! این جور عمل میکنند، آن جور حرف میزنند. درباره حقوق بشر، درباره حقوق زن، درباره مسائل گوناگون انسانی، حرفشان این است، عملشان آن است؛ یعنی منافقِ کامل! و منافق، کافر است و کافر دشمن خدا است، عدوّالله است؛ اینها، هم کافرند، هم منافقند، هم دشمن خدایند. اینها در این قضیّه شاهچراغ رسوا شدند.»
با توضیحات ارائه شده و با منطق ادراکی میتوانیم متوجه شویم که اساسا دو نکته بیشتر از سایر موارد در سخنان رهبری مورد توجه بوده که اول فراموش نکردن واقعه تلخ شاهچراغ با ابزار هنر و رسانه و تبلیغ و دوم با استفاده از همان ابزارها رسواسازی مسببان آن حادثه.
قرآن کریم به کرار درخصوص فراموشی آیاتی را بیان دارد؛ مطابق بررسیهای موضوعی صورت گرفته در حوزه واژه شناسی واژههای قرآنی، «نسیان» که به معنای فراموشی در زبان عرب و قرآن است ۴۵ بار با اشکال مختلف بهکار رفته که ۳۷ مورد آن درباره انسان است و با توجه به اینکه فراموشی در اصطلاح قرآنی غالباً بهمعنای بیاعتنایی به خدا و اوامر او اطلاق میشود؛ میتوان شرح سنگینی تکلیف نهاده شده بر جامعه رسانهای و هنری و تبلیغی از سوی مقام معظم رهبری را بیشتر درک کرد که کوتاهی در این زمینه نه تنها ابعاد منفی اجتماعی و سیاسی و ملی و امنیتی دارد؛ بلکه دارای عواقب و عقوبت دینی نیز میتواند باشد و بهطور قطع رهبر فرزانه و حکیم انقلاب با در نظر گرفتن جمیع این موارد این کلید واژه را در یک سخنرانی بارها به کار گرفتند.
فراموشی در قرآن به چند منظور و مفهوم به کار گرفته شده است که در یک تقسیمبندی معنایی میتوان آن را به دو گونه فراموشی عامدانه و فراموشی غیر عامدانه دستهبندی کرد و با توجه به مفاهیم آیات موجود و بر اساس پژوهشهای قرآنی که در سایت خبرگزاری ایکنا هم بهطور مبسوط موجود است:«نسیان یا فراموشی بهمعنای از یاد بردن و محو شدن چیزی از ذهن است، نسیان و فراموشی گاهی در اختیار انسان است که از این بابت موجب سرزنش نمیشود؛ اما گاهی فراموشی بر اثر سوء اختیار و اشتغال به امور زیانآور حاصل میشود که قابل مذمت و سرزنش است.»
واقعیت این است که اگر در این برهه از زمان با توجه به همه وقایع صورت گرفته و با توجه به روشن شدن ابعاد خصومت دشمنان ایران اسلامی، باز هم کوتاهی برای بیان حقایق صورت بگیرد و ابزارهای لازم به کار گرفته نشود و از پتانسیلهای ساختاری استفاده نشود؛ قطعا در دفع شر و فتنه ناکام خواهیم ماند و ورود به عالم نسیان و فراموشی از نوع دوم فراموشی یاد شده در قرآن خواهد بود که به اختیار و با اشتغال به امور زیانآور حاصل میشود و جای بازخواست و ملامت مسئولین و عناصر تاثیرگذار فرهنگی و هنری و رسانهای برای عام مردم و نیز در محضر الهی باقی خواهد ماند.
رهبر انقلاب با محور قرار دادن دو موضوع فراموشی وقایع و نیز رسوا ساختن مسببان جنایت شاهچراغ همانطور که در کلام ایشان نیز موجود است، به دنبال ترسیم واقعیت وقایع شکل گرفته هستند که هر چقدر این ترسیم با زبان هنر و با تخصص رسانهای و تبلیغی صورت بگیرد آثار مطلوبتری را نیز در پی خواهد داشت و از آنجاییکه یک سمت مطالبه ایشان از متولیان و نهادهای فرهنگی و رسانهای بود و اساسا کوتاهی در ترسیم بعضی از وقایع گذشته را هم بهوضوح بیان کردند؛ به نظر میآید نهادهای متولی فرهنگ و رسانه بیش از تولید چند خبر و رپورتاژ و یا ساخت مستند چند دقیقهای باید پای کار بیایند.
می توان با ایجاد یک قرارگاه رسانهای مشترک - حالا که التهابات و آشوبهای سازماندهی و هدایت شده خیابانی کنترل و مهارشده و فروکش کرده- واقعیات را با ظرافت و بهطور اغنایی و اقناعی به مخاطب منتقل ساخت و علی رغم کوتاهیهای صورت گرفته پیشین در موضوعات مختلف فرهنگی و رسانهای، اینبار ضمن توجه موثر بر بیانات و فرامین رهبری، در جنگ ادراکی و شناختی نیز ملموسانه و بهطور عملی وارد عرصه نبرد شد.
با توجه به صورت ظاهری بیان رهبری در فرازی که اشاره به کوتاهیها صورت گرفته در ادوار مختلف درخصوص اقدامات جنایتکارانه و ضد بشری منافقان داشتند، واضح است که رو و سوی دیگر این فراز
پراهمیت سخنان ایشان، با اشاره مستقیم به هنرمندان و عناصر فرهنگی و رسانهای و نویسندگان و قلم به دستان، یک فراخوان آشکار از سوی ایشان در جهت تبین و ترسیم حقیقتهای موجود وقایع اخیر است که بدینگونه پرداختن به موضوع را حتی از حالت خاص تعمیم به عموم دادند و در نتیجه آن را یک وظیفه عمومی برای حفظ امنیت و آرامش جامعه میدانند.
با نگاهی دیگر این اقدام رهبری را میتوان بدل اقدامات رسانهای رسانههای معاند بهویژه رسانههای معاند فارسی زبان عنوان کرد که پیدرپی علاوهبر جریان سازی اقدام به فراخوانهای جعلی میزدند و با زور سطل آشغال آتش زدن و یا با زور چماق و پارهآجر تلاش داشتند اعتصابات سوری مثلا سراسری به قول خود منحوسشان راه بیندازند؛ اما این یک فراخوان عمومی برای قشر خاص فرهنگی و هنری و رسانهای است تا هر کس در هر رده از مسئولیت و توان که قرار دارد باید بهطور جدی وارد گود شده و ضمن ادای تکلیف جایگاه خود را نیز در وقایع اخیر دقیقا مشخص نماید و بحث دقیقا بحث شمشیر و سپر است که دفاع باید منطبق با واقعیتهای موجود باشد و از حالت تدافعی باید رو به عرصه تهاجمی بیاوریم و حالا که تشت رسوای رسانههای معاند و حامیان و پیروانشان از آسمان هفتم بر زمین افتاده، فرصت مغتنمی است که هوشمندانه و با خلاقیت و ابتکار،مراحل منفعل سازی و رسوایی و نابودی هرچه بیشتر آنها را پیش ببریم.
ـــــــــــــــــــــــــــ
1- در نهم مرداد ماه سال ۱۳۶۰، گروه تروریستی منافقین به منظور ترور اعضای مرکزی حزب جمهوری اسلامی استان فارس، دقایقی پس از افطار به خانه دکتر محمّدحسن طاهری حمله میکنند. با توجّه به حمله منافقین به مطب دکتر طاهری در شب قبل، جلسه اعضای شورا به مکانی دیگر منتقل شده بود و فقط چند نفر از اعضای خانواده و بستگان دکتر طاهری برای افطار در خانه حضور داشتند که در این حادثه چهار نفر از اعضای خانواده ایشان شهید و سه تن بهشدّت مجروح شدند.