سیری از بطن جاری ایران تا بطن تاریخی آن
علی قرباننژاد
نظرگاه نخست:
ایران دارای 2 بطن است؛ بطنی که ملموستر و نزدیکتر است به آن سبب که بطنی است که با بسیاری از امور روزمره مردم ایران پیوند دارد و لذا به نظر میرسد که نامیدنش با عنوان بطن جاری بیمسمی نباشد.
بطن دیگر اما بطنی است که چشماندازها و افقها را شکل میدهد. بطنی که آینده را میسازد و در رویکردها و اعتقادات و باورها ریشه دارد. بطنی که از سیرتاریخی و تمدنی در گذشته تغذیه میکند تا تاریخ و تمدن را در آینده شکل دهد. بطنی که چندان شاید برای عموم جامعه ملموس و حتی قابل رویت نباشد. این بطن را به این سبب بطن تاریخی میتوان نامید.
این دو بطن بر همدیگر اثرگذار هستند به این شکل که بطن تاریخی اکنون در جامعه ایرانی میتواند بخشهایی (فراخور توانش از کم تا زیاد) از بطن جاری در آینده را شکل داده و سامان دهد. همچنین بطن جاری اکنون میتواند مردمان جامعه را از بطن تاریخی و توجه به آن دور کرده یا نزدیک سازد. شاید با اندکی تسامح بتوان گفت نسبت این دو با هم مانند نسبت میان واقعیت و حقیقت است.
نظرگاه دوم:
از زمانی که کارزار فشار حداکثری آمریکا و اروپا علیه کشورمان با تحریمهای بیسابقه در طول تاریخ آغاز شد (و حتی پیش از آغاز این کارزار) عدهای سادهلوح این نکته را بیان میکردند که بهانه غرب برای تحریم ایران صنعت هستهای است و آیا این هزینههای سخت (تحریمهای حداکثری) برای این صنعت قابل توجیه است؟
با کمی تعمق در بطنهای ایران میتوان به دلایل دشمنی و راهکار دشمنان (البته به صورت کلی) پی برد. اگر در داخل کشور بسیاری از مردم جامعه ایرانی (حتی افرادی در مراکز دانشگاهی، افرادی در طیفهایی که با کتاب و رسانه و مطالعه سر و کار دارند و...) نسبت به بطن تاریخی کشورمان آگاهی چندانی ندارند و یا آن چنان که باید آن را باور ندارند و... اما دشمنان با دقت تمام و به صورت شبانهروزی و بیوقفه مصادیق مرتبط با بطن تاریخی ایران را رصد و دنبال میکنند.
بنابراین آنچه غرب را نگران میکند تمامی آن چیزهایی است که بطن تاریخی ایران را شکل میدهد که پیشرفتهای صنعت هستهای آن هم به صورت بومی اگرچه خیلی مهم است اما یکی از موارد بسیاری است که بطن تاریخی را میسازد. این یعنی اینکه اگر حتی تمام مراکز هستهای در ایران برچیده شود و هر آنچه سانتریفیوژ ساختهایم نابود کنیم اگرچه ممکن است یکی از خواستههای استعماری و زورگویانه غربیها اجابت شده باشد اما هنوز ماهیت بطن تاریخی ایران با تمام مصادیقش مورد دشمنی آنهاست.
نظرگاه سوم:
برای شناخت بهتر ارائه تعریفی کلی از هر یک از بطنها و ذکر برخی مصادیقشان لازم مینماید. گفته شد که بطن جاری بطنی است که ملموستر، قابل لمستر و با امروز جامعه در ارتباط بیشتر قرار دارد. از این رو مواردی از قبیل تحریمهای غرب و مسایلی از قبیل تورم، آمار ازدواج یا طلاق، میزان اشتغال یا بیکاری، بیمه و... در شمار بطن جاری هستند.
بطن تاریخی اما ماهیتی چند وجهی دارد لذا برای درک آن از فلسفه گرفته تا تاریخ و شناخت ادیان و مذاهب میتوانند دخیل باشند. اعتقادات مذهبی و دینی (مفاهیمی از قبیل الزام به عدم وابستگی به دشمنان، زیر بار ذلت نرفتن، ظلمستیزی، منجی و ظهور و...) و همچنین فهم تمدنی میتواند در شکلدهی به بطن تاریخی تاثیر مهمی داشته باشند. دیگر اینکه تقریبا همه آن چیزهایی که در زیرمجموعه پیشرفت در حیطه علوم مختلف و فناوری هستند در این حیطه جای میگیرند. پیشرفتهای کشورمان در تولید علم و تبدیل علم به فناوری در این حیطه هستند. از علوم پزشکی تا علوم فضایی، از تسلیحات نظامی تا علوم پزشکی، صنعت هستهای، نانو، سلولهای بنیادی، لیزر و... بطن تاریخی را شکل میدهند.
حال ممکن است این سؤال پیش آید که مثلا پیشرفت در صنعت هستهای و دستیابی به برق هستهای و یا رادیو داروها آن چیزی است که هماکنون در جامعه ما اثرگذار است و منافع آن به جامعه میرسد پس تقسیمبندی بطنها چگونه قابل تفسیر است؟ در پاسخ باید گفت آنچه در مورد بطنها عنوان شد به این معنا نیست که مصادیق بطن تاریخی الزاما منافعش در درازمدت شامل حال جامعه خواهد شد بلکه نظرگاه در این تقسیمبندی چیزی است که این مصادیق در کنار همدیگر
میسازند.
برای نمونه پیشرفت قابل قبول و اثرگذار در مصادیق بطن تاریخی در آینده هویتی برای کشور میسازند و جایگاه ویژهای به آن میدهند. چنانکه مصادیق بطن جاری نیز شکل و شمایل امروز جامعه را میسازند. اگرچه شکل و شمایل بطن جاری در تعامل مستقیم با همه افراد جامعه است اما نکته این است که این شمایل ثباتی قابل اتکا ندارند و ممکن است خیلی زود دستخوش تغییراتی شوند. در مقابل اما هویتی که بطن تاریخی آن را میسازد از ماندگاری خیلی بیشتری به نسبت شمایل بطن جاری برخوردار است.
نظرگاه چهارم:
حال باید توجه داشت که میزان امید به آینده در میان جامعه در نسبتی ملموس با ارتباط هر فرد با بطنهای کشورمان و فهم آنها است. به این معنا که اگر فردی تمام نظرگاهش به سمت و سوی بطن جاری باشد خروجی آن چیزهایی از قبیل ناامیدی باشد. تمام تلاش دشمنان ایران نیز این است که برای متوقف کردن بطن تاریخی ایران و ماموریت و جایگاه آن تلاش میکنند تا با تحریمهای شدید بطن جاری را دستخوش التهاب سازند و این بطن را به وضعیت نامطلوب و ناگواری بکشانند.
در ادامه رسانههای دشمنان تمام همت خود را به کار میگیرند تا چشمان مردمان جامعه ایرانی را تنها و تنها به سمت و سوی بطن جاری (که بر اثر دشمنیها و سوءمدیریتها دستخوش التهاب شده و بر همین اساس این التهاب را به مردمان جامعه منتقل میکند) معطوف سازند و نگذارند جامعه ایرانی چشم و ذهنش به سمت بطن تاریخی بچرخد.
دقیقا بر روی همین بطن جاری است که دشمنان موج سواری خویش را آغاز کرده و التهابهایی را که از بطن جاری به هر فرد منتقل شده (هر فرد در جامعه به فراخور توان مادی و معنوی خود متحمل این التهابها میشود) را به صورت یک شبکه درآورند و اشتراک سازی کنند و در مرحله بعد التهاب جمعی را رقم بزنند که همان آشوبها است. باید توجه داشت که در مسیر مذکور رسانههای دشمن التهابهای صوری بسیاری را نیز برای جامعه تولید و به آن تزریق میکنند که این در حیطه بحث این متن نیست.
نظرگاه پنجم:
رهبرانقلاب از برگزاری راهیان پیشرفت سخن میگویند تا اقشار مختلف (از مسئولین تا دانشجویان و...) ضمن حضور در این سیر با پیشرفتهای کشورمان در ساحات گوناگون علمی و فناوری آشنا شوند.
دقیقا رهبر انقلاب با این پیشنهاد میخواهند طیفهای مختلف را به سمت و سوی بطن تاریخی ایران و توجه به آن سوق دهند. ضمن آنکه ایشان پیوسته به مسئولان (در جلسات خصوصی و سخنرانیهای عمومی) بر لزوم توجه مسئولان به مواردی مانند تورم، اشتغال، مسکن، ازدواج و... (که مصادیق بطن جاری هستند) و رفع دغدغههای جامعه در این حوزه تاکید کردهاند.
در این میان افرادی مانند «اردشیر زاهدی» را نیز میتوان نام برد که در سالهای آخر عمرش چرخشی آشکار و علنی به سمت و سوی تایید بسیاری از خصوصیات قابل توجه جمهوری اسلامی ایران داشت. این چرخش او در سالهای آخر عمرش و در حالی که در آمریکا بود چرا و چگونه حاصل شده بود؟ کسی نمیتواند مدعی شود که او تغییرات اعتقادی داشته و یا به فردی انقلابی بدل شده و این تغییرات ماحصل آنهاست. موضوع همان چیزی است که در این متن مورد بحث قرار گرفت. اردشیر زاهدی در آن سالها نظرگاهش و توجهش به سمت بطن تاریخی ایران معطوف شده و پس از آن به سرعت جذب این بطن شده، بطنی که بسیار سرزنده و پویا است.
در پایان باید متذکر شد که هر دو بطن از جهاتی ویژگیها و اهمیت خود را دارند و لذا باید در بهبود و پیشرفت هر دو کوشید. این متن در تلاش بود تا ضمن معرفی این دو بطن به ماهیت و حدود آنها و نوع مواجهه مردمان جامعه ایران و نیز نوع تقابل دشمنان با این بطنها بپردازد.