بلا تکلیفی هزاران فارغالتحصیل روانشناسی
مهدی برازنده
امروز با تغییرات ایجاد شده در جوامع، اهمیت بهرهمندی از خدمات روانشناسی و مشاوره بر کسی پوشیده نیست. از طرفی گستردگی و تنوع این حوزه به قدری است که مردم علاوه بر امکان دریافت مشاورههای فردی مثل ارتقای سلامت روانی خویش یا بررسی مسائل مربوط به اختلالات خُلقی و روانی، میتوانند از مشاورههای گروهی و خانوادگی همچون مشاورههای پیش یا پس از ازدواج، مسائل درونی خانواده و تربیت فرزندان برخوردار شوند. علاوه بر این به نظر میرسد نگرش بخش قابل توجهی از جامعه به سمتی رفته است که دریافت خدمات روانشناسی و مشاوره را منحصر به افراد خاص که دارای مشکلات خُلقی و روانی حاد هستند نمیدانند و از طرفی به آن به چشم یک نیاز درجه چندم نگاه نمیکنند. ناگفته نماند در بعضی فرهنگها برخی افراد که از نظر روانی مسئله خاصی در زندگی خود احساس نمیکنند نیز برای ارتقای سلامت روان و احساس آرامش ذهنی بیشتر، مراجعه به روانشناس و مشاور را مهم تلقی میکنند. بنابراین طبیعی است که تنوع فشارهای درونی و محیطی در زندگی افراد به قدری است که راهنمایی گرفتن از متخصصین روانشناسی و مشاوره، خدمتی لوکس و کماهمیت به حساب نیاید، بلکه در سبک زندگی افراد، دریافت راهنمایی و مشاوره از کسی که تخصصش شناخت رفتار، افکار، هیجانات و احساسات انسان است، ضروری به نظر میرسد. نکته دیگر این است که رونق مراجعه به روانشناس و مشاور تا حد بسیار زیادی بساط طرفداران رمالی، فالگیری و کسانی که مدعی جادو و ارتباط با عوالم ماوراءالطبیعه یا خیالی هستند را قویاً جمع میکند و از این حیث نیز دارای فایده است.
حوزه روانشناسی و مشاوره در کشور ما چندین سال است که رونق گرفته و به گفته دکتر غلامعلی افروز، روانشناس و استاد ممتاز دانشگاه تهران بالغ بر 270 هزار دانشجوی روانشناسی در مقاطع مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مشغول تحصیل هستند که از این تعداد 30 هزار نفر در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تحصیل میکنند. این آمار و ارقام حاکی از آن است که استقبال از این حوزه طی سالهای اخیر رو به رشد بوده و طبیعی است که بسیاری از محصلان این رشته در سالهای پیش رو خواستار فعالیت حرفهای و پذیرفتن مراجعه کننده در کلینیک و مراکز روانشناسی و مشاوره باشند. در همین حال بسیاری از کارشناسان این حوزه معتقدند صف طویلی از فارغالتحصیلان روانشناسی برای دریافت پروانه اشتغال از سازمان نظام روانشناسی تشکیل شده است و انتظار چندساله متقاضیان برای مصاحبه تخصصی با اعضای این سازمان و اخذ مجوز فعالیت در این حوزه کار را برایشان دشوار کرده است؛ اگرچه ضرورت غربالگری روانشناسان و مشاوران با توجه به اهمیت کار روانشناسی و مشاوره قابل اهمیت و حساسیت است.
هماکنون یکی از آفات فعالیت در حوزه روانشناسی و مشاوره این است که دانشجویان و کسانی که ممکن است دورههای تخصصی در این حوزه نگذرانده باشند، از طریق فضای مجازی اقدام به تولید محتوا و حتی ارائه مشاوره میکنند، این موضوع فارغ از بحث فعالیت روانشناسنماها و روانشناسان زردی است که بدون گذراندن هیچگونه دوره تحصیلی و مهارتی در این حوزه در فضای مجازی و حقیقی برای خود کسب و کار راه انداختهاند. ناگفته نماند که طی ماههای اخیر سازمان نظام روانشناسی هرچند با تاخیر اما لیستهایی از افراد و صفحات فاقد مجوز و اصطلاحاً روانشناسنما را در سایت خود منتشر کرد اما این حرکت کافی به نظر نمیرسد و لازم است این پدیده از ریشه اصلاح شود.
اکنون میتوان برای افراد فارغالتحصیل رشته روانشناسی که تمایل به ارائه خدمت هستند، دورههای کارورزی کوتاهمدت و بلندمدت برگزار کرد و با برچیدن برخی تشریفات و موانع دستوپا گیر که با قوانین سازمان نظام روانشناسی مغایر نیست، زمینه را برای فعالیت در این حوزه برای جامعه چندصد هزار نفری روانشناسان و مشاوران در کشور فراهم کرد. همچنین میتوان برای جذب مراجع از طریق هماهنگی با ارگانهای مختلف و فرهنگسازی میان اقشار مختلف مردم برای استفاده از خدمات سلامت روان و بهداشت روانی اقدام کرد.
اگرچه این پیشنهادات برای بهرهوری هرچه بیشتر از فعالان و محصلان حوزه روانشناسی مناسب به نظر میرسند، اما مسائلی همچون تخصیص بیمه برای مراجعان و درمانگران روانشناسی نیز موضوعی است که همواره دغدغه این افراد بوده است. اکنون نگاه به آمار میزان شرکتکنندگان در کنکور رشته علوم انسانی طی 5 سال اخیر نشان میدهد که در سال 97 بیش از 282 هزار نفر و در سال 1401 بیش از 412 هزار و 500 نفر شرکت کردند که تا حد زیادی به آمار شرکتکنندگان علوم تجربی نزدیک شدهاند و این موضوع نیز به علاقهمندی داوطلبان برای شرکت در رشتههایی مثل حقوق و روانشناسی مهرصحه میگذارد. افزایش آمار محصلان روانشناسی و مشاوره اگرچه اتفاقی مثبت تلقی میشود اما با اعلام سازمان نظام روانشناسی، هماکنون چیزی حدود 7 هزار روانشناس دارای پروانه فعالیت هستند که این میزان برای جمعیت 85 میلیون نفری ما میشود به ازای هر 12 هزار نفر یک روانشناس، حال آنکه میتوان از افرادی که در انتظار دریافت مجوز فعالیت هستند بهره برد و ضمن بررسی دقیق صلاحیت آنها برای ارائه خدمات تخصصی روانشناسی و مشاوره، آنها را برای گذراندن دورههای کارورزی و نهایتاً مشاوره و درمان تخصصی آماده و هدایت کرد. یکی دیگر از پیشنهادهایی که میتوان مطرح نمود آن است که با همراهی سایر ارگانها از ظرفیت موجود در جامعه روانشناسی کشور استفاده کرد و طرحی مانند پزشک خانواده را تحت عنوان روانشناس خانواده اجرا کرد؛ طبیعتاً از این طریق میتوان از اشباع روانشناسان و مشاوران در حال حاضر و در آینده جلوگیری نمود و بیشترین بهرهوری را از این قشر به عمل آورد.