نگاهی به سریال «پرنده سیاه»
قاتلین زنجیرهای سوژه مورد توجه ساختههای جدید
فاطمه قاسمآبادی
چند سالی هست که سریالهای ژانر جنایی در غرب و به خاطر تبلیغات زیاد، بعد از کشورهای غربی، در کل دنیا، محبوب شدهاند. به خاطر همین هم داستانهای مربوط به قتل جنایتهای هولناک و بیرحمانه و در صدر این فهرست، زندگی قاتلان زنجیره ای، مورد توجه تعداد زیادی از نویسندگان و فیلمنامهنویسان غربی قرار گرفته است.
تا بهحال فیلمها سریالهای زیادی در مورد زندگی قاتلان زنجیرهای ساخته شده است و در حال حاضر، شبکههای کابلی و اینترنتی در آمریکا، به سمت ساخت سریالهای متعدد در مورد این موضوع خاص رفتهاند و داستانهای زندگی این جنایتکاران را در صدر فهرست سریالهای خود قرار دادهاند و داستان جنایتهای بیرحمانه را به خورد مخاطبین خود میدهند و از قبالش، پول هنگفتی به جیب میزنند.
مینی سریال «پرنده سیاه» به کارگردانی «دنیس لهان» محصول سال 2022 شبکه اینترنتی اپل تیوی پلاس است. این سریال از روی زندگی واقعی یک قاتل زنجیرهای مخوف به نام « لریهال» و ماجرای گیرانداختنش توسط نفوذی پلیس، ساخته شده است.
به دامانداختن قاتل به کمک موادفروش
داستان سریال «پرنده سیاه»، در مورد به دامانداختن یک قاتل زنجیرهای آمریکایی توسط نقشه پلیس است.
داستان از آنجایی شروع میشود که «جیمز جیمی کین» یک ستاره جوان آینده دار فوتبال بود که در نهایت نتوانست به موفقیت چندانی در فوتبال کالجی دست یابد. در نتیجه به زندگی تبهکارانه و خرید و فروش مواد مخدر روی آورد تا اینکه طی یک عملیات، به نام
«عملیات برف روبی» دستگیر شد.
جیمز در دادگاه و در جریان محاکمهاش، یک «مصالحه قضایی» را پذیرفت که تصور میکرد تنها پنج سال باشد و پس از چهار سال جبس، بتواند با آزادی مشروط، از زندان بیرون بیاید ولی در دادگاه میفهمد با این معامله، علاوهبر اتهام پیشین خرید و فروش مواد مخدر، به دلیل نگهداری تعدادی سلاح گرم غیرقانونی هم متهم شده است و جمعا به جای چهار سال، به ده سال زندان، بدون هیچگونه آزادی مشروط، محکوم شده است.
ماموران پلیس و مقامات فدرال در این میان، با توجه به شخصیت جذابِ طبیعی و استعداد او برای صحبت کردن، به جیمز فرصتی برای تخفیف مجازات و آزادی کامل دادند و حالا جیمز باید تصمیم میگرفت تا با رفتن به زندانی دیگر و رو کردن دست قاتلی زنجیرهای به نام لریهال، که اگر محکوم نمیشد دوباره آزاد میشد، زندگی اش را به خطر بیندازد....
هدف وسیله را توجیه میکند
داستان سریال «پرنده سیاه»، بدون هیچ خلاقیتی و مانند تعداد زیادی از فیلمها و سریالهای آمریکاییِ در این رده، با مونولوگ شخصیت اول داستان شروع میشود و جیمز کین، از نقطه دید خودش، اول توضیحاتی در مورد زندگی اش میدهد و پس از آن، به بیان معامله پیشنهادی از طرف پلیس میپردازد. چالشهای جیمز در پذیرفتن این معامله هم به نوعی مخاطبین را به یاد ساختههای دیگر در چنین ژانری میاندازد.
البته بازیهای خوب و روان سریال، مخصوصا بازی خیرهکننده «پال والترهاوزر» در نقش «لریهال» قاتل ماجرا، از جمله دلایلی است که این مینی سریال شش قسمتی را دیدنی کرده است.
در پرنده سیاه، مخاطبین میبینند که برای گیرانداختن یک قاتل زنجیره ای، یک قاچاقچی مواد مخدر آزاد میشود و این مسئله طوری به تصویر کشیده میشود که گویی با این معامله، عدالت به طور کامل اجرا شده است! مخصوصا که چون پدر این موادفروش، قبلا پلیس بوده است، سازنده سعی میکند به مخاطبین تلقین کند که این پلیس فاسد سابق و پسر مواد فروشش، قهرمان هستند چرا که دست یک جنایتکار بزرگتر از خودشان را رو کردهاند و از این طریق به جامعه لطف بزرگی کردهاند!
سیستم قضایی آمریکا و نوع قضاوتهایش، در جای جای سریال مایه سؤال است، از همان ابتدا که پلیس با فریب سعی میکند جیمز را به جای پنج سال، به 10 سال زندان بیندازد تا معاملهشان را بپذیرد و در جایگاه بعدی هم معامله مثلا سخاوتمندانهای که باعث میشود پلیس فدرال بتواند در مطبوعات پز زرنگی اش را بدهد و نشان بدهند که توانستهاند قاتلی خطرناک را به دام بیندازند، جالب توجه است.
البته در این میان هرگز به این نکته اشاره نمیشود که این پلیس کارآمد و زرنگ، در ازای یک قاتل زنجیره ای، نه یک خورده فروش مواد، که یک سر شاخه مواد فروشی را به آغوش جامعه و جمع خلافکاران برگردانده است بدون اینکه مجازاتی در کار باشد....تازه مخاطبین در پایان ماجرا باید احساس کنند که حق به حقدار رسیده است و از عملکرد بیسر و ته پلیس و زرنگی اش هم راضی باشند!
سیاستهای شبیه به هم شبکهها
در حال حاضر در آمریکا، علاوهبر شبکههای کابلی، شبکههای اینترنتی هم به شدت در رقابت با یکدیگر هستند و هر یک سعی دارند مخاطبین را به سمت ساختههای خودشان بکشانند.
در همین راستا چند سالی میشود که شبکه اینترنتی نت فلیکس، گوی سبقت را از دیگر رقبایش گرفته و با بودجهای بسیار زیاد و سیاستهای از قبل مشخص شده، پیش میرود.
به خاطر موفقیت و درآمدهای هنگفت شبکههای اینترنتی، شرکتها و سرمایهداران بزرگ هم تصمیم گرفتند وارد صنعت فیلم و سریال سازی یا همان احداث شبکههای اینترنتی شوند.
اپل تی وی پلاس، آمازون و... از جمله این غولهای سرمایهداری هستند که چند سالی است وارد ماراتون برنامه سازی شدهاند و برنامههایی مطابق با سلیقه مخاطبان شان میسازند و بر درآمدهای میلیون دلاری خود میافزایند.
قهرمان کلاسیک آمریکایی
شخصیت پردازی در سریال پرنده سیاه حساب شده است و مخاطبین میتوانند با شخصیتهای داستان، ارتباط بر قرار کنند. این انسانها که از دل جامعه آمریکا بیرون آمدهاند، همگی خاکستری هستند.
حتی قهرمان داستان که جانش را به خطر میاندازد تا این قاتل مخوف را به چنگ قانون بیندازد هم خودش یک محکوم و مواد فروش است و زندگی خانوادگی در هم ریختهای دارد.
سازنده سعی کرده تا از بین تمام بدیها و فسادها، تلاش برای متوقف کردن یکی از لکههای ننگ و تباهی اجتماعش را بزرگ و شکوهمند نشان بدهد و جیمز کین را در این میان، قهرمانی در دهه 90 نشان بدهد که به خاطر مشکلات خانوادگی و اجتماعی،اندکی از شخصیت واقعیاش، فاصله گرفته است و حالا فرصتی برایش پیش آمده تا مانند قهرمان کلاسیک آمریکایی، از خاکسترش برخاسته و گذشته اش را جبران کند....
سریالهای مخاطبپسند
سریال «پرنده سیاه»، با وجود اینکه داستان و روایت متفاوتی نسبت به ساختههای هم رده اش نداشت ولی توانست نظر مخاطبین عام شبکه اپل تی وی را به دست بیاورد.
نقدهای قابل قبول منتقدین هم باعث شد تا این سریال بتواند با وجود تبلیغاتاندکش، مورد توجه قرار بگیرد و روایت این قاتل زنجیرهای و محکومی که او را به دام میاندازد را به خوبی به تصویر بکشد و مخاطبین را پای روایت کوتاهش بنشاند.