عدالت آموزشی از مسیر توسعه مدارس غیردولتی محقق نمیشود
چرا لقمه را دور سرتان میچرخانید؟
محسن پورعرب
دوشنبه گذشته رئیسسازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی وزارت آموزش و پرورش در جلسه توجیهی نظارت بر مدارس و مراکز غیردولتی اظهاراتی را داشت که قابل تامل بود. احمد محمودزاده در این جلسه گفت: «در راستای مردمی سازی نظام حکمرانی آموزش و پرورش، به دنبال مدارس غیرانتفاعی عام المنفعه هستیم تا بتوانیم در جهت سیاستها و شعارهای دولت سیزدهم مدارس غیردولتی را گسترش دهیم که در خدمت خانواده بیبضاعت، و دانشآموزانی که علاقهمند به تحصیل در مدارس باکیفیت هستند و توان پرداخت شهریه را ندارند، باشند».
شاید در نگاه اول بگوییم چه خوب! ایجاد مدارس غیردولتی برای خانوادههای بیبضاعت و ارائه خدمات باکیفیت به دانشآموزانی که توان پرداخت شهریه ندارند میتواند در راستای توسعه عدالت آموزشی باشد. اما سؤال این جاست که چرا این خدمات باکیفیت در مدارس دولتی ارائه نشود؟ و آیا نمیشود برای توسعه عدالت آموزشی کمیت و کیفیت مدارس دولتی را تااندازهای ارتقاء داد که خانوادههای بیبضاعت حسرت به دل خدمات باکیفیت نمانند؟ مگر نه این است که رهبر انقلاب کمتر از یک سال پیش به این مهم تاکید داشتند؟
ایشان در شهریورماه 1399 در اجلاس سالیانه روسا و مدیران آموزش و پرورش در بخشی از بیانات خود گفتند: «یک نکته در باب عدالت آموزشی بحث مدارس دولتی است که مراقب باشیم مدارس دولتی جوری نباشد که دانشآموزی که در مدارس دولتی تحصیل میکند، احساس کند که مثلاً فرض کنید امکان قبولیاش در کنکور کمتر است؛ این [طور] نباید باشد. یعنی بایستی ما سطح مدارس دولتی را، هم از لحاظ آموزش و هم از لحاظ پرورش، جوری بالا بیاوریم که خود آن دانشآموز احساس اعتماد کند، خانواده او هم که میخواهند این فرزند را بفرستند به مدرسه دولتی، احساس نکنند که دارند او را به یک جایی بیپناه میفرستند و رها میکنند؛ این جوری نباید باشد. باید به مدارس دولتی به معنای واقعی کلمه رسیدگی بشود».
تذکر رهبر انقلاب درباره وضعیت مدارس دولتی دو نکته مهم دارد. نخست؛ لزوم توجه به این مدارس در کنار این مهم که بر اساس اصل 30 قانون اساسی، تامین وسایل آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه بر عهده دولت است حکایت از این دارد که این مدارس جایگاه مهمی را در نظام تعلیم و تربیت کشور دارند. دوم؛ از تاکید رهبر انقلاب میتوان نتیجه گرفت، حال و روز این مدارس خوب نیست و نیازمند توجه و اقدامات جدی است.
از دیگر سو باید دقت کرد که باتوجه به رایگان بودن تحصیل در مدارس دولتی (البته که طی این سالها برخی مدارس به ناچار شهریههایی را دریافت میکنند که نتیجه نبود اعتبار لازم برای پرداخت سرانه از سوی آموزش و پرورش است) این مدارس انتخاب نخست بسیاری از اقشار و خانوادهها است. با این توضیحات، طبیعی است که خانوادههایی که فرزندانشان را به مدارس دولتی میسپارند انتظار دارند که آنها پس از دوران تحصیل به موفقیتهای قابل قبولی در عرصه دانشگاهی و شغلی دست پیدا کنند. این در حالی است که متاسفانه طی سالهای اخیر، تبلیغات اغواکننده برخی از مدارس غیردولتی و موج سواری گاه غیر واقعی بر موضوع رتبههای برتر کنکور موجب شده تا خانوادهها به قیاس بین مدارس دولتی و غیردولتی بپردازند و نتیجه بگیرند که رسیدن به قلههای موفقیت از مسیر مدارس چندین میلیون تومانی عبور میکند. البته در این بین نقش برخی گزارشها و مطالب و آگهیهای رسانهای را نباید نادیده گرفت که به داغتر شدن بازار مدارس غیردولتی دامن میزنند. در مقابل، متاسفانه میبینیم که آموزش و پرورش و به ویژه «آموزش» و «پرورش» در مدارس دولتی در دولتهای قبل آن طور که باید و شاید مورد توجه مسئولان وقت نبوده و همین مهم سبب شده تا اوضاع کنونی مدارس دولتی دلچسب نباشد. به عنوان نمونه در مدت 8 سال مدیریت دولتهای یازدهم و دوازدهم هیچ کدام از جلسات شورای عالی آموزش و پرورش به ریاست رئیسجمهور وقت برگزار نشد که این نشان از اولویت نبودن نظام تعلیم و تربیت در این دوره مدیریتی داشت. اکنون در شرایطی که دولت سیزدهم موظف است طبق قانون و مطالبه رهبر انقلاب به افزایش کیفیت مدارس دولتی بپردازد، حرف از ایجاد مدارس غیردولتی عامالمنفعه به میان میآید! آن هم به بهانه حمایت از خانوادهها و دانشآموزان بیبضاعت. این اظهارات جای این سؤال را باقی میگذارد که آیا بهتر نیست به جای ایجاد مدارس غیردولتی برای قشر بیبضاعت، اوضاع مدارس دولتی سامان پیدا کند و «آموزش» و «پرورش» در مدارس دولتی ارتقاء کیفی قابل توجهی پیدا کند تا خانوادهها با اطمینان بیشتری فرزندانشان را به این مدارس راهی کنند؟
از طرفی در شرایطی که به گفته شخص رئیسسازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی وزارت آموزش و پرورش، «اغلب مدارس غیردولتی در مسائل پرورشی در سالهای گذشته ورود خوبی نداشتهاند» و این یعنی لنگ زدن امور تربیتی در مدارس غیردولتی؛ تربیتی که براساس سند تحول بنیادین باید 6 ساحتی باشد و بر آموزش اولویت داشته باشد.آیا بهتر نیست به جای گسترش مدارس غیردولتی فکری به حال ارتقاء امور تربیتی در مدارس موجود شود؟
علاوهبر این، باتوجه به سابقه برخی مدارس غیردولتی در نحوه تبلیغات و جذب دانشآموزان جدید و براساس اظهارات اخیر محمودزاده که اعلام داشته: «در کنار اعطای مجوزهای با کیفیت حقیقی، سیاست و برنامه بعدی ما گسترش مدارس غیردولتی حقوقی وابسته به ارگانها و مؤسسات آموزشی دولتی، فرهنگی، مذهبی، دانشگاهی و... است»، چه بسا ایجاد مدارس غیردولتی عامالمنفعه روش جدیدی برای کاسبی برخی مدارس غیردولتی زنجیرهای شوند. به این صورت که مدارس چند شعبهای و وابسته به برخی ارگانها، با ایجاد یک شعبه عامالمنفعه و بورسیه دانشآموزان بیبضاعت، زمینه را برای تبلیغات و جذب دانشآموزان دیگر و یا فرزندان پرسنل خود فراهم کنند که نهایتا به شکاف عدالت آموزشی دامن زده خواهد شد.
با این شرایط بهتر است آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی تعلیم و تربیت به جای چرخاندن لقمه دور سر خود، در راستای انجام وظایف قانونی و پاسخ به مطالبات جامعه و رهبر انقلاب عزم و تمرکز خود را معطوف به مدارس دولتی نماید. در پایان بار دیگر لازم به تاکید است که ارائه آموزش و پرورش باکیفیت وظیفه دولت و حاکمیت است و نباید اجازه داد بخش خصوصی، متولی اصلی تربیت نسل آینده کشور شود.