کد خبر: ۲۴۶۶۴۳
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۳۵
نگاهی به سریال «خانم مارول»

ابرقهرمان مسلمانِ مورد نظر دیزنی

 
 
فاطمه قاسم‌آبادی
در گذشته و در سینمای ‌هالیوود، بیشتر شخصیت‌های شرقی و خاورمیانه‌ای، به صورت منفی به تصویر کشیده می‌شدند، در کمیک بوک‌ها که مکانی برای جولان برتری نژادی سفیدپوستان بود هم، یکی از معروف‌ترین و شرورترین شخصیت‌ها »راس‌الغول«، در سری بتمن بود که به عنوان سر شیطان معرفی شده بود و تنها اطلاعات موثق در موردش عرب بودن نژادش و محل زندگی‌اش که قلعه‌ای در عربستان است، بود.
حالا نزدیک به دو دهه می‌شود که دنیای کمیک بوک‌ها، به شدت و با پشتوانه مالی بسیار زیاد، به صورت افراطی وارد سینمای ‌هالیوود شده است. تقریبا بیشتر ابرقهرمان‌های این کمیک بوک‌ها در شکل‌ها و ورژن‌های مختلف و با اقتباس‌های متفاوت، به‌روی پرده سینما و قاب تلویزیون رفته‌اند.
در راستای همین سیاست‌ها چند هفته پیش، مینی سریال شش قسمتی «خانم مارول» ساخته »بیشا کی‌علی« نویسنده و تهیه‌کننده پاکستانی- انگلیسی، محصول سال 2022 کمپانی دیزنی، پخش شد. این نخستین‌بار است که به یک دختر خاورمیانه‌ای و مسلمان، نقش ابرقهرمان داده می‌شود.
داستان بَدَل کاپیتان مارول
کامالا خان، یک دختر ۱۶ ساله پاکستانی و مهاجر است که از طرفداران دنیای کمیک بوک‌ها و انتقام‌جویان، به ویژه شخصیت «کاپیتان مارول» است.
او پس از رد شدن در یک آزمون رانندگی دیگر و ملاقات با مشاور مدرسه، همراه با بهترین دوستش «برونو کارلی»، لباس کاپیتان مارول خود را برای مهمانی مخصوص، کامل می‌کند ولی به خاطر اطلاع از عدم رضایت والدینش از رفتن به این مهمانی، کامالا این مسئله را از والدینش پنهان می‌کند. 
در این میان، کامالا بسته‌ای از سوی مادربزرگش «سانا»، از پاکستان دریافت کرد که در این بسته، یک النگوی طلایی عجیب هم بود و کامالا تصمیم می‌گیرد از این دستبند، در شب مهمانی استفاده کند. طبق انتظار، در شب مهمانی کامالا نتوانست والدینش را متقاعد کند که اجازه دهند، او به مهمانی انتقامجویان برود، به خاطر همین هم کامالا به همراه برونو مخفیانه بیرون می‌رود تا در هر صورت در آن جشن شرکت کند و النگو را به عنوان بخشی از لباس خود دستش کند. 
پس از رسیدن به مهمانی و پوشیدن لباس، کامالا النگو را می‌پوشد، اما این حرکت باعث می‌شود سازه‌هایی از انرژی کیهانی را به نمایش بگذارد که ناخواسته باعث خرابی می‌شود. کامالا در میان هرج و مرج از قدرت جدید خود برای نجات همکلاسی‌اش «زوئی زیمر» استفاده می‌کند و از این‌جا داستان ماجراجویی کامالا یا همان خانم مارول، آغاز می‌شود.... 
پاکستانی با ادای آمریکایی
در سریال خانم مارول، از همان ابتدا و در معرفی کاپیتان مارول، از او به عنوان یک زن دوجنسگرا یاد می‌شود و در ادامه هم در کامالا خان، به عنوان دختری که به شدت شیفته این شخصیت کمیک است هم نشانه‌هایی از علاقه به هر دو جنس دیده می‌شود.
کامالا مثلا دختری مسلمان است که در خانواده‌اش به یک سری قواعد اهمیت داده می‌شود ولی در عمل این دختر هیچ حد و مرزی را در زندگی‌اش نمی‌شناسد و حاضر است برای رسیدن به خواسته‌های نامعلومش، از هر خط قرمزی بگذرد. در این راه کامالا با وجود توصیه دوستش برونو، مبنی بر راستگویی به خانواده‌اش، ترجیح می‌دهد به آنها دروغ بگوید چرا که این‌طور راحت‌تر به خواسته‌اش می‌رسد.
در سریال، شخصیت کامالا هیچ شباهت واقعی با شخصیت دختران مهاجر شرقی، در دنیای غرب را ندارد. در حال حاضر که مردم اروپا و آمریکا، روی واقعی و نژادپرستشان را در مورد مهاجرین از همه نژادی، در جامعه‌شان نشان داده‌اند، مخاطبین هیچ نشانی از رفتار و برخوردهای نژادپرستانه در سریال خانم مارول نمی‌بینند و این یک دروغ غیر قابل باور است.
کامالا دختری است که علاوه‌بر اینکه در اجتماع هیچ مشکلی ندارد، در خانه‌اش هم کنار والدینی قرار گرفته که مثلا مسلمان و سختگیرند ولی در عمل هیچ قیدو‌بندی ندارند و شرعیات برایشان وجود خارجی ندارد! در این خانواده نه حجاب اهمیتی دارد نه روابط با نامحرم و نه مشروب و نه... خانواده کامالا بیشتر شبیه دلقک‌هایی با لهجه هندی هستند که تنها نشانه مسلمان بودن‌شان رفتن به نماز جمعه است آن هم لابد نویسنده مجبور بوده برای گرفتن مجوز و بودجه ساخت این سریال بی‌سر و ته، در فیلمنامه‌اش بگنجاند!
در سریال خانم مارول نه یک خانواده واقعی مهاجر پاکستانی که مدلی بی‌سر و ته و فانتزی، از خانواده شرقی و مسلمان به تصویر کشیده می‌شود و می‌توان گفت مسلمانان پاکستانی، با روکش ‌هالیوودی به خورد مخاطبین داده می‌شوند.
آرزوهای فانتزی و اشارات تاریخی
در سریال خانم مارول، از همان ابتدا مخاطبین تصویر دختری از یک خانواده مثلا مسلمان را می‌بینند که به شدت شیفته دنیای فانتزی غرب است و به خاطر این شدت علاقه به او گفته می‌شود که نسبت به هم‌نژادهای خود، دارای ژن جهش یافته و بالاتری است! 
در نهایت هم در سکانس آخر، این دختر سبزه و کوتاه قد که در جای جای داستان همه این کوتاه‌قد بودن را به او یادآوری می‌کنند، از خانم مارول خیلی اتفاقی، به کاپیتان مارول که زنی سفید‌پوست، مو طلایی، چشم آبی است و قد بلندی دارد، تبدیل می‌شود و سریال در همین‌جا تمام می‌شود!
در سریال خانم مارول، داستان به تاریخ هند و پاکستان و زمان جدایی این دو کشور هم اشاراتی دارد و جالب است که مشکلات مردم هند و پاکستان در آن دوران را بیشتر از اینکه به خاطر استعمار انگلستان نشان دهد، دلیل اصلی را اختلافات بین مسلمانان و هندوها نشان می‌دهد و با این کار به‌راحتی سال‌ها استعمار و نقش آن در مرزبندی‌های جدید کشورهای شرقی پاک می‌شود.....
کلیشه‌های مدرن و سیاست‌های جدید
در سریال خانم مارول، مخاطبین در جای جای سریال، المان‌های همجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی را می‌بینند. البته این با توجه به پیمان نانوشته کمپانی‌های‌ هالیوودی، مبنی بر بیشتر کردن شخصیت‌های همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا در تولیداتشان طبیعی است و نشان می‌دهد که این سیاست‌ها، قوی‌تر از گذشته روی بیشتر کارهای غربی در حال اجراست و از این به بعد باید منتظر بیشتر شدن هر چه بیشتر چنین شخصیت‌هایی در ساخته‌های‌ هالیوودی باشیم.
در سریال خانم مارول، علاقه بیش از حد کامالا به کاپیتان مارول که زنی همجنس‌گرا است، نشان از این مطلب دارد که به‌زودی ابرقهرمان‌های زن همجنس‌گرا هم وارد میدان می‌شوند و طبق سیاست‌های جدید، تعداد چنین شخصیت‌هایی به‌اندازه شخصیت‌های نرمال زیاد خواهد شد.
لوس و بی‌مخاطب
سریال «خانم مارول»، از جمله تولیدات ابرقهرمانی است که مخاطبین از آن به هیچ وجه، استقبال نکردند. شخصیت‌های لوس و غیر قابل همذات‌پنداری، داستان ضعیف و بازی‌های سطح پایین و... این سریال، همه دست به دست هم دادند و باعث شدند تا این سریال به عنوان سریالی درجه سه در دنیای مارول ثبت شود.
تصویر دختر مسلمان که شباهتی به دیگر مسلمانان ندارد و از مسلمانی تنها اسمش را یدک می‌کشد، نه برای غربی‌ها که تا به‌حال مسلمانان را دشمنان خود دیده‌اند و ابرقهرمانانشان، به جنگ آنها رفته‌اند جالب است و نه به هیچ‌وجه این شخصیت برای نوجوانان و شخصیت‌های شرقی، قابل تحمل است.
سریال خانم مارول در سایت‌های معتبر غربی نمرات بسیار پایینی را به خود اختصاص داد و داستان دختر مثلا ابرقهرمان دوجنس‌گرایش نتوانست نظر عام مخاطبین را به خود جلب کند.