یک ستاره از آن هزار
ستاره سی و سوم: سرباز امام
ابوالقاسم محمدزاده
نمیدانم چرا گاهی قلم آهسته قدم برمیدارد تا جلوهای از ستارهها روی کاغذهای دفترم نقش ببندد.
بسیجی بودی و انقلابی، اعتقادات تو از مکتب شروع شده بود. مکتبی در تربت حیدریه که کلاس اول و دوم را به آن پیوند زده بودی که به اتفاق خانواده به مشهد آمدید و ساکن مشهدالرضا(ع) شدید و تو درست را تا سوم راهنمایی ادامه دادی.
انقلاب که شد و پیروزی رقم خورد عضو بسیج شده بودی تا در مدرسه عشق درس بخوانی و درس عشق و آموزشی بیاموزی. هرچند از هنرستان و رشته برق فارغالتحصیل شدی و به عشق دانشگاه قدم برداشتی و چه خوب، همزمان در دانشگاه عشق و دانشگاه وزارت نیرو پذیرفته شدی، اما عشقت حضور در دانشگاه جنگ بود.
خدمت سربازی را در سپاه گذرانده بود و هنوز خودت را بسیجی میدانست و بالاخره لباس سبز سپاه پوشید تا سرباز سپاه اسلام باشید و در سپاه، سرباز امام خمینی(ره).
جبهههای کردستان و عملیات رمضان فرصت انتخاب بود تا تو را از معاونت ادوات لشکر به عرش الهی برساند و عملیات خیبر، والفجر 3، عاشورا، از تو مرد جنگ و مرد عمل در شرایط سخت ساخته بود.
سرانجام عملیات بدر و روز 21 اسفند 1363 سکوی پرواز محمدرضا قندهاری بود تا اصابت ترکشی به پهلویش او را آسمانی کند و خصوصیات فردیاش همچون؛ شجاعت، انقلابیگری، منطق مدیریت و اخلاق خوشش زبان زد نیروها و آدمهایی شود که حضورش را درک کرده بودند و الگویی شوی برای سالکان طریق و ستارهای برای آنها که دنبال راه روشنی برای هدایت میگردند و مزارش زیارتگاه عاشقان اهل دل و جویندگان راه. نورت همچون ستارههای آسمان برجاری زمان مستدام باد.
موضوع : شهید محمدرضا قندهاری