نگاهی به فیلم «پرتاب به ماه»
سوپرمنهای جدید، در آرزوی تسخیر مریخ
فاطمه قاسمآبادی
یکی از وظایف رسانهها در غرب، تبلیغ و فراگیر کردن سیاستها و برنامههایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد. در همین راستا هالیوود همیشه با کمک کمپانیهای فیلم و سریال و انیمیشنسازیاش، اهداف آینده کشورش را در ذهن مخاطبینش جا انداخته است.
در دوران جنگ سرد هم وضعیت به همین منوال بود و دقیقا در همان دوره، سیل فیلمها و ابر قهرمانهای آمریکایی که نه تنها زمین را مسخر خود کرده بودند، که آسمانها را هم در چنگ خود داشتند، دنیا را پر کرد و رقابت شدیدی بر سر اینکه در نهایت چه کسی اول ماه را فتح میکند، اتفاق افتاد.
البته که در دوره جنگ سرد، آمریکا هم از نظر اقتصادی و هم از نظر تبلیغاتی توانست رقیبش روسیه را شکست بدهد و فرهنگ و سبک زندگی لیبرال خودش را در دنیا و در ذهن مخاطبان، بسیار جذابتر از شکل زندگی کمونیستی روسیه نشان بدهد و همین پیروزی هم باعث شد که کمکم روسیه به سمت فروپاشی برود و از جایگاه ابر قدرتی که نزدیک به یک پنجم خاک کره زمین را در اختیار داشت، سقوط کند....
حالا و با گذشت بیش از 31 سال از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی، همچنان آمریکا که حالا خودش در دام مشکلات بیشمار اقتصادی و... گرفتار شده و در آستانه فروپاشی ایالتهایش است، باز سعی دارد از طریق فیلمهایهالیوودی، همه چیز را عادی نشان بدهد و اینبار دلیل رقابت را به جای فتح ماه، فتح مریخ گذاشته است و رویش مانور میدهد!
فیلم «پرتاب به ماه» به کارگردانی «کریستوفر وینترباور» محصول سال 2022 آمریکاست و داستان زندگی و سفر به مریخ را در قالب داستانی تینایجری به تصویر میکشد.
داستان سفر به مریخ
داستان فیلم پرتاب به ماه، در سال 2049 اتفاق میافتد و در مورد زندگی پسری دانشجو به نام «والت» است که از زمان کودکیاش آرزوی سفر به مریخ را داشته است و 36 بار درخواست داده که همگی رد شدهاند.
مریخ در سال 2049 تحت استعمار آمریکاست و هر کسی که میخواهد به این سیاره سفر کند باید از طریق آمریکا و سفینههای این کشور به آرزویش برسد، در همین راستا دختری به نام «سوفی» که یک نابغه ثروتمند است هم، قصد دارد به مریخ سفر کند ولی ترسش مانع اوست....
والت و سوفی، طی اتفاقاتی برای سفر به مریخ، در کنار هم قرار میگیرند و والت که غیر قانونی توانسته وارد سفینه شود، در اتاق سوفی پنهان میشود و در طول سفر، سعی میکند به سوفی اعتماد به نفس بدهد که او بتواند برای آیندهاش خودش تصمیم بگیرد.
قدرتنمایی با آرزوهای کلیشهای
یکی از سیاستهای مهم هالیوود در بزرگ و قدرتمند نشان دادن آمریکا است. حالا در این بین، آمریکا که در دهههای اخیر عملا بیشتر کشورهای تحت سلطه غیر مستقیم خود را از دست داده است، میخواهد با تبلیغ تسخیر مریخ وانمود کند که تحت تاثیر این اتفاقات قرار نگرفته است و بعد از دور زدن کره زمین، قرار است کهکشانها را هم فتح کنند!
در همین راستا، مدتهاست که داستان سفر به مریخ، از رسانههای آمریکایی تبلیغ میشود و سلبریتی دانشمندی به نام «ایلان ماسک» مدیرعامل شرکت تسلا، که مدتهاست اخبار زرد زندگی شخصیاش از زندگی تخصصیاش جلوتر رفته است، در برنامههای مختلف حاضر میشود و برای سفر و رفتن به مریخ تبلیغ میکند....
اینکه دقیقا فرآیند سفر به مریخ و ساختن پایگاههایی در این کره غیرخاکی، چه هزینه هنگفت و بهایی دارد به کنار، مسئله اصلی اینجاست که دقیقا چرا باید آمریکا تا این حد روی سفر به مریخ مانور بدهد؟ گویی هیچ مشکل دیگری روی زمین باقی نمانده که حل نکرده باشد و حالا نوبت به فضا و کهکشانهاست که در چالهها و تپههایش گلکاری بکند!
هویت جعل شده
از مسائلی که در فیلم «پرتاب به ماه»، به آنها اشاره میشود، کلیشههای این چند سال اخیر هالیوود در مورد مسائلی چون همجنسگرایی، قرار گرفتن نژادهای مختلف کنار هم و سیاهپوستان در جایگاههای اجتماعی بالاتر است.
در فیلم «پرتاب به ماه»، مخاطبین میبینند که دختر دو رگه چشم بادامی با بازی «لانا کوندور» که در دنیای واقعی از کشور ویتنام توسط زوجی آمریکایی به فرزندخواندگی قبول میشود، در حالی به عنوان نماینده یک نژاد دیگر در کنار سفیدپوستان زندگی میکند که هیچ اثری از فرهنگِ نژاد واقعیاش، در رفتار و سبک زندگیاش وجود ندارد و تماما با اداها و رفتارهای سفید پوستان زندگی میکند!
سیاه پوستان و مکزیکیها هم در این فیلم، دقیقا مثل دختر چشم بادامی ویتنامی، هیچ هویت مستقلی ندارند و همگی به نسخههای درجه دو و سه سفیدپوستان آمریکایی تبدیل شدهاند!
این مسئله جهان وطنی که در آن به اصطلاح مرزها از بین میرود و بقیه مردم دنیا باید بعد از این، با سبک یک نژاد زندگی کنند و در راستای آن، حرکت کنند، غیرقابل تحمل و غیرقابل قبول است.
در فیلم «پرتاب به ماه»، مخاطبین هیچ اثری از نژادپرستی در طول داستان نمیبیند و جامعه آمریکا که حالا دیگر توانسته مریخ را هم به استعمار نامحسوس خود در بیاورد، توانسته به تعادل و مثلا برابری برسد ولی نکته جالب اینجاست که در همین جامعهای که ادعا میشود نژادپرستی در آن وجود ندارد یک جوان سفیدپوست راه درست زندگی را به نخبگان دیگر نژادها نشان میدهد!
آقای قهرمان بالاتر!
در فیلم «پرتاب به ماه»، مخاطبین هیچ اثری از مشکلات اقتصادی و رکود اقتصادی فعلی در آمریکا را نمیبیند و تصاویر مانند فیلمهای هالیوودی دهه 90 است و آمریکای پر زرق و برق و خوش رنگ و لعاب و مردم شکم سیری که تنها دغدغهشان سفر به ماه است و هیچ آرزویی برایشان نمانده که به آن نرسیده باشند!
در فیلم، همه چیز برای زندگی یک دانشجو که به گفته خودش مادری مجرد و بدون سرمایه او را بزرگ کرده، به قدری راحت است که او با کاری نیمه وقت در کافیشاپ دانشگاه و سرو قهوه، بهراحتی خرج زندگی و تحصیلش را در میآورد و از آنجایی که دغدغه مالی ندارد، به فکر آرزوهای دست نیافتنی و رفتن به مریخ است....
ماجرا از جایی بامزهتر میشود که این دانشجوی بیسرمایه، بعد از رد شدن از سیستم امنیتی و رفتن به مریخ هم چون هیچ تخصص خاصی ندارد، تبدیل به باریستا میشود و شغل درجه دو روی زمینش را در فضا هم ادامه میدهد و نمیتواند وارد جمع ثروتمندان شود چون به هر حال قوانین سرمایهداری و اختلاف طبقاتی روی زمین و در کشور آمریکا، در فضا و کهکشانها هم تغییرناپذیر است!
زمانی در دنیای کمیک بوکها، شخصیت سوپرمن نمادی از قهرمان آمریکایی بود که در این دنیا، با فرشتگان و شیاطین درگیر میشد و هر دو طرف را شکست میداد و در برابر آتش جهنم هم مقاومت میکرد! از آن زمان تا به حال به قدری روی این شخصیت خیالی و دیگر شخصیتهای دنیای کمیک بوکها، فیلم و سریال و... ساخته شد که دیگر مخاطب عام را خسته کردند و جادوی اولیه این شخصیتها از بین رفت.
زمانی سوپرمن شعار «بالا بالا بالاتر» را میداد و به سمت فضا پرواز میکرد و همه کهکشانها را به تسخیر خود درمیآورد و حالا در فیلم «پرتاب به ماه»، سازنده سعی کرده تا قهرمان سفید پوست آمریکایی را اینبار، در لباس دانشجویی آس و پاس به فضا بفرستد و بالا و بالاتر را در ابعاد او فتح کند تا برای مخاطب خسته از شخصیتهای تخیلی هم راهی برای هم ذاتپنداری با شخصیت اول داستان باز کند.
ژانر مخصوص نوجوانان
یکی از مهمترین منابع درآمدزایی در هالیوود، بخش نوجوانانه یا همان تینایجری است. در این بخش که تولیدات معمولا حال و هوای دبیرستان و نوجوانانه دارند، بهترین و مطمئنترین سرمایهگذاریها صورت میگیرد چرا که نوجوانان نسبت به بزرگسالان، وقت بیشتری دارند و برای فیلم یا سریالهای مورد علاقه خود، هم حاضرند پول خرج کنند و هم برایش مجانی تبلیغ کنند.
مجموعههایی مانند هر سه سری مرد عنکبوتی، سری گرگ و میش، سری هری پاتر، سری دبیرستان موزیکال و... همه توانستند با بودجههای قابل قبول، سودهایی چند برابر هزینه ساختشان را به جیب تهیهکنندگان خود بریزند و مخاطبین را در سرتاسر دنیا پای روایتهای پر از وهم و جذاب شخصیتهای خیالی خود بکشانند.
اما در مورد فیلم «پرتاب به ماه»، باید گفت که با وجود اینکه در ژانر تینایجری ساخته شده است ولی به خاطر داستان ضعیف و بازیهای بیروح خود نتوانست محبوبیت خاصی بین هواداران ژانر بهخصوصش به دست بیاورد و از نظر منتقدین و مخاطبین این فیلم یک شکست بود.