حرف زدن از پیشرفت هستهای ایران برجامپرانی است!
سرویس سیاسی-
روزنامه همدلی در این خصوص نوشت: «در شرایط حاضر، انعکاس این مواضع بیشترین پیامد نامطلوب و تبعات ناگوار را برای برجام دارد. واقعیت آن است که برجام در شرایط حاضر همچون یک پیکر رو به احتضار در آستانه مرگ قرار گرفته است، بهگونهای که هیچ تکانه، شوک و تنفسی قادر به احیای آن نیست. نشستهای وین و دوحه هم برای احیای آن راه بهجایی نبرده است. با اینهمه امیدها برای احیای آنچه از سوی واشنگتن و چه از طریق مساعی و جهد بلیغ حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه کشورمان به اتمام نرسیده و پنجرههای دیپلماسی نیز برای ازسرگیری مذاکرات باز است. تحت این شرایط انعکاس این مواضع هیچ موضوعیتی ندارد. محققا انعکاس این مواضع موجب توقف مذاکرات، تعقیب ایران آزاری، اعمال تحریمها و در صورت ازسرگیری مذاکرات موجب اخذ مطالبات فرا برجامی از سوی غرب از مقامات تهران میشود. تنها در شرایطی این مواضع حتی در وجه اعلامیاش موضوعیت دارد که ما نیازمند احیای برجام نباشیم و عطایش را به لقایش ببخشیم؛ اما واقعیت آن است که ما نمیتوانیم بینیاز از برجام باشیم. اگر چه برجام نمیتواند همچون عصای موسی برای اقتصاد ایران معجزه کند، اما قطعاً ممد حیات اقتصاد ایران خواهد بود. لااقل برای رئیس شورای راهبردی روابط خارجی که روزگاری مجری دکترین گفتوگوی تمدنها در دولت اصلاحات بود و به راهبرد تعامل و اثرات سازنده آن وقوف و آگاهی کامل داشته و دارد، بهتر آن بود که چنین موضعی را هرچند غیررسمی بر زبان نمیآورد و آنکه دستمایه ایرانآزاری نمیشد.»
مدعیان اصلاحات اگرچه میگویند که برجام « همچون یک پیکر رو به احتضار در آستانه مرگ قرار گرفته است» اما باز هم نمیخواهند دست از پادویی غرب بکشند. تاکید آنها بر ضرورت انعطاف و سازش در برابر غرب در حالی است که آمریکاییها صریحا و علنا میگویند که دست از تحریم ایران بر نمیداریم. آنها هر روز به سیاستهای تحریمی و تهدیدی خود علیه ایران ادامه میدهند.
تنها دلیل اصلاحطلبان برای ادعای خوب بودن برجام!
روزنامه شرق در سرمقاله خود نوشت: «روابط آمریکا با اسرائیل و عربستان در زمان باراک اوباما به سردی گرایید. دلیل آن تصمیم اوباما در حلوفصل بحران هستهای ایران از کانال دیپلماسی بود[!!].»
در ادامه این نوشتار میخوانیم: «اسرائیل و عربستان مخالف با توافق قدرتهای بزرگ جهان (۱+۵) با ایران بودند. از دیدگاه این دو توافق هستهای مفری برای رهایی ایران از انزوای بینالمللی، تحریمهای فلجکننده و حضور قدرتمند ایران در عرصه بینالمللی و منطقه بود. بنیامین نتانیاهو اولین نخستوزیر رژیم صهیونیستی بود که به آمریکا سفر کرد، ولی موفق به ملاقات با رئیسجمهور نشد. اوباما به صراحت اعلام کرده بود تا زمانی که با ایران درمورد مسئله هستهای به توافق دست نیابد با نخستوزیر اسرائیل (به دلیل مخالفت شدید نتانیاهو با توافق هستهای) ملاقات نخواهد کرد. با وجود این نخستوزیر اسرائیل به دعوت کنگره به واشنگتن سفر و نطق آتشینی در مخالفت با توافق هستهای ایراد کرد.»
اینکه در سال 1394 بار سنگین یک برجام بیخاصیت بر دوش ایران نهاده شد (یا به عبارتی تحمیل شد) همین دیدگاههای طیف موسوم به اصلاحطلب بود که از فرط سادهلوحانه بودنش میتوان آن را با پینوکیو و کاشتن سکههایش به امید رویش درختی که میوه آن سکه طلاست مقایسه کرد.
موضوع این است که این طیف به راحتی از ظاهرسازیها فریب میخورند و براساس آنچه غربیها نمایش میدهند تمام بنای تحلیلی خویش را بنا میکنند و نتیجه آن میشود که در در نخستین روز اجرای برجام تیترهای روزنامههای زنجیرهای چنین چیزهایی بود که «صبح بدون تحریم» و یا «تحریمها به تاریخ پیوست» و... و در فاصله کمتر از یکسال مقامهای دولت اصلاحطلبان (دولت سابق) اقرار میکنند: «دستاورد ایران از برجام تقریبا صفر بوده است»
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت این اواخر نوشت: مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل بر این باورند که یک توافق بد از عدم توافق بهتر است زیرا به اسرائیل فرصت میدهد برای رویکرد گستردهتر علیه ایران آماده شود.
در بخشی از این گزارش به مقامات حامی بازگشت به توافق هستهای اشاره شده و آمده است که سرلشگر آهارونهالیوا، رئیسضداطلاعات نظامی ارتش و سپهبد آمیت سعر، که شاخه پژوهشی ضداطلاعات نظامی زیر نظر او است و سرلشگر اورن ستتر، رئیساداره استراتژیک ارتش اسرائیل و سرلشگر تال کلمان، مقام مسئول ارتش اسرائیل در امور ایران حامی بازگشت به توافق هستهای هستند.
برجام موجب توسعه کشور میشود!
یادداشت شرق در ادامه افزوده: «احیای برجام متأسفانه به بنبست رسیده و با اعلام علنی در اسرائیل مبنی بر اینکه ولو به قیمت شکست مذاکرات، آمریکا سپاه را از لیست گروههای تروریستی خارج نخواهد کرد، عملا مسئله سپاه به موضوعی حیثیتی برای دو طرف تبدیل شد که سایه سنگینی بر دور جدید مذاکرات که امیرعبداللهیان از آن سخن گفته، خواهدانداخت. تصور میکنم اصرار ایران بر این موضوع ناشی از دو برداشت (تحلیل) است که توانسته در ذهن تصمیمسازان کشور تأثیر بگذارد.»
و در پایان این متن آمده: «در شرایطی که کشورهای منطقه با بهرهجستن از منابع داخلی، سرمایه خارجی و ائتلافسازی به سرعت درحالتوسعه و تبدیلشدن به بازیگرانی تأثیرگذار هستند، ایران بیش از دو دهه است که گرفتار مناقشه هستهای است. بحرانی که باعث ازدستدادن فرصتهای احیانا تجدیدناپذیری است که میتواند مجددا ایران را به هژمون منطقه تبدیل کند. دستیابی به توافق با ایران به همان دلیلی که اسرائیل با آن مخالف است[!!] و تغییر ریل خصومت به مذاکره با آمریکا یقینا میتواند ریلگذاری مسیر خلاصی ایران از وضعیت کنونی و قرارگرفتن در مسیر توسعه باشد.»
نخست آنکه این روزنامه طیف موسوم به اصلاحطلب چنان در این سرمقاله آورده که گویا تمام مشکل رسیدن به توافق موضوع سپاه است و این انگاره سازی علیه یکی از بازوهای توانمند نظامی کشورمان دقیقا همان چیزی است که دشمنان ایران میخواهند. به عبارتی میخواهند هزینه عدم حصول توافق را (در صورت شکست کامل مذاکرات) بر نیروی نظامی کشورمان تحمیل کنند حال آنکه مهمترین موضوعات در عدم توافق عبارتند از: الف) عدم لغو همه تحریمها توسط آمریکا و ب) آمریکا میلی به ارائه تضمین برای عدم تکرار بدعهدی غرب در 2توافق هستهای پیشین ندارد که این خود نشاندهنده نقشه آمریکا و اروپا برای تکرار گذشته است.
نکته دوم این که چنان که خواندید تنها استدلال طیف موسوم به اصلاحطلب برای پذیرفتن توافق این است که رژیم صهیونیستی با آن مخالف است و اوج کج فهمی این طیف از بازیهای دیپلماتیک است. خبرگزاری رویترز، در 7تیر ماه 1401 گزارش داد که بنی گانتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در آستانه از سرگیری مذاکرات برجامی، گفت که رژیم اسرائیل با قدرتهای جهانی بر سر هر توافقی که از مذاکرات هستهای با ایران حاصل شود، همکاری خواهد کرد. او افزود: جا دارد شفافسازی شود که اسرائیل با خود توافق هستهای مخالف نیست. مخالف یک توافق بد است.
همچنین درباره این ادعا که توافق هستهای باعث احیای فرصتهای توسعه ایران میشود باید گفت این ادعای باطل را مردم ایران با تمام وجود درک کردهاند مانند آنچه که برای کشورمان پس از توافق 1394 به وجود آمد! و شرایط اقتصادی پس از آن برای کشورمان و افزایش تحریمها پس از برجام به 2برابر گویای ادعای باطل کاسبان برجام است.
اتفاقا بانیان وضع موجود یعنی دقیقا خود شما!
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی به قلم محسنهاشمی رفسنجانی رئیسسابق شورای شهر تهران نوشت: «استفاده پر رونق از «اصطلاح بانيان وضع موجود» در دولت جناب آقاي رييسي در تحليلها و مقالات زيادي ديده ميشود... استفادهكنندگان اين اصطلاح تخريبي، متوجه نيستند كه در نظام ولايت فقيه اكثر راهبردهاي كلان و كليدي در امور مختلف از جمله روابط خارجي، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، امنيت و... در دست دولت نيست. عبور كنيم و به سبك ديگري به مسئله نگاه كنيم. نميتوان وضع موجود را كه حاصل 44 سال جمهوري اسلامي و نظام حكومت ديني است از ولايت فقيه جدا دانست »
گفتنی است باید بهجای «فرافکنی» و «طلبکاری» و دلسپاری به صنعت مدرنِ «عوامفریبی»، پاسخگوی نسخهها و راهحلّهای غلط و خسرانبارِ خویش باشند و در برابرِ مردم، اعتراف کنند که به نادرستی بر پیمودنِ مسیرِ باطل و بیفرجام کنونی اصرار کرده و فرصتها و قابلیّتهای وسیعِ ایرانی و بومی را ضایع ساختند.
محسنهاشمی در حالی بر خط رسانهای و تبلیغی طیف مدعی اصلاحات مبنی بر مقصر جلوه دادن نظام در مشکلات امروز کشور تاکید کرد که در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته اذعان کرده بود که از 40 سال بعد از انقلاب 32 سال انتخابات دست اصلاحطلبان و اعتدالگرایان بوده است!
یادمان نرفته که محسنهاشمی رئیسسابق شورا گفته بود در دوره مدیریتشان در شهرداری و شورای شهر حتی یک کیلومتر مترو در تهران ساخته نشد» و «طرح دوچرخهسواری (بیدود)، طرحی شکست خورده و نمایشی بود».