سبک زندگی اسلامی با تأسی از سیره ائمه اطهار(ع)- بخش دوم
روشنی زندگی با چراغِ راه و روش و الگوهای اسلامی
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند و رفتنش چیزی از آن کم. حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد. باید که جای پایش در این دنیا بماند. آدم خوب است که آدم بماند و آدمتر از دنیا برود. نیامدهایم تا جمع کنیم، آمدهایم تا ببخشیم. آمدهایم تا عشق را، ایمان را، دوستی را با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم. آمدهایم تا جای خالیای را پر کنیم که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس. بیحضور ما صحنه زندگی چیزی کم داشت. آمدهایم تا بازیگر خوب صحنه زندگی خود باشیم. پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم.
هجمه عظیمی توسط رسانههای غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ایرانی ما صورتگرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمدکردن و ترویج سبک زندگی اهلبیت(ع) است.
سبک زندگی معرف هویت اختصاصی و نشاندهنده «خودبرتر» فرد و جامعه است. دانشمندان غربی هم این نگاه را در سبک زندگی دارند. سبک زندگی هر فرد یا جامعه در حقیقت معرف هویت اختصاصی جامعه است و عمل به آن سبک زندگی نشاندهنده عزتنفس است، لذا به هویت خودش افتخار میکند. در مقابل، تقلید از سبک زندگی دیگران، نشانهای از آلیناسیون و خودباختگی
است.
فضائل علی(ع) در روشنای آیات
روزی معاویه «لعنهًْاللهعلیه» وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند: «آیا میدانی که ابن عباس تفسیر قرآن میکند؟»
معاویه گفت: «خب ابن عباس پسرعمه پیغمبر بوده، او از هاشمیان است. اگر او نکند که تفسیر کند؟»
گفتند:« آیات را به نفع علی بن ابیطالب تفسیر میکند و ما از این قضیه شاکی هستیم.»
معاویه گفت: «خودم رسماً وارد مجلس میشوم و جمعشان را بر هم میزنم!»
معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس میشود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی بر خود ندید.
بعد از مجلس، معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت: «ابن عباس تو تفسیر آیات میکنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو میکنی؟»
ابن عباس گفت: «معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سؤال میکنم، جواب میدهی.»
«وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا» بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: پیغمبر فرمود: «حبلالله علی بن ابیطالب است دستبهدامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟»
ابن عباس گفت: «ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع» این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: «روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت: این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کرد و گفت: به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم. آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟»
ابن عباس گفت: «یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک» این آیه دیگر برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: «این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم.
ولی آیهای دیگر بخوان، نه این را!»
ابن عباس از جا بلند شد و گفت: «معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟»
معاویه گفت: اصلاً ابن عباس بخوان «اِذا زُلزِلَتِ الارض زلزالها»
ابن عباس گفت: «این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است.»
معاویه گفت: «علی در این آیه دگر چه میکند، ابن عباس؟»
ابن عباس گفت: «نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزلهای بر مدینه آمد که همه مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند وعلی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر.»
معاویه که از غضب بر خود میپیچید گفت: «ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود.»
(بحارالانوار ج ۴۴ ص 125)
سبک زندگی اسلامی در برابر سبک زندگی مدرنیته
سبک زندگی نشاندهنده میزان نفوذ یک نظام، فرهنگ و تمدن در متن جامعه است و تمام تمدنها و نظامهای فکری برای حفظ بقای خود تلاش میکنند تا یک سبک زندگی مشخصی به مردم ارائه دهند، زیرا تا یک نظام به سبک زندگی تبدیل نشود آرمانهایش اجرا نخواهد شد و اگر جامعهای سبک زندگی یک نظام را نپذیرد به این معنا است که مبانی فکری و ارزشهای آن نظام را قبول ندارد.
سبک زندگی اسلامی به معنای چشمپوشی از لذات و نعمات نیست، بلکه در این روش زندگی رنگ خدایی میگیرد؛ انسانها قادر به زندگی ساختگی نیستند و اگر اینگونه باشد، زندگی آنها دوامی ندارد؛ همان گونه که یک نقاش بهصورت طبیعی نگاه خاصی به دنیای اطراف خود دارد و باظرافت به زیباییهای طبیعت مینگرد و همچنین یک شاعر که برای شاعرانه زیستن هیچ تلاشی جز زیستن انجام نمیدهد بنابراین سبک زندگی نشاندهنده میزان حضور ارزشهای جامعه در رفتارها است.
محمد صائبی کارشناس ارشد برنامهریزی امور فرهنگی با استناد به تحقیق خود در رابطه با سبک زندگی توضیح میدهد: «سبک زندگی یعنی انتخاب روش و شیوه صحیح برای زندگی که ضمن تأمین خواستههای معنوی و مادی انسان، در نهایت زمینههای رضایت و خشنودی خداوند متعال را نیز فراهم آورد؛ و این مهم جز با انتخاب الگویی جامع و حامل فضایل و ارزشها در زندگی تحقق نخواهد پذیرفت. این الگوی متعالی در تاریخ پرشکوه اسلام موجود است، الگویی که بهراستی راهبر و راهگشا بوده و همواره انسان را بهسوی معیارها و ساختارهای وجودی خویش فرامیخواند.»
وی در ادامه میگوید: «آنچه بهعنوان الگو و سبک زندگی در جهان فعلی مطرح و توسط رسانهها تبلیغ میشود، نتیجه یک طراحی دقیق بوده؛ و پروژه جهانیسازی، با معنادهی خاصی به زندگی و ارائه الگوی رفتاری و خانوادگی در طول هم در این زمینه نقشآفرین بوده است.
تحقق زندگی معنادار در گرو وقوع هرم معنا است؛ هرمی که در بالاترین لایه مشتمل بر هدف نهایی بوده و این هدف با گذر از اهداف میانی و واسطهای بهصورت افعال و اعمال اختیاری در خارج تحقق مییابد. در حقیقت هم اهداف میانی و هم اعمال و رفتار اختیاری در توجیه معناشناختی خود، قائم به هدف نهایی بوده و بدون آن توجیه و استحکامی ندارند. معنای چنین تحلیلی این است که سبک زندگی افراد ریشه در معنای زندگی آنها داشته و با گذر از آن به دست میآید. در واقع سبک زندگی، به طور کامل در گرو هدفی است که انسان در زندگی بر میگزیند؛ چه این که این هدف نهایی است که توجیهگر افعال و کردار ما بوده و به آن وحدت و هویت میبخشد.»
این کارشناس ارشد برنامهریزی امور فرهنگی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «سبک زندگی مفهومی است که با انتخابی شدن زندگی روزمره معنا مییابد. برخلاف جوامع سنتی، در جامعه معاصر بهواسطه اهمیت خود و مسئولیت شخصی و ظهور جامعه مصرفی در زندگی قدرت انتخاب نیز بیشتر شده است؛ بنابراین، پدیده اجتماعی سبکهای زندگی از اجزای سازنده تحولات مدرنیته تلقی میگردد؛ زیرا سبکهای زندگی بازنمودی از جستوجوی هویت و انتخاب فردی است. بهعلاوه این موضوع از چنان قابلیتی برخوردار است که میتواند ابعاد مختلف مدرنیته را معرفی نماید. در دنیای امروز مفهوم سبک زندگی راهی برای تعریف ارزشها و همچنین نشانگر ثروت و موقعیت اجتماعی افراد است. مطالعات سبک زندگی ازاینجهت اهمیت دارد که شیوههای ارتباط و پیوند اجتماعی حاصل از فرآیندهای فرهنگی و اقتصادی مدرن را آشکار میسازد.»
شهدا اهل معاشرت و خانوادهدوست هستند
فهیمه احسانیفر همسر شهید مرتضی بصیری پور شهید مدافع حرم خراسان جنوبی درخصوص نحوه آشناییاش با همسرش میگوید: «ما از قبل هیچ آشنایی با هم نداشتیم. واسطه ازدواج ما خاله آقا مرتضی بود که ایشان عروس خاله بنده هستند. بعد از معرفی ما به هم چند جلسه رفتوآمد خانوادگی با هم داشتیم و آشنایی که مدت دو ماه نسبت به هم کسب کردیم، تقریباً به شناخت کافی رسیدیم و تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم.»
احسانیفر میگوید: «در خرداد سال ۹۱ ایشان همراه خانواده رسماً به خواستگاری بنده آمدند در ۱۵ تیر همان سال عقد کردیم و در ۱۸ آبان ۹۱ ازدواج کردیم.»
وی ایمان و اخلاق را مهمترین معیارهایش برای انتخاب همسر برشمرده و میگوید: «اصلاً مادیات و شغل فرد برایم مهم نبود و در برخورد اول با آقا مرتضی نمیدانستم که شغلشان چیست؟»
همسر شهید بصیری پور ادامه میدهد: «در اولین جلسه صحبتمان آقا مرتضی گفت که بنده یک کارگر ساده در جایگاه سوخت هستم که حقوق و درآمد زیادی ندارم. ازآنجاییکه من به پول اهمیتی نمیدادم و ملاک اصلی انتخاب همسر برای من اخلاق و ایمان بود، پذیرفتم.»
احسانی فر میافزاید: «اگر فردی بااخلاق و باایمان باشد اگر صاحب پول و مقام هم نباشد میتوان با او خوشبخت بود و خوب زندگی کرد چرا که چنین فردی حتماً با خانواده و اطرافیانش بهدرستی رفتار میکند. من در ۵ سال زندگی مشترک با شهید هرگز به مشکل مالی و مسئلهای برنخوردم و الحمدلله زندگی خوبی داشتیم.»
همسر شهید بصیری پور میگوید: «زندگی مشترک ما بسیار معمولی بود؛ عبادت، تفریحات، کمک به دیگران را داشتیم، اما در حد معمولی و هیچوقت فکر شهادت آقا مرتضی به ذهنم نمیرسید؛ اما بعد از شهادت ایشان متوجه شدم آقا مرتضی تمام کارهایش را برای رضای خدا و اطرافیان انجام میداد.»
وی به همراهی و کمک شهید در امورات منزل اشاره کرده و میگوید: «همیشه با من و فرزندمان با احترام و محبت رفتار میکرد خیلی بهندرت باهم بحثی میکردیم و اگر بگومگو و اختلاف سلیقهای بود سریعاً ایشان پیشقدم میشد و به ناراحتی پایان میداد.»
احسانیفر عنوان میکند: «شهید در سال ۹۴ به استخدام مجموعه سپاه در چابهار درآمد و بارها داوطلب رفتن به سوریه و عراق شد اما چون چابهار منطقه عملیاتی بود، موافقت نمیکردند تا اینکه بالاخره با اصراری که خودش داشت اسم آقا مرتضی را در لیست داوطلبان اعزام به مناطق عملیاتی سوریه نوشتند.»
وی ادامه میدهد: «یک روز به من گفت که برای دفاع از حرم اهلبیت(ع) ثبتنام کرده است به ایشان گفتم «حالا که اسم نوشتی به من میگویی؟» با خنده به من گفت: اگر راضی نباشی نمیرم، ولی در آن دنیا باید جواب حضرت زینب (س) را خودت بدهی.»
همسر شهید بصیری پور میگوید: «من با رفتن شهید به سوریه مشکلی نداشتم، اما حضور در منطقه جنگی دلهره خاص خودش را دارد؛ البته معتقد بودم اگر خدا بخواهد که مرتضی شهید بشود هیچچیز نمیتواند مانع شود و برعکس.»
وی بیان میکند: «در ۲۱ اسفند سال ۹۶ ایشان به سوریه اعزام شد روز پرواز به علت کاهش کیفیت هوا پروازشان به تأخیر افتاد، طاها فرزندمان خیلیگریه میکرد و از آغوش پدرش جدا نمیشد طوری که مردمی که آنجا بودند همه نگاهمان میکردند! طاها هیچوقت اینقدر بیتابی نمیکرد، آن روزها طاها سه سال داشت و گویی شهادت پدرش به او الهام شده بود.»
وی میگوید: «وقتی دلتنگ شهید میشوم با طاها بر سر مزار شهید میرویم و با او صحبت میکنم.»
احسانیفر با اشاره به اینکه خیلی از جاها در این مدت نظر و عنایت شهیدم را دیدهام، توضیح میدهد: «اوایل خیلی طاها بیتابی میکرد و بهانه بابایش را میگرفت یادم هست که یک شب خیلی تب کرد. واقعاً خسته شده بودم از خود آقا مرتضی خواستم در این تنهایی کمکم کند که واقعاً همانطور شد و بچه آرام گرفت.»