خوشخیالی مدعیان اصلاحات به دموکراتها دولت بایدن موضع تندی علیه ایران ندارد!
سرویس سیاسی-
روزنامه آفتاب یزد در گزارشی به تحلیل سفر بایدن به منطقه پرداخت و به نقل از فعال سیاسی اصلاحطلب نوشت: «اگرچه آمریکا در سند اورشلیم متعهد شده توانایی اسرائیل برای بازدارندگی دشمنانش و دفاع از خود در برابر هرگونه تهدید یا ترکیبی از تهدیدها را حفظ و تقویت کند اما موضعِ تندی علیه تهران اتخاذ نمیکند ازآنجهت که میداند تهدید تهران، موضعِ مسکو و پکن در قبال ایران و خاورمیانه را به هم نزدیکتر میکند و این مسئلهای است که آمریکاییها حتی حاضر نیستند به آن فکر کنند!»
در ادامه این مطلب آمده است: «تأکید اصلی بایدن بر دیپلماسی با ایران بود .اصلاً هیچ اشارهای به پیمانهایی که اسرائیل چند ماه اخیر مطرح میکرد نکرد. خبرنگارهای اسرائیل هم سفر را ناامیدکننده دانستند. بایدن بحث دو دولت را هم مطرح کرد که این هم برای دولتمردان اسرائیل جمله خوبی نبود. آقای بایدن هم بهگونهای رفتار میکرد که نزدیکی اسرائیل و آمریکا را در دولت خود نشان دهد که بتواند در انتخابات کنگره و سنا از آن بهره گیرد و مخالفین دولت و موافقان اسرائیل در آمریکا بهانهای دستشان نباشد. سفر به عربستان هم معتقدم همین روند را خواهد داشت یعنی روی دیپلماسی با ایران تأکید خواهد کرد و تصور نمیکنم نکته فوقالعادهای از بایدن بشنویم که بخواهد گفتوگوها با ایران را به خطر اندازد«.
فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: «در مورد ایران هم بحث انرژی مطرح است. آنها میخواهند با ایران به توافق رسند و دو و نیم میلیون بشکه نفتِ ایران وارد بازار شو... نکته مهمی در سفر اسرائیل وجود داشت که کمتر به آن توجه شد و آن صحبت نشدن در مورد میزان غنیسازی ایران بود. همهاش صحبت درباره اجازه ندادن برای تولید سلاح هستهای بود.»
در این مطلب آمده است: «وقتی بایدن بارها بر دیپلماسی تأکید میکند یکی از دلایلش این است که در ایران حساسیت ایجاد نشده و ایران بیش از به روسها نزدیک نشود. چه بخواهیم چه نخواهیم بسیار بسیار ازنظر ژئوپلتیکی برای غرب مهم است که ایران متحد روسیه و چین نشود. آمریکاییها حواسشان جمع است و امید دارند این توافق هستهای امضا شود، اقتصاد ایران باز شود و با باز شدن آن حتی اگر با آمریکا کار نکرد با اروپا کار کند. لذا آمریکاییها اگر در این سفر موضع تند ندارند دلایل مختلفی دارد یکی از دلایلش همین است که نمیخواهند ایران کاملاً در دامن روسیه و چین قرار گیرد».
گفتنی است تحلیل مدعیان اصلاحات بر اخبار ناقص و غلطی شکل گرفته است چه آنکه بایدن هم قبل از سفر (طی یادداشتی در واشنگتنپست) و هم در سفر به منطقه و دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی و آلسعود، طی اظهاراتی ایران را مکرراً تهدید کرده است.
امضای توافقنامه میان آمریکا و رژیم صهیونیستی و تهدید ایران در آن، رونمایی از سلاح لیزری برای مقابله با تهدید پهپادهای ایرانی، ادعاهای تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران، بیانیه ضدایرانی آمریکا و عربستان و تأکید بایدن بر اینکه «آمریکا تعهد دارد که در برابر تهدیدات ایران، به عربستان کمک کند» و... بخشی از این ادبیات تهدیدی و تهاجمی آمریکاییها و اسرائیلیها علیه ایران ست. بااینکه بایدن در دیدار با مقامات اسرائیل «توسل به زور» و
«افزایش فشار» را یکی از گزینههای مقابله با ایران عنوان کرد و در کنفرانس خبری مشترک با نخستوزیر
رژیم صهیونیستی مدعی شد که ایالاتمتحده تا ابد منتظر پاسخ ایران در رابطه با بازگشت به توافق هستهای ۲۰۱۵ نخواهد ماند اما مدعیان اصلاحات میخواهند از هر فرصتی (حتی به بهانه اینکه بایدن در مورد میزان غنیسازی حرفی نزد! یا جواب فلان خبرنگار را نداد و...) به بزک آمریکایی بپردازند و ادعا کنند «آمریکا موضع تندی علیه ایران ندارد!»
سفر بایدن به منطقه هیچ اثری در برجام ندارد
روزنامه ابتکار هم در گزارش تیتر یک خود با اشاره به سفر رئیسجمهور آمریکا به اسرائیل و عربستان به نقل از یک فعال سیاسی اصلاحطلب نوشت: «به نظر میرسد که جو بایدن برای تحقق سه هدف اصلی عازم این سفر شده است؛ در درجه اول هدف موضوع انرژی است که قرار است در عربستان به بحث گذاشته شود... هدف دوم بحث اجماعسازی منطقهای علیه ایران است تا ایران را تحتفشار قرار دهند که در موضوع هستهای آنچه آمریکا میخواهد حاصل شود... موضوع سوم نیز بحث عادیسازی روابط میان ریاض و تلآویو است.»
فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: «بااینحال من فکر نمیکنم که اهداف این سفر در هر سه مورد محقق شود و آمریکا در هر سه حوزه به سقف اهدافش برسد چراکه در حوزه نفت عربستان به میزانی که مورد نیاز آمریکاست ظرفیت مازاد تولید ندارد تا خلأ حدود ۱۰ میلیون بشکهای روسیه را جبران کند. درخصوص موضوع ایران نیز بحث مفصل است. درخصوص موضوع توافق ابراهیم نیز بعید میدانم عربستان به این زودی به اردوی کشورهای امارات و بحرین بپیوندد چراکه محذورات دربار سعودی بسیار بیشتر از دربار امارات و بحرین است.»
در ادامه این مطلب آمده است: «ائتلاف علیه ایران سابقه ۴۰ ساله دارد و اساساً شورای همکاری خلیجفارس با همین هدف به وجود آمده است و ارتباطاتی که کشورهای عربی با اسرائیل ایجاد کردهاند نیز با همین هدف است و این موضوع عجیبی نیست. در نتیجه نباید اینگونه تصور شود که در نتیجه سفر جو بایدن ما با پدیده جدیدی روبهرو خواهیم شد.»
ابتکار نوشت: «با این سفر یا بدون آن در موضوع احیای برجام تغییری صورت نخواهد گرفت؛ بنبست شکل گرفته در احیای برجام ناشی از شخص آقای بایدن نیست که با اقداماتش گشایش یا غیر از آن در این روند صورت بگیرد، مشکل در فضای سیاسی واشنگتن است که نسبت به ایران، برجام و برنامه هستهای هیچ تغییری نکرده است. آمریکاییها دوست دارند که بگویند این سفر پیام دارد و این حرف جدیدی نیست و باید دید آیا جمهوری اسلامی ایران این پیام را میپذیرد یا خیر که میدانیم نمیپذیرد. همچنین مهم است که اگر چند سال بعد به عقب نگاه کنیم آیا این سفر اهمیت خاصی پیدا خواهد کرد که این سفر در روند احیای برجام تأثیرگذار بوده است؟ من فکر نمیکنم این سفر منشأ اثر خاصی در روند احیای برجام باشد.»
از مواضعمان در برجام کوتاه بیاییم تا صهیونیستها خوشحال نشوند!
روزنامه آرمان ملی در مطلبی نوشت: «شکست مذاکرات برجام به نفع اسرائیل است، به همین دلیل هم اسرائیل هم عربستان خیلی خوشحال هستند از اینکه آمریکا تن به قرارداد احیای برجام نداده و خوشحال هستند سپاه از لیست تروریستی نیز خارج نشده است. بنابراین، این موضوع به نفع اسرائیل و عربستان سعودی است. منتهی شاید قدری انعطافپذیری لازم است در این شرایط طرفین از خود نشان دهند برجام به نتیجه برسد تا میلیاردها دلار مطالبات از کشورها داریم که به ما ندادهاند و میتوانیم با توجه به تنگنای بازار انرژی که الآن به وجود آمده نفت خود را با قیمت بالا حدود 128 دلار بفروشیم. بر اساس محاسباتی که صورت گرفته ایران میتواند روزانه 5 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته باشد، با این فضایی که در اروپا و مخصوصاً اروپای جنوبی ایجاد شده باید قدر آن را بدانیم.»
مدعیان اصلاحات میگویند اسرائیل از اینکه آمریکاییها در قبال ایران عقبنشینی نکردند و برجام امضا نشد، خوشحال هستند و ما برای آنکه بتوانیم نفت بفروشیم قدری انعطافپذیر باشیم (بخوانید از مواضعمان کوتاه بیاییم) و طبق خواسته آمریکاییها رفتار کنیم تا برجام امضا شود! این در حالی است که آمریکا و غرب بارها تأکید کردهاند که ابزار تحریمها علیه ایران را کنار نمیگذارند. آنها بهجای پاسخگویی و قبول مسئولیت در خروج از برجام، دنبال مقصرنمایی وانداختن توپ در زمین ایران هستند؛ گزارهای که اصلاحطلبان از آن غافلاند.
سفر اردوغان و پوتین به تهران بسیار مثبت است
روزنامه آرمان ملی در مطلب دیگری به نقل از فعال سیاسی اصلاحطلب نوشت: «در روزهای آتی که پوتین به تهران خواهد آمد مشخصاً با پوتین گذشته متفاوت خواهد بود و با دستهای باز به سمت ایران میآید. روسیه مشخصاً این بار در حوزه غنیسازی اورانیوم، فروش سلاح، فروش قطعات و همکاریهای اقتصادی بیشتر با ایران همکاری خواهد کرد. روسها در گذشته همواره بهانهگیری میکردند که کالاهای ایرانی کیفیت ندارد و به همین علت در دهههای گذشته صادرکننده خوبی به روسیه نبودیم اما امروز این رویه تغییر میکند.»
در این مطلب آمده است: «درمجموع سفر اردوغان و پوتین به تهران بسیار مثبت است و اگر ایران دقت داشته باشد میتواند از این سفرها علیه غرب به نتیجه برسد.»
رئیسی باید سیاست تکنرخی کردن ارز
و هدفمند کردن یارانهها را ادامه دهد
روزنامه دنیای اقتصاد در مطلبی به قلم رئیساتاق بازرگانی تهران نوشت: اگرچه حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در رشد تورم تأثیر داشته، ولی تنها عامل نبوده و دلایل دیگری ازجمله رشد پایه پولی و نقدینگی در پایان سال ۱۴۰۰، افزایش قیمتهای جهانی کالاهای اساسی و کاهش امید به حلوفصل پرونده صلحآمیز هستهای هم نقش مهمی داشته است. برای کنترل رشد تورم در کشور لازم است دولت با مدیریت بانکی و مالی جلوی رشد پایه پولی و نقدینگی را بگیرد و امیدوارم که هرچه زودتر مذاکرات برجام هم به نتیجه مطلوب برسد. در این بین دولت باید سیاست تکنرخی کردن ارز و هدفمند کردن یارانهها را همچنان ادامه دهد تا انشاءالله اثرات این اتفاقات در رشد اقتصادی و بهبود شرایط کشور نمایان شود.
در دوره روحانی بانکهای دولتی ۸۱ هزار میلیارد تومان زیان گسترده داشتهاند!
در ادامه این مطلب آمده است: «گزارش اخیر وزارت امور اقتصادی و دارایی از صورتهای مالی بانکهای دولتی در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ نشاندهنده زیان انباشته گسترده این بانکهاست. زیان این بانکها ۸۱۶ هزار میلیارد ریال یعنی ۸۱ هزار میلیارد تومان برآورد شده است که نشان میدهد بخشی از این بانکها مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت هستند و باید نسبت به برگزاری مجمع عمومی و تعیین تکلیف آنها اقدام شود. همچنین در این گزارش به دلایل اصلی ایجاد این زیان انباشته هم پرداخته شده که شامل مطالبات از دولت، غیرمولد بودن داراییها، وجود پرشمار املاک مازاد، بازده بسیار پایین شرکتهای وابسته، سوءمدیریت و اداره سیاسی و منطقهای شرکتها، وجود مطالبات غیرجاری و فساد در اداره بانکها است. از آنجا که میدانیم قسمت بزرگی از سرمایهگذاریهای جدید در کشور از طریق بانکها انجام میشود، بنابراین سالمسازی فعالیتهای بانکی از وظایف مهمی است که دولت باید نسبت به آن اقدام کند. سامان دادن به وضعیت نظام و سیستم بانکی کشور و تغییر ریل بانکها از بانکداری بهجای بنگاهداری بیش از یک دهه است که مطرح شده اما هنوز به نتیجه نرسیده است که امیدواریم در این دولت شاهد آن باشیم.»