آمریکا میدان نبرد - ۱۵
رژیم آمریکا تحت تأثیر نظمِ نازی
مترجم: دکتر احمد دوستمحمدی
نویسنده: دکتر جاندبلیو. وایتهد
حمایت از رژیم
رژیم حکومتی نازی در یکی از پیشرفتهترین کشورهای عصر خود به لحاظ فرهنگی به قدرت رسید. هنر، فیلم، نقاشی و آثار مکتوب آلمان، تنها در زمان خودشان تأثیرگذار نبودند؛ آنها امروز هم بر هنر جدید سایه افکندهاند. هرچند مردم آلمان از اردوگاههای کار اجباری که افق آینده را در هالهای از ابهام فرو برده بودند، بیخبر نبودند. در واقع گزارشهای رسانهها در ارتباط با اردوگاههای کار اجباری مثل سیل در کشور سرازیر شد.
همانطور که استاد رابرت گلیتلی 1 مینویسد: هر کس در آلمان نازی که مایل به کسب اطلاع درباره گشتاپو، اردوگاههای کار اجباری و اقدامات تبعیضآمیز و ایذایی بود، کافی بود روزنامهها را مطالعه کند. آلمان نازی در واقع یک جامعه رسانهای امروزی و در زمانه خود، پیشتاز نوگرایی و تجدد بود.... وانگهی، رژیم هیتلر هر کاری که میتوانست انجام داد تا در هر خانهای یک رادیو وجود داشته باشد، و از فیلمهای خبری و سینما برای رساندن پیامهایش استفاده میکرد.
علائم هشداردهنده آشکارا به چشم میخوردند- مانند تابلوهای نئون که یکریز چشمک میزنند. گلیتلی مینویسد، «با این وجود و علیرغم اینکه آلمانیها میتوانستند آنچه را که درباره پلیس مخفی، اردوگاههای کار اجباری، یهودستیزی رسمی و قس علی هذا، در مطبوعات نوشته و به طور شفاهی گفته میشد، بخوانند و بشنوند؛ اکثریت عظیمی از آنها به طرفداری از نازیسم رأی دادند.
هیچ راهی برای گریز از این واقعیت که در آن وقت اکثریت عظیمی از مردم آلمان از او [هیتلر] حمایت میکردند، وجود ندارد». شگفت اینکه، نیم قرن بعد همسر یک مورخ آلمانی که هیچ کدام از آنها عضو حزب نازی نبودند، با اعتقاد راسخ میگفت: «در کل همه احساس خوبی داشتند... به طور قطع و یقین 80 درصد مردم در سرتاسر این دوره زندگی ثمربخش و رضایتبخشی داشتند. ما سالهای خوبی داشتیم.
ما سالهای فوقآلعادهای داشتیم.»
حتی رهبران مختلفی در سرتاسر دنیا شیفته ظهور دولت نازی شدند. وقتی دعوتنامهها به عنوان راهی برای به رخ کشیدن تجدد و نوگرایی پلیس آلمان، برای ادارات پلیسی در سرتاسر دنیا ارسال شدند، یکی از آنها که این دعوت را پذیرفت، ادموند پاتریک کوفی،2 معاون جی.ادگار هوور3 از FBI بود.
کوفی در خلال دیدارش در 1938 از امکانات مختلف پلیس، بازدید و «خوشحالی عمیق» خود را راجع به کار پلیس آلمان ابراز کرد. او اظهار امیدواری کرد که هوور در تابستان آینده دیداری با پلیس آلمان داشته باشد. همانطور که گلیتلی خاطر نشان میکند، «پلیس نازی مهر تأیید FBI را به دست آورده بود.»
در حقیقت همانطور که نیویورک تایمز فاش کرد، FBI به قدری تحت تأثیر نظم نازی قرار گرفت که طی دهههای بعد از جنگ جهانی دوم، همراه با سایر ادارات حکومتی، حداقل یک هزار نفر از نازیها از جمله برخی از برجستهترین هواداران هیتلر را با بیپروایی استخدام کرده، آنها را به آمریکا آورده، به عنوان جاسوس و خبرچین استخدام کردند و سپس اقدامات پنهانی گستردهای را به منظور کسب اطمینان از ناشناخته ماندن هویت حقیقی و روابط آنها با ماشین هولوکاست هیتلر،4 به اجرا گذاشتند.
به علاوه، هر کس که جرأت میکرد مانع روابط غیرقانونی FBI با نازیها بشود، خودش در معرض جاسوسی قرار گرفته، تهدید میشد، مورد آزار و اذیت قرار میگرفت و برچسب تهدید نسبت به امنیت ملی میخورد.
پانوشتها:
1- Robert Gellately
2- Edmund Patrick Coffey
3- J. Edgar Hoover
4- حقیقت مطلب این است که برخلاف نظر نویسنده محترم، اساساً هولوکاستی اتفاق نیفتاد. هیتلر خودش گستردهترین و نزدیکترین روابط را با سرمایهداران یهود و نیز امرای یهودی ارتش آلمان دشت. هولوکاست یک دروغ تاریخی، بلکه بزرگترین دروغ قرن بود. در این زمینه از جمله رجوع کنید به مقالهای از این قلم تحت عنوان «نگاهی نو به داستان هولوکاست»، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 42، شماره یک، بهار 1391، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران. اما، نویسنده محترم به دلایلی که حداقل برای ما روشن نیست، مایل نبوده وارد این قضیه بشود، شاید هم به دلیل ترس از سایه سنگین، پرقدرت و درهم شکننده یهودیان بر جامعه، فرهنگ و سیاست در آمریکا، که هر صدای حتی انتقادآمیز نسبت به رفتار یهودیان در آمریکا را به «یهودستیزی» متهم و در نطفه خفه میکند. البته شاید هم از نظر این نویسنده شجاع و کمنظیر، لزومی به این کار نبوده، چون او هم اینک، بدون اینکه نامی از یهود ببرد و خود را گرفتار موارد جانبی نماید، مبارزهای عالمانه و بسیار تأثیرگذاری را علیه دولت پلیسی حاکم، که تحت کنترل کامل یهودیان قرار دارد، در پیش گرفته است، و یا شاید هم اساساً از قضیه بیخبر است.