kayhan.ir

کد خبر: ۲۴۴۹۵۲
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۴۰۱ - ۱۸:۰۳
 
 
اوایل سال 1371 شمسی شنیدم آیت‌الله بهاءالدینی بیمار است. ضمناً خبرهایی داشتم مبنی بر تشرّف ایشان خدمت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ . 
موضوع را با مرحوم آیت‌الله مشکینی مطرح کردم. قرار شد همراه ایشان به عیادت آیت‌الله بهاءالدینی برویم تا ضمن احوالپرسی این خبر را نیز از خودشان سؤال کنیم.
شب جمعه 1371/1/27 (12 شوال 1412) خدمت ایشان رسیدیم. پس از سلام و احوالپرسی و پیش از آنکه سؤالی را دربارۀ تشرّف ایشان مطرح کنیم، فرمود: 
چند شب قبل، آقا امام زمان(ع) از همین در (اشاره به سمت چپ اتاقی که در آن بودیم) آمدند و سلام پرمحتوایی کردند؛ سلامی که تاکنون با این محتوا نشنیده بودم و از آن در (اشاره به در دیگر اطاق) رفتند و من چیزی نفهمیدم.
سپس به دو نکته اشاره کردند: 
من شصت سال است در انتظار این معنا بودم.
احوالات کسانی که به محضر امام عصر تشرف یافته‌اند را از کتاب بحارالأنوار می‌خواندم، دیدم هر کسی که آن حضرت را دیده، در ارتباط با مسائل مادی بوده. متوجه شدم که مردم ما هنوز لیاقت حکومت امام زمان را ندارند.
*کتاب: خاطره‌های آموزنده، نوشته آیت‌الله محمدی ری شهری انتشارات دار الحديث قم

 

نام:
ایمیل:
* نظر: