تجربه جسورانه نمایش یک زندگی و ترور
آرش فهیم
«هناس» تجربهای جسورانه در انتخاب موضوع و سوژه است؛ برای درک اهمیت این فیلم و جسارت در ساخت آن باید اشاره کرد که سینمای ایران سالهاست که با مسائل ملی و راهبردی قهر است، هم به دلیل فضای خاص حاکم بر سینمای حرفهای کشور و هم پیچیدگیها و دشواریهای پرداختن به چنین سوژههایی، معمولا فیلمسازان کمتر سراغ چنین موضوعاتی برای ساخت فیلم میروند، مگر تعداد انگشتشماری! به بیانی بهتر، موضوعات تاریخی، انقلابی و استراتژیک، در سینمای ما دچار سانسور هستند، در حالی که در تمام کشورهای دارای صنعت سینما، اینگونه موضوعات در اولویت اول فیلمسازان قرار دارد. خوشبختانه در چهلمین جشنواره فیلم فجر، تعداد آثاری درباره اینگونه موضوعات، به ویژه از سوی کارگردانهای جوان افزایش یافته است.
فیلم «هناس» یکی از این آثار است که به بخشی از زندگی و ماجرای ترور دانشمند هستهای شهید داریوش رضایینژاد میپردازد. این اثر، دومین تجربه کارگردان بعد از فیلم «مصلحت» است. هناس، در زبان کردی به معنای نفس است و این نام با مرور خاطرات شخصیت محوری این فیلم از دوران کودکیاش در مناطق کردنشین ارتباط دارد. داستان فیلم از دوران اوج شکوفایی مهندس داریوش رضایینژاد شروع میشود. وی قصد سفر کاری به یک کشور اروپایی را دارد، اما در آخرین لحظه، او را از این سفر منع میکنند. همسر این مهندس، متوجه میشود که این مسئله به ترور دانشمندان هستهای مرتبط است. در نتیجه، اضطراب و ترس، بر وی چیره میشود و این باعث اختلال در زندگی خانوادگی آنها میشود و...
«هناس» یک ملودرام خانوادگی است که وارد حریم شخصی یکی از دانشمندان هستهای شده است و از این طریق به این شهید و خانواده وی ادای دین میکند. نقطه قوت فیلم «هناس» روی پرده آوردن یک موضوع مهم اما مغفول در روایت و ساختاری است که میتواند برای خانوادهها و زنان ملموس و جذاب باشد. چون سویه اصلی کار، خانوادگی و زنانه است. «هناس» از زاویه دید و احساسات همسر یک نخبه علمی در حوزه صنعت هستهای، به این موضوع پرداخته است و نشان میدهد که مجاهدتهای خانواده دانشمندان و به ویژه شهدای هستهای کمتر از خود آنان نیست. باید به سازندگان فیلم، به ویژه کارگردان و بازیگران به خاطر توجه به چنین سوژهای و طرح بخشی از تاریخ پیشرفت علمی و صنعتی کشورمان خداقوت گفت و از آنها تقدیر کرد. تجربه نشان داده که طرح نام بزرگان و اسطورههای علمی در آثار هنری، باعث برانگیخته شدن توجه بخشی از جامعه به آن شخصیتها میشود و در نتیجه، شناخت بیشتر اینگونه شخصیتها را در پی دارد.
اما «هناس» میتوانست ساختاری تأثیرگذارتری داشته باشد! اولین مسئله فیلم «هناس» تفاوت بسیار زیاد بین داریوش این فیلم با شهید رضایینژاد است! البته در فیلمهای سینمایی، شباهت دقیق و جزء به جزء کاراکترهایی که ما به ازای بیرونی دارند، الزامی نیست، اما مشکل این است که در این فیلم، چهره و ظاهر طراحی شده برای این دانشمند هستهای، کاملا با واقعیت در تعارض است! بهروز شعیبی یکی از بازیگران و فیلمسازان خوب سینما و تلویزیون در ایران است، اما متأسفانه به دلیل عدم شباهت وی به شهید رضایینژاد، گزینه مناسبی برای ایفای این نقش نبوده است و عجیب است که کارگردان نیز هیچ تلاشی نکرده تا با گریم و چهرهپردازی، این بازیگر را به آن دانشمند شبیه کند!
شخصیتپردازی ضعیف داریوش هم باعث شده تا دست شعیبی برای ثبت یک شخصیت ماندگار و تأثیرگذار در این فیلم بسته بماند. در چنین فیلمهایی که بهانه و سوژه اصلی، یک قهرمان ملی است، بیش از هر چیزی باید برای تعمیق و تبلور شخصیت وی در فیلم، کوشش کرد. مخاطب برای همراه شدن با فیلم و درک دنیای برساخته در آن، ابتدا باید به شخصیت محوری و سوژه فیلم علاقهمند شود و در طول فیلم، نسبت به وی احساس نگرانی کند. اما فیلم «هناس» چنین کاری با قهرمانش نکرده است؛ در واقع، فیلم فاقد قهرمانپردازی به معنای واقعی کلمه است!
فیلم استراتژیک، لزوما به معنی برخورداری از پروداکشن عظیم و صحنههای محیرالعقول نیست. اما با بهکارگیری برخی تمهیدات حتی میتوان یک فیلم ساده آپارتمانی یا ملودرام خانوادگی را هم تبدیل به فیلمی راهبردی کرد. به طور مثال، خیلی از مخاطبان فیلم «هناس» علاقهمند هستند که بدانند اساسا چرا یک جوان گمنام، آرام و سر به زیر مثل داریوش رضایینژاد، باید هدف ترور بیرحمترین مراکز امنیتی برخی دولتهای غربی و شبکههای تروریستی بینالمللی قرار بگیرد؟ مگر این مهندس چه کار بزرگی انجام میدهد که عدهای برای حفظ منافع خودشان تصمیم به حذف فیزیکی آن گرفتند و این تصمیم را عملی کردند؟ حتی فیلم، اطلاعات چندانی هم درباره فضای کاری و دستاوردهای علمی این دانشمند شهید به ما نمیدهد. در فیلم «هناس» به جای پرداختن به این مسائل، شاهد داستانپردازی درباره مسائلی مثل رقابت و حسادت و زیرآبزنی و... هستیم! در نتیجه به جای یک دانشمند هستهای، میتوان هر دانشمند دیگری را قرار داد، حتی میتوان او را یک قاضی وفادار به حق و قانون تصور کرد که از طرف مجرمان هدف ترور قرار میگیرد و یا حتی یک فعال اقتصادی موفق که رقیبان قصد حذف او را دارند؛ فضای زیست و شغل یک دانشمند هستهای در این فیلم پدیدار نشده است! در نتیجه، هناس بیشتر از آنکه یک فیلم بیوگرافیک درباره یکی از نخبگان علمی ما باشد، پیرامون همسر این شهید و دغدغهها و رنجهای اوست. داستان و تصاویر فیلم، در اغلب مواقع بر «شهره پیرانی»، همسر شهید متمرکز است. برخلاف نقش داریوش، کاراکتر شهره به همسر شهید رضایینژاد نزدیک است و مریلا زارعی نیز از پس ایفای این نقش و بازنمایی احساسات و واکنشهای یک همسر دلسوز و نگران برآمده است.