یک ستاره از آن هزار
ستاره بیست و هشتم؛ صبر جواد
ابوالقاسم محمدزاده
پنجم تیر ماه به دنیا آمده بود؛ تابستان سال 1341. در شهر کویری گناباد که گرمای متفاوتی داشت؛ شهر قنات قصبه که ریشه در تاریخ داشت و مذهب.
جواد، دوران دبستان را در مدرسه همت (شهید هاشمینژاد فعلی) و راهنمایی را در مدرسه حافظ درس خواند. در هنرستان صنعتی گناباد(شهید عباسپور فعلی) درس میخواند که مصادف با دوران انقلاب اسلامی و حرکتهای مردمی علیه رژیم سرسپرده به استکبار جهانی و بیداری ملت بود.
او همراه و همدوش مردم گناباد در راهپیماییها شرکت میکرد و در صحنه های انقلاب حضور داشت.
پس از پیروزی انقلاب عضو واحد دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی شد و گروه سرود دانش آموزی حزب را آموزش میداد و با تاسیس کتابخانهای که 400 جلد کتاب داشت به گسترش فرهنگ انقلاب و اسلام در بین جوانان روی آورد.
دوران سربازیاش را در سپاه پاسداران گذرانده بود که به عضویت رسمی سپاه بعنوان نیروی حفاظت مشغول به خدمت شد.
در اواخر سال 1360، وقتی احساس کرد جبهههای نبرد حق علیه باطل به نیرو نیاز دارد عازم جبهه شد و بهعنوان فرمانده دسته در عملیات بیتالمقدس بود که مجروح شد. در این عملیات، نیروهای سپاهی به فرماندهی - شهید- قاسم حیدرینژاد با نیروهای گردان تکاور ذوالفقار تلفیق شده بودند و جواد به عنوان دستیار گردان و معاون فرمانده خوش درخشید.
او پس از بهبودی، سال 1361 به تیپ 21 امام رضا(ع) مامور شد و در گردان ادوات تیپ با مسئولیتهای دیدهبانی، خمپارهانداز، خدمت کرد و در منطقه سومار به جانشینی گردان ادوات منصوب شد و در کنار محمد سبزیکار درس عشق و عاشقی و مبارزه با دشمن را آموخت و پس از استقرار تیپ 21 در اهواز، بعنوان جانشین ادوات در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد. صبر جواد، صبوری، تقوا، صمیمیت و شجاعتش، زبانزد نیروهای تحت امرش بود.
جواد حسننیا، پس از تشکیل لشکر 5 نصر در عملیات والفجر 1 حضور داشت و در منطقه شرهانی به شهادت رسید و پیکر پاکش در قطعه یک بهشت قاسم گناباد به خاک سپرده شد و تنها کلامش همچون فانوسی روشن در مسیر رهروان و چون ستاره درخشانی در آسمان ایران اسلامی درخشان ماند:
- میخواهم آنچه میدانم را بگویم، به معلم اخلاص در تعلیم، به اداری وقتشناسیاش... به خانوادههای شهدا صابر و مقاوم بودنشان را و.... به منافق و قاچاقچی توبه کردن را....
روحش شاد و راهش پررهرو باد.