نقش واسطههای هدایت الهی(پرسش و پاسخ)
پرسش:
چرا هر انسانی به طور مستقل نمیتواند با خدا ارتباط برقرار کند و نقشه راه سعادت و تربیت خود را مستقیما از خود خدا دریافت کند؟ نقش واسطهها در این میان چیست؟
پاسخ:
عدم امکان ارتباط مستقیم خدا با انسان
در بحث خداشناسی و توحید، خداوند اینگونه توصیف میشود: ذاتی که مستجمع جمیع صفات کمالیه و جلالیه و ازلی و ابدی و لایتناها است. از طرفی انسان و سایر مخلوقات دارای فقر ذاتی، محدود و نیازمند هستند. لذا آن ذات نامحدود و نامتناهی نمیتواند مستقیما با یک موجود ذاتا فقیر و محدود ارتباط برقرار کند و به هریک از آنها نقشه راه تکامل و هدف غایی را ارائه دهد. از این رو خدای متعال واسطههایی که این قابلیت را دارند که با تقرب الیالله نقش دریافت آموزههای وحیانی و ابلاغ آنها بدون کم و کاست به مردم را پیدا کنند، قرار میدهد تا مردم با تمسک به آنها بتوانند از نقشه راه سعادت و تکامل و بندگی خود مطلع شوند. بنابراین نظام هستیشناسی الهی مبتنی بر علل و اسباب است. امام صادق(ع) در این زمینه میفرماید: «ابیالله ان یجری الامور الا باسبابها» خدای متعال امور جاری هستی را از طریق علل و اسباب پیش میبرد.(انسان و سرنوشت، شهید مطهری، ص 91)
بنابراین در بحث خودسازی نباید بدون واسطههای هدایت الهی و به صورت سلیقهای و خودسر عمل کنیم. بلکه باید ساز و کارهای آن را از انبیا و اولیا و واسطههای هدایت و فیض الهی دریافت کنیم.
گمراهی انسان منهای خدا و نیاز به واسطهها
در روایتی پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «قال الله جل جلاله: عبادی کلکم ضال الامن هدیته» خدا فرموده است: ای بندگان! این را بدانید که همه شما اگر منهای من باشید، گمراهید. در واقع سلیقهای و خودسر نمیتوانید به خدا برسید، مگر آنکه من شما را راهنمایی کنم. هدایت یعنی ساختن به دست خدا، یعنی خدا انسان را باید بسازد. که در دو بعد تکوینی و تشریعی انجام میگیرد. پیامبر گرامی(ص) در ادامه روایت میفرماید: «وکلکم فقیر الامن اغنیه، و کلکم مذنب المن عصمته» و همه شما فقیر هستید مگر کسی را که من او را غنی کردهام، و همه شما در معرض انجام گناه هستید مگر کسی که من او را حفظ کردهام. (بحارالانوار، ج 5، ص 198) بنابراین انبیای عظام و اولیای الهی که افراد خود ساخته الهی میباشند، مجرا و واسطه فیض الهی هستند و خدای متعال به سبب آنها و واسطه فیض قرار دادن آن بزرگواران، بندگان خود را هدایت و مشمول خودسازی و دیگرسازی قرار میدهد. امام علی(ع) در خطبه 116 نهجالبلاغه میفرماید: ارسله داعیاً الی الحق و شاهداً علیالحق» خدا پیغمبر را فرستاد تا مردم را به سوی حق تعالی دعوت کند، و با راهنماییهایشان، به انسان تطهیر، تزکیه و خودسازی و ترفیع میبخشد و انسان را به کمال وجودی خود که قرب الهی است میرساند. آن حضرت چیزی از خودش هم نمیگوید، بلکه آنچه را که خدا میگوید به بقیه بندگان ابلاغ میکند، بدون هیچ سستی و کوتاهی. امام علی(ع) همچنین در خطبه 110 نهجالبلاغه با صراحت میفرماید: به سیره نظری و عملی پیامبرتان اقتدا کنید که برترین سیرهها است، و به سنت او بگروید که بهترین راهنماییهای سنت است. در اینجا امام علی(ع) در واقع انسان را ترغیب میکند که شما همان راه و روشی را در پیش بگیرید که پیامبر(ص) ارائه کرده است، و از این راه و روش تخلف نکنید. اما در خصوص نقش وساطت اولیای خدا در هدایتگری، خودسازی و دیگرسازی و لزوم تمسک به آن بزرگواران امام علی(ع) میفرماید: بنا اهتدیتم فیالظلماء... و بنا افجرتم عن السرار» شما به واسطه ما از تاریکیها و تیرگیها به روشنایی راه یافتید. در ادامه میفرماید: اگر شما به این آقایی و سربلندی رسیدهاید، به خاطر ما بوده است. (نهجالبلاغه- خطبه 4) بنابراین چه خودسازی و چه دیگرسازی مرابطه با نفس یا مرابطه با دیگران، باید بر محور آن چیزی باشد که خدا میخواهد و مطابق دستورات الهی باشد. از این رو اولین گام در خودسازی و دیگرسازی چه در مرحله تطهیر و تزکیه نفس و چه در ترفیع و آراستن خود به اخلاق فاضله و ملکات حسنه و سیرتکاملی الیالله، ما باید تسلیم انبیا و اولیای الهی باشیم. این بزرگواران هم خودشان تسلیم آموزههای وحیانی الهی هستند.