کد خبر: ۲۴۳۱۸۵
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۲
اقتداکنندگان به ضامن آهو

یادی از محیط بانان شهید و قهرمانان دفاع از محیط زیست

 

کامران پورعباس
هر سال در روز ولادت ضامن آهو امام رضا‌(ع) از محیط‌بانان نمونه کشور در حضور مسئولان، با عنوان روز ملی محیط‌­بان تقدیر می‌شود. سربازان گمنام حراست از طبیعت و محیط‌­زیست و موجودات زنده آن تاکنون بیش از 146 شهید تقدیم نظام اسلامی نموده‌­اند.
با توجه به مسلح بودن شکارچیان غیرمجاز و وجود خطرات بسیار بزرگ در کار، محیط­‌بانان به جهادگرانی عاشق تبدیل شده‌­اند که ایثارگرانه و جان­‌برکف از محیط­‌زیست همچون عزیزترین عزیزان­‌شان دفاع و نگهبانی می­‌نمایند و خطرات آن را نیز به جان و دل می‌­خرند.
به مناسبت میلاد امام رضا(ع) و روز ملی محیط‌­بان
یادی می­‌نماییم از چند محیط­‌بانِ شهید و جانباز و جهادگر.
محیط­‌بان شهيد سید عنایت‌الله مرادی
سید عنایت‌الله مرادی، تنها شهید محیط‌­بان سازمان حفاظت محیط‌­زیست کشور در هشت سال دفاع مقدس است. وی در سال ۱۳۵۳ به استخدام اداره جنگل‌بانی درآمد.
مرادی از جمله انقلابیونی بود که در دهه ۵۰ وارد عرصه مبارزه علیه رژیم ستمشاهی شد. در سال ۵۶ توسط رژیم پهلوی دستگیر و به شهرستان گچساران تبعید شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وی به همراه نیروهای سپاه پاسداران برای جنگ علیه رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان رفت.بعد از شروع جنگ تحمیلی در جبهه‌­های نبرد حق علیه باطل به‌عنوان تخریب‌چی فعالیت نمود و در زمان شهادت یکی از فرماندهان بخش تخریب بود. سرانجام در اسفند 1365، پس از دلاوری‌­های فراوان در شلمچه به شهادت رسید.از شهید مرادی شش فرزند به یادگار مانده است که کوچک‌ترین آنها سه ماه پس از شهادت پدر متولد شد.
محیط­‌بان شهيد غلامعلي محمدي
آزاده شهيد غلامعلي محمدي با شروع جنگ تحميلي به جبهه رفت. وی بعد از اعزام به تيپ 13 اميرالمؤمنين(ع) و گردان خط­‌شكن حضرت ابوالفضل‌­العباس(ع) پیوست. در عمليات كربلاي 4 در جزيره قطعه از مجمع­‌الجزاير ام‌­الرصاص عراق بعد از نبردي شجاعانه به اسارت نيروهاي دشمن درآمد و حدود چهار سال در سخت‌‌ترين شرايط در اردوگاه شهر تكريت توسط دژخيمان بعثي زنداني و شكنجه شد. پس از پایان جنگ، در شهریور 1368 قهرمانانه و با سرافرازي به میهن اسلامي بازگشت و در سنگر حفاظت از محيط‌زيست مشغول به خدمت شد. غلامعلي محمدي سرانجام در تیرماه 1376 در تعقيب اشرار و متخلفان، ناجوانمردانه هدف آماج گلوله‌هاي­شان قرارگرفت و به شهادت رسيد و شد تنها آزاده شهیدِ محیط‌­بان کشور.
محیط‌­بان شهید محمد دهقانی
تابستان سال ۹۵ محمد دهقانی و پرویز هرمزی، دو محیط‌بان هرمزگانی در منطقه حفاظت شده گنو بر اثر تیراندازی دو شکارچی غیرمجاز به شهادت رسیدند.
همسر شهید محمد دهقانی ابراز می­‌دارد: او همیشه آرزوی شهادت داشت و خداروشکر که شهادت و بهشت نصیب ایشان شد. او همیشه می‌گفت: «جان بخشیدن بهتر از جان گرفتن است.»
دهقانی خیلی به امیرالمؤمنین اعتقاد داشت. انگشتری داشت که روی آن عبارت «یا علی مولا» حک شده بود. موقع سختی‌ها بعد از خدا به حضرت علی(ع) متوسل می‌شد. در آخر هم در روز شهادت حضرت علی به خاک سپرده شد.
محیط­‌بان شهید عبدالله یاری
در 14 رمضان مصادف با 13 مرداد 1391، عبدالله یاری محیط‌­بان منطقه لشگردرِ ملایر، در هنگام تعقیب و‌گریز شکارچیان غیرمجاز، در ساعات قبل از افطار، بر اثر اصابت گلوله به شریان اصلی به شهادت رسید.
همسر شهید عبدالله یاری درباره ویژگی‌های شخصیتی و اخلاق کاری همسرش گفت: همسرم علاقه بسیار زیادی به طبیعت داشت، با حیوانات و طبیعت انس گرفته بود و وقتی از محیط کار به خانه برمی‌گشت به هیچ وجه خسته نبود و با انرژی به منزل و فرزندش رسیدگی می‌کرد.
یاری با اشاره به آغاز محیط‌بانی همسرش در منطقه لشگر در سال 88، اظهار کرد: از زمانی که وی مسئول محیط‌­بانی منطقه شد، برای جلوگیری از تخلفات ایده‌های خوبی داشت به گونه‌ای که تعداد تخلفات بومی بسیار کم شد و حتی برخی از متخلفان شکار پس از برخورد با همسرم، شکار غیر مجاز را کنار گذاشته و با او دوست شدند.
مادر شهید یاری از شهادت­‌طلبی فرزندش می‌گوید: در یازده سالگی می‌گفت چرا زودتر به دنیا نیامده که در جنگ به شهادت برسد. همیشه آرزوی شهادت داشت و به آرزویش هم رسید.
محیط‌­بان شهید یحیی شاهکومحلی
شهید یحیی شاهکومحلی مسئول نظارت و بازرسی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان شمالی تیرماه سال 1385 در ارتفاعات پارک ملی سالوک به شهادت رسید. ماجرای شهادت به این صورت بود که وقتی نزدیک تیم شکارچیان غیرمجاز می‌­رسد و به آنها دستور تسلیم می­‌دهد، آنها از دور آتشی که در جنگل روشن کرده بودند، فرار می­‌کنند. یحیی خود را تا دو قدمی آتش می‌­رساند که در این لحظه از فاصله دومتری به صورتش شلیک می‌کنند و به درون آتش می‌­افتد و بخشی از صورتش می­‌سوزد و به این ترتیب به شهادت می‌رسد.
بخش‌­هایی از صحبت‌های همسر شهید در مورد اهمیت و حساسیت محیط‌­بانی و ویژگی‌های ممتاز شهید را نقل می‌­نماییم:
«اول که کار را شروع کرد، یک محیط­‌بان بود. بعدها مسئولیت‌­های مختلفی به او دادند. از جمله مسئول منطقه حفاظت شده جهان‌نما و یک مدتی بعد هم مسئول محیط‌­زیست کردکوی بود. بعد هم ایشان را فرستادند پارک ملی گلستان و مدتی هم به سمنان رفت. علتش هم این بود که با تمام وجودش محیط­‌بان بود و خیلی تلاش می‌­کرد، بدون اینکه خطر و دستمزد و... برایش مهم باشد... به جرأت می‌­توانم بگویم که یکی از سخت‌­ترین شغل­‌های دنیا کار در حوزه محیط‌‌زیست است؛ مخصوصاً اگر بخواهی درست به وظایفت عمل کنی. نه شب داری و نه روز. هر ساعت شبانه­‌روز را باید گوش به تلفن آماده‌باشی حتی وقتی که شیفتت را تحویل می‌دهی و پیش خانواده‌ات می­‌روی، باز هم باید گوش به زنگ باشی چرا که شکارچیان و متخلفان و زمین‌خواران و جنگل­‌زدایان حتی یک لحظه نیز مکث نمی­‌کنند... خیلی سالم بود و واقعاً از دروغ و تقلب در کار نفرت داشت. سال 63 بود که تازه مشغول کار در محیط‌زیست شده بود. آن زمان در یک اتاق سه در چهار زندگی می‌کردیم و یک بچه داشتیم. همان موقع یک شکارچی غیرمجاز را دستگیر کرده بود. این شکارچی، پزشک بود و برای اینکه پرونده­‌دار نشود به یحیی گفت: من در بهترین نقطه گرگان برایت خانه می­‌خرم و یک ماشین هم می­‌گیرم. سند هر دو را هم به نام خودت می‌­زنم و هیچ کس هم خبردار نمی‌شود ولی من را تحویل دادگاه نده. شاهکومحلی در جواب گفت: من اگر می­خواستم رشوه بگیرم الان نصف گرگان مال من بود. من هیچ وقت از این پول­‌ها نخوردم... خاطرم هست که یک بار یحیی یک‌سری پرنده شکاری خیلی قیمتی را که هر کدام 20 میلیون تومان قیمت داشتند، از قاچاقچی‌­ها گرفت. آنها خیلی سعی کردند با پیشنهاد رشوه­‌های کلان 40 و 50 میلیونی با او معامله کنند، ولی مثل همیشه او زیر بار نرفت و آنها را تحویل داد.»
محیط‌­بان شهید خسرو شکراللهی
شهید خسرو شکراللهی درجه­‌دار نیروی هوایی در بندرعباس بود و به جبهه هم رفته بود. بعدها به مدت شش ماه مأمور به خدمت در محیط‌زیست شهر حاجی­‌آباد شد و در آنجا ماندگار و بعد از استخدام قطعی، رئیس‌ گروه سیار محیط‌­زیست در شهرستان حاجی‌­آباد شد.
در دی ­ماه 1362، به اتفاق دو نفر از همکارانش به سمت  سیاه­کوه در اطراف حاجی­‌آباد رفته بودند که در آنجا با یک شکارچی متخلف رو‌به‌رو می­‌شوند. خسرو به سمتش می­‌رود که فرد متخلف شلیک می­‌کند و بر اثر اصابت گلوله به پهلو و پا به شهادت می‌­رسد.
دو فرزندش در هنگام شهادتش، یکی دوماه و شش روز و دیگری کمتر از دوسال داشت.
محیط‌بان جانباز سید امین‌ هادی‌پور
سید امین ‌هادی‌پور تنها محیط‌­بان جانبازِ قطع عضو کشور است که در فروردین‌­ماه 1399 مورد هجوم چهار نفر ناشناسِ نقاب‌­دار به ‌پاسگاه محیط‌بانی کارون واقع در شهرستان گتوند استان خوزستان قرار گرفت در حالی که تنها در ‌پاسگاه حضور داشت.
مهاجمان جنایتکار او را گروگان گرفته و مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار دادند و گاوصندوق حاوی سلاح‌های محیط‌بانی را بر خودروی سرقتی سوار و فرار کردند. از آنجایی که فرمانداری به دلیل شیوع کرونا راه‌هایی را که به سمت تفرجگاه‌های طبیعی می‌رفت، به‌وسیله خاکریز مسدود کرده بود و فقط چند راه فرعی باز بود، این جنایتکاران خودرو و گاوصندوق را رها کرده و پیاده ‌گریختند.
هادی­‌پور در این حادثه مورد اصابت گلوله از ناحیه زانو قرار گرفت که منجر به انجام چند عمل جراحی و قطع شدن یک ‌پایش از زانو شد.
محیط‌­بان جهادگر فریدون باویر
فریدون باویر تنها محیط­‌بان بخش­‌های کوهستانی و صعب­‌العبور زرین‌­آباد و سراب میمه در شهرستان مرزی دهلران است.
وی بعد از پایان دوران خدمت سربازی به اداره محیط‌­زیست رفت، ولی اعلام کردند با مدرک
فوق دیپلم می‌تواند به‌عنوان محیط­‌بان استخدام شود. لذا در رشته محیط­‌زیست در سنندج تحصیل کرد.
در سال 85 به اداره محیط­‌زیست ایلام پیشنهاد راه‌اندازی محیط‌بانی زرین‌آباد را داد. این منطقه
121 هزار هکتار است و در آن ارتفاعات، دشت، جنگل و چند رودخانه پرآب وجود دارد و گونه‌های مختلف حیوانات از جمله پرندگان شکاری و حیوانات وحشی زندگی می‌کنند.
این محیط‌بان نمونه کشوری، محیط­‌بانی زرین‌­آباد را تأسیس و از سال 85 به‌عنوان تنها محیط‌­بان این منطقه وسیع از حیات وحش و گونه‌­های مختلف جانوری و گیاهی این منطقه مراقبت نمود.وی تا سال 92، بدون اینکه حقوقی دریافت کند، خدمت نمود.
در آن منطقه شکار حیوانات به عنوان تفریح رایج بود و بسیاری از شکارچیان خارج از شهرهای دیگر به این منطقه می‌آمدند و گونه‌های مختلف پرندگان شکاری و حیوانات کمیاب یا درحال انقراض را شکار می‌کردند.
باویر بهترین و تنها راه نجات منطقه‌ای با این وسعت را در آموزش مردم و بالا بردن سطح فرهنگ زیست­‌محیطی دید. از این رو به روستاهای مختلف رفت و کلاس‌های آموزشی برای دانش‌آموزان و مردم عشایر و روستاهای منطقه در نحوه برخورد با حیوانات وحشی برگزار نمود. همزمان به شناسایی گونه‌های جانوری زیستگاه‌‌های زرین‌آباد از جمله پلنگ، سیاه‌گوش، کاراکال، خرس، گرگ، کفتار و روباه اقدام کرد.
با چوپان‌های منطقه صحبت کرد و از آنها خواست اگر لانه کبکی را پیدا کردند، فوراً اطلاع دهند و به ازای هر لانه کبک مبلغی دریافت کنند. این کار با استقبال چوپان‌ها مواجه شد و گاهی اوقات یکی از آنها از بیست لانه کبک مراقبت می‌کرد. این ایده باعث شد تا از شکار کبک‌ها جلوگیری شود و آنها با خیالی آسوده در لانه‌های­شان تخم‌­گذاری کنند.
با آموزش‌هایی که به عشایر داده‌ بود، حیوانات منطقه دیگر برای­شان غریبه نیستند و زمانی که حیواناتی مانند خرس برای پیدا کردن غذا وارد چادرهای آنها می‌شوند، اجازه می‌دهند تا گندم یا مواد غذایی دیگر را بخورد و باویر هم این موضوع را به اداره کل
محیط‌­زیست گزارش می‌دهد تا هزینه‌هایش را جبران کنند. همین امر باعث شده که عشایر درهای
خانه‌های­شان را باز بگذارند تا حیوانات به راحتی بتوانند از مواد غذایی استفاده کنند.
با توجه به اینکه سازمان محیط­‌زیست پلنگ ایرانی را تحت پوشش بیمه قرار داده است، درصورتی که پلنگ به گله گوسفندان منطقه حمله کند، باویر گزارشی از این خسارت و تلف شدن گوسفندان تهیه می‌کند و بیمه نیز خسارت‌ها را پرداخت می‌کند.
در طول سال‌های خدمتش بارها توانسته پرندگان و جانوران زیادی را که توسط شکارچیان زخمی شده بودند، مداوا و درمان کند و دوباره به دامان طبیعت بازگرداند.
وی همچنین با شناسایی زیستگاه‌­های جانوری و پرندگان در سال‌های خشکسالی، با یک راهکار ابتکاری و ساختن آبشخورهای مصنوعی در وسعت 50 هکتار از مکان‌های خشک منطقه، با ایجاد ظرف‌­های آب، این موجودات را از تشنگی و مرگ نجات داده بود.
نصب دوربین برای مستند‌سازی و شناسایی گونه‌های جانوری، توزیع پلاستیک جمع‌­آوری زباله در بین مردم در ایام تعطیل، گشت و کنترل، کاشت نهال و دانه­‌های درختی در عرصه­‌های طبیعی و ملی از اقدامات این محیط‌بان عاشق و خوش‌ذوق است.
این محیط­‌بان نمونه در یک حرکت فرهنگی از شکارچیان منطقه خواست تا سلاح‌های خود را تحویل بدهند و شکار حیوانات را کنار بگذارند. با فراخوانِ باویر 50 نفر از شکارچیان اسلحه‌های‌شان را تحویل دادند و به حامیان محیط­‌زیست ملحق شدند به گونه‌­ای که خود آنها اجازه شکار به شکارچیان دیگر را نمی‌دهند و اگر گزارشی از حضور شکارجیان غیرمجاز به باویر اعلام شود و نتواند به موقع در آنجا حاضر شود، از این شکارچیان توبه کرده استفاده می‌کند و آنها در کمترین زمان در منطقه حاضر و جلوی شکار را می‌گیرند. فریدون باویر نیز همچون بسیاری از محیط­‌بانان از آسیب­‌های درگیری با شکارچیان غیرمجاز مصون نمانده است.
یک‌بار پسر جوانی اسلحه شکاری‌اش را روی سینه‌ اش
قرار داد و تهدیدش کرد که بعد از صحبت‌های باویر تسلیم شد. یک‌بار نیز وقتی پنج پسر جوان در رودخانه میمه مشغول صید غیرقانونی ماهی بودند، سعی کرد تا مانع آنها شود ولی یکی از آنها او را داخل رودخانه ‌انداخت و همگی پا به فرار گذاشتند.
فریدون باویر در سال 94 موفق به دریافت عنوان محیط‌­بان برتر کشور شد.
محیط‌­بان جهادگر حسین مولایی
حسین مولایی در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان محیط‌بان نمونه استان خراسان رضوی و محیط‌بان برتر کشوری انتخاب شد.
روستای کلاته بزرگ از توابع شهرستان تربت‌جام مملو از آهو‌های خراسانی و قوچ وحشی است؛ اما شکار بی‌رویه و غیرمجاز شکارچیان و نیز تخریب زیستگاه‌های حیوانات باعث شده بود تا این گونه‌های نادر در خطر انقراض قرار بگیرند و حتی نسل آهوی خراسانی برای مدت‌ها در دشت‌های تربت جام کمیاب شود.
حسین مولایی این فاجعه زیست­‌محیطی را برنمی‌تابد و به عنوان همیار افتخاری محیط زیست با اداره محیط‌­زیست فریمان و تربت‌­جام همکاری نمود.
بعد از چندین سال همکاری به عنوان همیار افتخاری، از سال ۱۳۸۴ به‌عنوان نیروی خدماتی به استخدام اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان خراسان رضوی در آمد. بعد از چند سال، در آزمون ویژه‌ای که برای استخدام محیط‌بانان در نظر گرفته شده بود، شرکت کرد و از سال ۱۳۹۱ به یگان حفاظت محیط‌زیست استان خراسان رضوی پیوست. تخصصش در دستگیری متخلفان از طریق رصد فضای مجازی است. در سال‌های اخیر فروش پرندگان از شاهین و عقاب گرفته تا جوجه مینا در فضای مجازی مثل اینستاگرام و دیوار بسیار زیاد شده است. به طور مثال، فردی برای یک پرنده شاهین به قیمت ۳۵ میلیون تومان و دیگری برای یک میمون به قیمت ۱۷ میلیون تومان در فضای مجازی آگهی داده است. هوبره، شاهین، عقاب و باز نیز پرطرفدارترین پرنده‌های شکاری ایران برای قاچاق هستند که در مواردی با قیمت‌هایی نجومی بین ۱ تا ۲ میلیارد تومان به فروش می‌رسند. مولایی در همکاری با پلیس امنیت، از طریق رصد تصاویر منتشر شده در فضای مجازی، متخلفانی را که اقدام به شکار پرندگان کرده‌اند، شناسایی و دستگیر می‌کنند.
این محیط­‌بان نمونه در مورد خطرات جانی و سختی­های مافوق­‌تصور کارش می‌­گوید: «بار‌ها خودم و خانواده‌ام تهدید به مرگ شده‌ایم؛ یک بار شکارچیان تعقیبم کردند و اتومبیلم را درخانه به آتش کشیدند. بعضی اوقات به دلیل کمبود نیرو، ۱۰ روز زن و بچه‌ام را ندیده‌ام، حتی نتوانسته‌ام با آنها صحبت کنم، چون در جایی مأموریت بوده‌­ام که آنتن گوشی همراه هم نداشته است.وقت‌هایی در هنگام مأموریت چنان با موتور بر زمین خورده‌ام که دست و پایم شکسته است.یکبار در درگیری‌ها، دوربین اسلحه کلاشنیکف به پیشانیم برخورد کرد و سرم را شکافت. تجهیزات پزشکی نداشتیم که سرم را یک بانداژ ساده کنند. آخر سر هم خونریزی را با یخ داخل دریاچه بند آوردیم؛ زخمی که پس از بازگشت از مأموریت، ده تا بخیه خورد... محیط‌بانی کار هرکسی نیست؛ این‌جاست که می‌گویم باید عاشق طبیعت باشید وگرنه سختی‌های کار محیط‌بانی واقعاً آزاردهنده است.»
محیط­‌بان جهادگر محسن خاکساری
محسن خاکساری بیش از ۲۰ سال در مناطق حفاظت‌شده خدمت کرده است. سال‌ها در منطقه خانگرمز و چند سالی هم در منطقه نهاوند بوده است.
آقای خاکساری در مورد اهمیت و جایگاهِ شغل محیط‌بانی می­‌گوید: «محیط‌بان کسی است که از شکار و کشتن حیوانات و آلودگی محیط‌زیست جلوگیری می‌کند. او باوجود کمبودها و مشکلات معیشتی و سختی کار، کارش را ادامه می‌دهد؛ فردی که مدت‌ها به‌‌دور از خانواده‌ به محیط‌بانی می‌پردازد... یک محیط‌بان با وجود اینکه حفظ گونه‌های گیاهی و جانوری مناطق تحت مدیریتش را برعهده‌ دارد و سختی‌های زیادی را در این مسیر می‌کشد، جزو حداقل حقوق‌بگیران دولت است که امیدوارم فکری به حال این وضعیت بشود....هر محیط‌بان در حوزه استحفاظی خود در معرض آسیب‌ها و تهدیدهای فراوانی ازجمله درگیری با شکارچیان مسلح و حیوانات وحشی، مارگزیدگی، سقوط از کوه و... قرار می‌گیرد و تنها عشق و علاقه است که باعث می‌شود عاشقانه در حفظ گونه‌های جانوری و گیاهی و درمجموع محیط‌زیست و طبیعت تلاش کند....محیط‌بانی شغل بسیار خوب و پرهیجانی است، تنها به شرطی که علاقه باشد. امیدوارم محیط‌بانان جدید انگیزه قدیمی‌ترها را داشته باشند که اگر این نباشد نمی‌توانند شرایط دشوار را تحمل کنند. فردی که علاقه نداشته باشد نمی‌تواند در برف و سرما، کولاک و آفتاب سوزان به‌تنهایی با آن همه مشکلات منطقه را حفاظت کند.»
این محیط­‌بان باتجربه و باسابقه ماجرای تیر خوردنش را چنین تعریف می­‌کند: «۱۱ مرداد سال ۸۸ در منطقه ملوسان نهاوند با شکارچیانی برخورد کردم. ابتدا یک شکارچی را دیدم که به منطقه حیات‌وحش ما که قوچ و میش بود، تیراندازی کرد، قصدش شکار آنها بود. سریع به محل رسیدم و با اخطاری که چند تیراندازی به اطراف داشتم، سعی کردم مانع از کارش شوم که اتفاقاً او اسلحه‌اش را به نشانه تسلیم زمین ‌انداخت و من هم به سمتش رفتم؛ اما نفر دوم از پشت صخره بیرون آمد و رو‌به‌رویم قرار گرفت و در فاصله کم و آن هم سه متری با اسلحه به پایم زد. وضعیتم را که دیدم، شوک زیادی به من وارد شد و نتوانستم تکانی بخورم. آن دو شکارچی هم که کاملاً صورت خود را پوشانده بودند و تنها چشمانشان بیرون بود، به‌محض زدنم فرار کردند و من تنها ماندم... کم‌کم خونریزی شروع شد و دستمال جیبی که اکثر محیط‌بان از آن دارند را جای شلیک گلوله بستم....تقریباً دو ساعت و نیم به همین منوال گذشت تا توانستم به بچه‌ها خبر دهم خود را به آنجا برساندند. از کوه که خارجم کردند، تقریباً چهار، پنج بعدازظهر شد و بعد به بیمارستان برسم غروب شده بود... دوستدار طبیعت بودن باعث شد که محیط‌بانی را انتخاب کنم؛ حتی وقتی تیر خوردم، مرخصی دادند که در خانه بمانم و استراحت کنم اما من سرکارم حاضر شدم و فعالیت کردم.»
محیط­‌بان جهادگر جواد سلیاری
جواد سلیاری مدرک کارشناسی جنگلداری و کارشناسی ارشد محیط‌زیست دارد و از سال ۱۳۸۳ محیط‌بان بوده و بیشترین زمان کاری‌اش را در پارک ملی گلستان مهم‌ترین منطقه حفاظت‌شده کشور گذرانده است.
در زمان مدیریتش در پارک ملی گلستان توانست قوچ و میش را از ۲۸۰۰ به بالای چهار هزار و آهو را از ۲۰۰ به بالای ۴۰۰ برساند و موفق شد ۲۷۰ درصد میزان کشف جرائم را بالا ببرد و مخفیگاه‌های عجیبی پیدا کند. مثلاً مخفیگاهی در زیرزمین بود که روی آن‌یک حفره ایجاد کرده بودند و می‌توانستند تنها پای حیوان را بگیرند و پایین بکشند و نیاز به هیچ اسلحه‌ای نداشتند. داخل مخفیگاه هم همه لوازم مانند فضای مناسب، ظروف، اسلحه و حتی خوراکی مهیا بود.
یک‌بار در یک درگیری در تاریکی جنگل، شکارچی بی‌هوا چاقو از جیبش درآورد و محکم به مچ دستش زد. کار خدا بود که یک ساعت بند فلزی دستش بود که چاقو اول به آن خورد و بعد به دستش وگرنه مستقیم شاهرگش را زده بود.
جواد سلیاری خاطره شیرینش از محیط­‌بانی را چنین تعریف می­‌کند: «یک‌بار گزارش دادند که یک خرس وارد جاده شده است و به مردم حمله می‌کند... وقتی رسیدم دیدم یک نفر پای خرس را طناب بسته و می‌کشد. یکی طناب دور گردنش ‌انداخته و خرس می‌خواهد خفه شود و همه مردم هم از این صحنه و زوزه‌های خرس نیمه‌جان که از دهانش خونابه می‌آید، فیلم می‌گیرند. زیلو را روی سرش ‌انداختم و بعد دستم را روی سرش گذاشتم و حیوان آرام شد. دست و پای خرس را آرام بستیم و داخل قفس ‌انداختیم. بعد از مداوایش هم او را از محیط دور کردیم و رهایش کردیم. اول که از قفس بیرون نمی‌آمد، بعد هم که بیرون آمد از روی محبتش به ما چند متری دنبالمان راه افتاد. خیلی برایم شیرین بود.»
آرزوی آقای سلیاری که شاید آرزوی مشترک تمامی محیط‌­بانان و زبان دل­شان باشد، چنین است: «آرزو می‌کنم یک روز همه مردم خودشان یک محیط‌بان باشند و به‌جای سازمان حفاظت از محیط‌زیست بنویسیم: «سازمان محیط‌زیست» و حفظ محیط‌زیست برای همه مردم باشد، نه برای یک سازمان خاص.»