پیوند ایران و تاجیکستان/از قندپارسی تا پهپاد ابابیل
علی قربان نژاد
کشورهای جهان را میتوان از زوایای مختلفی دستهبندی کرد. کشورهایی که در رویکرد کلان سیاست خارجی با کشورمان اشتراکاتی دارند مانند کوبا. کشورهایی که اشتراکات فرهنگی و تاریخی با ما دارند نظیر ترکیه. کشورهایی که دین رشته پیوندی میان ما و آنها ایجاد کرده و نیز کشورهایی که مذهب مشترک بر آن رشته پیوند دینی افزوده و لذا رشته پیوندی قویتر تنیده شده است و...
در سطرهای بالا چند نمونه از شاخصهای مختلف را برای مثال آوردم و قطعا آنها میتوانند در طیف موضوعات گوناگونی باشند و مسایل مختلف را در برگیرند. این سطرها به عنوان مدخلی برای مبحث این متن آورده شد تا به این اشاره کنم که یکی از این شاخصها که میتواند رشته پیوندی محکم میان ما و چند کشوری که در گروه ما قرار میگیرند ایجاد کند «زبان فارسی» است. ذکر این نکته ضروری است که اگر دقت کنیم هر جا که شاخص برای دستهبندی قدرتمندتر است به همان نسبت کشورهایی که هم گروه با ما قرار میگیرند نیز به مراتب کمتر میشوند و لذا توجه بیشتر به همین چند کشور باقی مانده ضروری است و اما بعد....
سفر اخیر رئیسستاد کل نیروهای مسلح کشورمان سردار سرلشکر «محمد باقری» به تاجیکستان مورد توجه رسانههای مهم بینالمللی قرار گرفت. رسانههای دشمنان نیز به موضوع به صورت دقیقتر پرداختند چنانکه شبکه «آی 24» رژیم صهیونیستی با حضور یک کارشناس به این سفر و اهداف آن پرداخت. هدف از سفر سرلشکر باقری به تاجیکستان افتتاح خط تولید پهپاد تمام ایرانی «ابابیل2» در این کشور بود. پهپادهای سری ابابیل پرندههایی هستند که در مدلهای شناسایی، شناسایی – رزمی و انتحاری تا کنون تولید شدهاند و میتوان ابابیل را جزو اولین پهپادهایی که در کشورمان طراحی و تولید شده معرفی کرد. شهرت ابابیل2 به خاطر اولین فیلم از پرواز پهپادی ایرانی بر فراز ناو هواپیمابر-رزمی آمریکایی «وینسنس» در خلیجفارس و تنگه هرمز بود که 10سال پیش تصاویر گرفته شده از عرشه این ناو توسط این پرنده ایرانی منتشر شد. ماجرایی که یکی از شاهکارهای عملیاتی این پرنده بوده و باعث معروفیت بیش از پیش آن در محافل رسانهای دنیا شد. تصویر برداری از ناو فوق مدرن آمریکایی آن هم در حالی که خود آنها پیش از انتشار تصاویر آن را انکار میکردند شگفتیآفرین شد. ابابیل نخستین تقابل و رویارویی میان پرندههای ایرانی و تسلیحات آمریکایی را به سود ایران به پایان رساند.
سرادر باقری در سفر خود به دوشنبه در 27 اردیبهشت 1401 با «امامعلی رحمان» رئیسجمهور تاجیکستان دیدار و گفت وگو کرد. امامعلی رحمان در این دیدار به سردار باقری گفت: «ریشههای تاریخی یکسان و زبان مشترک، شرایط بیبدیلی را برای توسعه بیش از پیش مناسبات اعم از دفاعی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میان دو کشور فراهم آورده است.»
این متن قصد دارد تا در لایههای پنهان اهمیت سفر اخیر رئیسستادکل نیروهای مسلح کشورمان، سردار سرلشکر «محمد باقری» به تاجیکستان جستوجو کند. لازم است ابتدا به اهمیت این شاخص با اشاراتی که در گنجایش حوصله این متن باشد پی ببریم.
شاید در میان متفکران سدههای اخیر کسی «زبان» را چنان که شایسته اهمیت آن باشد مانند «مارتینهایدگر» توصیف نکرده آن هم در موجزترین شکل. این فیلسوف آلمانی در مصاحبهای با یک خبرنگار ژاپنی که بعدا به صورت رسالهای منتشر شد گفته است: «زبان خانه وجود است.» یکی دیگر از بزرگترین متفکران و فیلسوفان قرن بیستم «لودويگ ويتگنشتاين» مرزهاي جهان انسان را با مرزهاي زبان او يكسان دانسته است.
یکی دیگر از راههای پی بردن به اهمیت زبان، سفر به تاریخ (سدههای اخیر) است. چنان که اگر بنگریم استعمارگران به مدد عناصر خود در جامعه هدف که اصطلاحا روشنفکر خوانده میشدهاند پروژه تغییر رسم الخط و یا حتی زبان رایج را در کشورهایی مثل ایران و ترکیه و شبه قاره هند کلید زدند. در ترکیه به دلایلی که ذکر آن در محدوده این متن نیست موفق شدند اما در ایران نه. این موضوع را در مورد سرزمین گستردهای به نام شبه قاره هند با هدف کنار زدن زبان فارسی به کار بردند که بسیار تاسف انگیز است.
در آغازین ماه 1398 بود که «عمران خان» نخستوزیر سابق پاکستان (که بعدا با توطئه دستگاه اطلاعاتی آمریکا برکنار شد) در سفری به تهران به نکتهای بسیار مهم اشاره کرد. این نخستوزیر سابق پاکستان که دوستدار فرهنگ و زبان فارسی نیز هست گفته بود: «اگر انگلیسیها در قرن نوزدهم به هند نیامده بودند، نیازی به مترجم نداشتیم, همه ما به فارسی صحبت میکردیم. فارسی برای ششصد سال زبان رسمی در هند بود...»
عمران خان عدد 600سال را ذکر کرده بود و این حداقل زمانی است که فارسی در شبه قاره هند (که امروزه شامل کشورهای هندوستان، پاکستان، منطقه مورد مناقشه کشمیر، نپال و بنگلادش است) به عنوان مهمترین زبان رایج جلوههایی زیبا آفرید که نمونههای آن را امروزه میتوانیم در کتابهای مختلف تذکره که در مورد شعرای این منطقه نوشته شده ببینیم. در آن روزگاران دانستن زبان فارسی و شعر سرودن به این زبان برای هر فردی در شبه قاره هند فخری محسوب میشده است. این بیت از شعر حافظ نیز گویای این موضوع و نشان دهنده علاقهمندی مردمان شبه قاره به زبان فارسی است: «شکّرشکن شوند همه طوطیان هند / زین قند پارسی که به بنگاله میرود» بنگاله منطقهای در شبه قاره هند است که امروزه بخشی از آن در شمار سرزمین هند و بخشی دیگر آن در مرزهای بنگلادش واقع شده است. روباه پیر که در 4–5 قرن اخیر لطمات بسیاری به کشورمان و عمق راهبردی آن وارد کرده در این فقره هم دست به کار میشود و برنامهای را پی ریزی میکنند تا طی چند دهه به کلی زبان فارسی را در شبه قاره هند ریشهکن کنند. حال سؤال این است که هم زبان بودن ما با مردمان شبه قاره هند (که جمعیت بسیار زیادی هم دارد) چه اثراتی ممکن بود داشته باشد؟! برای رسیدن به پاسخ باید نگاهی به اتفاقی در همین اواخر بیندازیم.
شهریور ماه 1400 بود که در جریان یک کنفرانس خبری سه جانبه میان سران آمریکا، انگلیس و استرالیا انعقاد یک معاهده مهم نظامی اطلاعرسانی شد. این معاهده نظامی را میتوان سرآغاز عصری جدید نامید که در آن معیارهای همگرایی و واگرایی نسبت به عصر یکه تازی «ناتو» تغییرات محسوسی خواهد داشت.
اینکه محتوای این معاهده چیست در این بحث کمک چندانی به ما نمیکند اما به طور خلاصه میتوان گفت که استرالیا از سالهای قبل قول و قرارهایی را با فرانسه برای ساخت زیردریایی اتمی پی ریزی کرده بود که ناگهان در کنفرانس خبری مذکور فرانسه فهمید از این پروژه کنار گذاشته شده و به جای او آمریکا قرار گرفته و نقش انگلیس هم در نسبت با استرالیا نقش سرپرست با فرزندخوانده است. در هیاهویی که پس از رسانهای شدن معاهده جدید استرالیا با آمریکا و انگلیس به راه افتاد بیشتر این دو نکته مورد توجه قرار گرفت:
الف: تلاش آمریکا برای سد کردن راه چین در مسیر ابرقدرتی جهان و نفوذ به مناطق نزدیکتر به چین.
ب: عصبانیت شدید فرانسه از اینکه چطور در روز روشن توسط دو کشور دیگر عضو ناتو دور زده شده و از یک قرارداد پر منفعت کنارش گذاشتهاند.
بیشتر تحلیلها پیرامون این دو نکته و یا در اطراف این دو نکته و رقابت آمریکا و چین بود. در این بین اما یک نکته بسیار بسیار مهم وجود داشت که به نسبت اهمیت آن مغفول واقع شد. شکلگیری اتحادی جدید با محوریت «زبان» نکتهای قابل تامل است. مقامات 3کشور انگلیسی زبان آمریکا، انگلیس و استرالیا وقتی در یک کنفرانس خبری با هم شرکت میکنند برای مخاطبان عادی اخبار هم ممکن است این برداشت حاصل شود که گویی سه عضو یک خاندان در کنار هم قرار
گرفتهاند.
زبان را اگر به قول هایدگر به عنوان «خانه وجود» بپذیریم آن وقت افراد هم زبان را باید «هم خانه» بنامیم و انگلیسیها که در مکر و حیله کارنامهای طولانی دارند به خوبی به این نکته پی بردهاند که هم زبانی مقدمهای میشود برای همدلی و اتحاد. هم زبانی فهم مشترک از مسایل را به وجود میآورد. انگلیس به این نکته پی برده بود که اتحاد با همخانه محکمتر و پایدارتر خواهد بود به نسبت اتحادی براساس جغرافیا و حدود مرزهای یک کشور (که معلوم میکند در کدام قاره قرار گرفته) بر همین اساس هم هست که تکاپوی انگلیس برای خروج از ناتو و شکلدهی به اتحاد یا اتحادهایی با معیارهای محکمتر را دیدیم و به گمانم در آینده نیز خواهیم دید.
در سنت سیاست ورزی غرب از گذشته دور یعنی از دوره یونان فیلسوف و گفتمان تولید شده توسط او اهمیت بسیار زیادی داشت و اروپاییها و به خصوص کشورهایی نظیر انگلیس و یا فرانسه که در استعمار کارنامهای بسیار سیاه دارند پس از رنسانس بار دیگر توجه به این سنت را مد نظر قرار دادند. بر همین اساس اصلا بعید نیست که آنها با نگاهی چنین عمیق به موضوع زبان و پیوندهایی که میتواند پیرامون آن ایجاد شود دست به کار حذف زبان فارسی از شبه قاره هند شده باشند و در کشور خودمان نیز با پیشانداختن عروسکهای شان (طیف موسوم به روشنفکر) در تلاش بودند تا دستکم رسم الخط فارسی را در ایران تغییر دهند که خوشبختانه موفق نشدند.
آنچه گفته شد به این معناست که روباه پیر بیدلیل نیست که در شبکه فارسی زبان «بیبیسی» تنها نگاهش را به کشور ایران و ایرانیان محدود نکرده است. به راستی چرا آنها به مردمان افغانستان و تاجیکستان نیز چشم دجال منشی خود را دوختهاند؟! مگر نه اینکه آنها میخواهند با اثرگذاری بر مردم ایران نظامی را که پس از انقلاب اسلامی 1357 روی کار آمده یا براندازند یا چنان آن را دچار دگرگونی سازند که هیچ نشانی از اهداف انقلاب در آن نماند؟ پس دیگر نگاه آنها به مردم افغانستان و حتی تاجیکستان (به طور کلی فارسی زبانها) برای چیست؟
آری آنها این هم زبانی را فرصتی بینظیر میدانند که از دل آن سربلندی و عظمت مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان بیرون میآید. به همین واسطه آنها دائم در تکاپو هستند تا با فرصتطلبی و سوءاستفاده از برخی حوادث این 3ملت فارسی زبان را از این فرصت دور سازند. بنابراین بر ماست که به هر طریقی این دیدگاه را در میان مردمان این 3سرزمین ترویج کنیم که زبان فارسی محوری ارزشمند است که به 3ملت اتحاد، همبستگی، اعتماد به نفس، حس غرور و خودباوری و... میبخشد و دیگر اینکه زبان خانه وجود است و هم زبانهای با ما هم خانههای ما هستند.
اقدام ستادکل نیروهای مسلح و سرلشکر باقری در نزدیک کردن همکاریهای نظامی و دفاعی میان دو ملت برادر یعنی ایران و تاجیکستان کاری بسیار ارزشمند است که در عرصههای دیگر نیز باید ادامه یابد. به طور قطعا ابابیلهایی که در زبان فارسی لانه دارند دشمنان مردمان ایران، تاجیکستان و افغانستان را تهدید خواهند کرد.