کد خبر: ۲۴۲۳۴۴
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۲

از امنیت نظامی تا امنیت غذایی(نگاه)

 
 
 
 سید محمد امین‌آبادی
در دوران جنگ سرد تلقی و تعریف دولت‌ها از امنیت عموماً به امنیت نظامی محدود می‌شد. بر این اساس تصور بر این بود که اساسی‌ترین انگیزه‌ای که دولت‌ها را به حرکت وا می‌دارد انگیزه بقا است و بقای کشورها نیز تنها از طریق قابلیت نظامی خودی تامین و توسط قابلیت‌های نظامی دولت‌های متخاصم تهدید می‌شود. به همین دلیل مهم‌ترین توصیه رئالیست‌ها به دولت‌ها برای تامین امنیت، سرمایه‌گذاری گسترده روی توان نظامی بود. به گفته رئالیست‌ها امنیت رابطه مستقیمی با قابلیت‌های سخت‌افزاری قدرت داشت. سقوط امپراطوری شوروی با چند هزار بمب هسته‌ای و قدرت نظامی ویرانگر این انگاره رئالیستی را به طور کلی فروریخت و زمینه را برای رشد سایر پارادایم‌ها که امنیت را چندوجهی و چند بعدی می‌دیدند فراهم کرد. «بری بوزان» و همکارانش در مکتب «کپنهاگ» از پیشروان بسط مفهوم امنیت و ناامنی به حوزه‌های سیاسی، اقتصادی‌، اجتماعی و زیست‌محیطی بودند. البته توسعه مفهوم امنیت به سایر حوزه‌ها منتقدان خود را نیز دارد. «استفان والت» از منتقدان مفهوم گسترش‌یافته امنیت می‌گوید اگر این مفهوم گسترده شود بی‌معنی خواهد بود‌، به‌گونه‌ای که در واقع هر چیزی می‌تواند به‌عنوان یک موضوع امنیتی مطرح شود. به عقیده وی اگر همه موضوعات را بتوان امنیتی کرد ممکن است امنیت حالت استثنایی خود را از دست بدهد. به نظر او «طرح و گنجاندن موضوعات غیرنظامی در دستور کار امنیتی انسجام فکری و نظری این رشته مطالعاتی را از بین می‌برد. موضوعات دیگر ممکن است مسائل مهمی باشند ولی این ویژگی به تنهایی آنها را به صورت تهدیدات امنیتی در نمی‌آورد». عدم توجه به فرد نیز توجه منتقدین دیگری را به خود جلب کرده است «کن بوث» می‌گوید «در بخش اعظم تحلیل‌های امنیتی بوزان به اثراتی که مسائل مورد بحث بر انسان‌های واقعی می‌گذارد پرداخته نمی‌شود به نظر وی افراد باید به موضوع امنیت تبدیل شوند.»
با این وجود جنگ اوکراین مهر اثباتی بر دیدگاه «بوزان» و کسانی زد که امنیت را چند بعدی می‌بینند و در کنار امنیت نظامی، به امنیت اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی نیز توجه دارند. این جنگ نشان داد که دولت‌ها باید نگاه همه‌جانبه‌ای به مفهوم امنیت داشته باشند. دولتی که تنها به امنیت اقتصادی، یا نظامی یا زیست‌محیطی می‌پردازد به‌طور قطع و یقین در شرایط بحرانی به‌شدت آسیب‌پذیر خواهد بود.
به‌عنوان مثال جنگ اوکراین تاثیر بسیار شدیدی روی امنیت غذایی در جهان گذاشته است به‌طوری که بسیاری از کارشناسان و حتی مقامات سازمان ملل از خطر بروز قحطی گسترده در جهان سخن می‌گویند. بنابر تعریف سازمان ملل امنیت غذایی به معنای دسترسی آحاد مردم به غذای کافی است. در نقطه مقابل، ناامنی غذایی وجود دارد. ناامنی غذایی زمانی اتفاق می‌افتد که یک فرد یا یک خانواده دسترسی مناسب به مواد غذایی با کیفیت برای حفظ سبک زندگی سالم نداشته باشد. گزارش سازمان ملل که در اواسط سال ۲۰۲۱ منتشر شد‌، نشان می‌دهد که بین ۷۲۰ تا ۸۱۱ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰ ناامنی غذایی را تجربه کرده‌اند. این آمارها به دنبال جنگ اوکراین افزایش شدیدی داشته است. به‌دنبال بروز جنگ اوکراین در فوریه 2022 (اسفند 1400) قیمت جهانی مواد غذایی در مارس ۲۰۲۲ (اسفند1400- فروردین 1401) با سریع‌ترین سرعت ممکن افزایش یافت. روسیه همراه با اوکراین 25 درصد از صادرات جهانی گندم، ۸۰ درصد از صادرات روغن آفتابگردان و ۱۹ درصد از صادرات ذرت جهان را به خود اختصاص داده‌اند. از طرف دیگر آمارهای صادراتی محصولات غذایی این کشور نشان می‌دهد غرب آسیا و آفریقا مقصد ۷۰ درصد از صادرات گندم روسیه بوده است و این وضعیت زنگ‌ها را برای بروز قحطی در این دو منطقه به صدا درآورده است. «دیوید مالپاس» رئیس‌بانک جهانی هفته گذشته در حاشیه نشست وزرای توسعه گروه هفت گفته بود: «در نتیجه این جنگ، وضعیت جهانی غذا به طور چشمگیری بدتر شده و بدترین قحطی از زمان جنگ جهانی دوم در راه است.» نشریه اقتصادی «اکونومیست» نیز در شماره هفته گذشته خود عکس روی جلدش را به همین موضوع اختصاص داده و نوشته بود: «فاجعه غذایی در راه است».
هشدارها درباره وقوع فاجعه غذایی در جهان که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بی‌سابقه بوده است به خوبی ضرورت نگاه چندبعدی و همه‌جانبه را به مقوله امنیت اثبات می‌کند. یک ضرب‌المثل مشهور می‌گوید «تمدن فقط به ‌اندازه 9 وعده غذایی با آنارشی فاصله دارد.» در صورتی که دولت‌ها نتوانند پاسخی به این ناامنی غذایی پیدا کنند احتمال تبدیل این قحطی به آشوب‌های داخلی در مناطق بحرانی نیز دور از انتظار نخواهد بود.