ساختار انتخاباتی مشکلساز لبنان (نگاه)
امینالاسلام تهرانی
در انتخابات پارلمانی امسال لبنان ۷۱۸ نفر در قالب ۱۰۳ فهرست برای کسب ۱۲۸ کرسی پارلمان با یکدیگر رقابت کردند. هر چند ائتلاف جریان مقاومت در این انتخابات با ۶۲ کرسی همچنان اکثریت عددی تعداد کرسیهای پارلمانی را در اختیار دارد اما این اکثریت همچون مجلس گذشته مطلق نیست. بر این اساس ائتلاف جریان ۱۴ مارس جمعا ۵۵ کرسی از مجموع ۱۲۸ کرسی پارلمان را به خود اختصاص داده و ۱۱ کرسی هم به جریان نوظهور تغییر اختصاص یافته است. چنانکه سیدحسن نصرالله تأکید کرد: «هیچ گروه سیاسیای در کشور نیست که بتواند ادعا کند اکثریت پارلمانی از آنهاست. تاکنون تمام افراد مورد احترام و منطقی چنین ادعایی نکردهاند. ما امروز در برابر مجموعهای از فراکسیونهای پارلمانی و احزاب سیاسی و نمایندگان جدید و مستقل قرار داریم که شاید مصلحت لبنان و مردم کشور در همین چیزی بوده که رخ داده و در اینکه نه این گروه و نه آن گروه اکثریت را به دست نیاوردند.» به اعتقاد محافل سیاسی چنانکه دبیرکل حزبالله لبنان بر آن تأکید کرد، پیام اصلی این انتخابات شکست تلاش چهارساله جریان غربی- عربی برای فاصله انداختن میان محور مقاومت با پایگاه مردمی آن است. محور آمریکایی- سعودی با اتکا به نتایج این انتخابات تلاش میکند با بحرانسازی داخلی برای حزبالله، مقاومت را درگیر مسائل داخلی کند. باید توجه کرد که نمایندگان حزبالله بیشترین رأی را آوردند.
اما دبیرکل حزبالله در سخنان خود پس از انتخابات به نکتهای دیگر نیز اشاره کرد. دبیرکل حزبالله گفت: «اکنون مغالطه، خلط میزان محبوبیت مردمی و تعداد نمایندگان است. این در لبنان نادرست است زیرا نظام انتخاباتی و سیاسی فرقهای است و بدتر آنکه تقسیمبندی حوزههای انتخاباتی براساس یک معیار علمی نبوده و حتی معیاری نیز برای توزیع وجود ندارد. توزیع حوزههای انتخاباتی به شیوهای غیرعلمی صورت گرفته چراکه براساس منافع برخی سران سیاسی بریده و به یکدیگر چسبانده شده است. میتوان گفت که تعداد نمایندگان هر حزبی تنها در یک حالت نشاندهنده گزینهها و اراده مردمی است و آن این است که قانون انتخابات بر پایه یک حوزه انتخاباتی واحد، خارج از محدودیت فرقهای و با حضور نسبی باشد و افراد بالای هجده سال بتوانند رأی دهند. نظام فعلی انتخابات، عادلانه نیست چون یک نفر با ۵۰۰ رأی ممکن است کرسی پارلمان را به دست بیاورد در حالی که دیگران با هزاران رأی نتوانند به پارلمان برسند. خواستار تغییر این قانون هستیم.» باید توجه کرد که لبنان چند وقتی است که زایشگاه مشکلات است. از هر مشکل، مشکلی دیگر تولد میکند و ریسمانی نامرئی مشکلات باربط و بیربط را به هم متصل میکند و از آن تار عنکبوتی را میسازد که هر که را واردش شود، گرفتار خود میکند. دولتهای ائتلافیِ قومی- قبیلهای که به جای پیگیری مصالح ملی پیگیر مصالح قوم و قبیله خود هستند، توانایی شکافتن این تار و بهبود اوضاع را ندارند. اینها بهجای حل مسائل متمرکز بر وارونهسازی حقایقاند، از این رو نه تنها مسائل را حل نمیکنند بلکه باعث افزونی آن میشوند. سید «حسن نصرالله» تأکید دارد: «حزبالله مدافع منافع ملت لبنان است»، اما تا وقتی همه گروههای لبنانی بر سر «منافع ملی لبنان» اجماع نکنند، نتیجهای حاصل نمیشود، البته خود این امر هم مبتنی بر داشتن تعریف روشنی از «منافع ملی» است.