کارکرد تربیتی در ورزش چیزی در حد «صفر» است
سرویس ورزشی-
بر خلاف تبلیغات و القائات کاملا هدفدار کسانی که از طریق شلختگی در ورزش ما به نان و نوایی حسابی رسیده و صاحب قلم و رسانه و شوهای تلویزیونی و سایت و خبرگزاری و... شدهاند، این اتفاق در حرفهایترین سطح ورزش رخ میدهد و بنابر شواهد، باشگاهها و تیمهای بزرگ و مشهور و صددرصد حرفهای در کنار رقابتهای داغ و مهیج و توجه به مسائل کیفی و فنی و حساسیت روی کاروبار مالی و اقتصادی باشگاه و تیمهای خود، روی مسائل تربیتی و اخلاقی و... حساس هستند وهمانطور که سعی میکنند از حیث فنی در مصاف با رقیبان موفق ظاهر شوند و از لحاظ مالی با ضرر مواجه نشوند و دخل و خرج باشگاه منظم باشد، روی مسائل تربیتی و اخلاقی بازیکنان و حفظ پرستیژ و اعتبار باشگاهی خود هم سخت حساس و مراقب هستند.
تقریبا هفتهای نیست که خبری به دست ما نرسد که به صحت نوشته بالا شهادت دهد. برای اینکه بحث از حالت انتزاعی و تئوریک صرف خارج شود، در ادامه نمونهای که همین چند روز پیش، در یکی از حرفهایترین و مشهورترین باشگاههای دنیا اتفاق افتاده، میآوریم.
چند روز پیش در جریان دیدار تیمهای بایرن مونیخ و آرمینیابیلهفلد وقتی بازیکن بایرن مونیخ (تانگوی نیانزو) برسر تصاحب یک توپ با خشونت به روی بازیکن حریف مرتکب خطا شد به شکلی که بازیکن مصدوم کارش به بیمارستان کشید، سرمربی بایرن(ناگلزمان) فوری بازیکن خشن را از زمین بیرون کشید. او در پایان در نشست خبری در جمع نمایندگان رسانه با عصبانیت و به شدت به رفتار و برخورد خطرناک بازیکن خود حمله و او را به یک «خوک خشن» تشبیه کرد. وی با بردن نام چند بازیکن که در اروپا به خشونت و بداخلاقی معروف هستند، گفت: «بازیکن حق ندارد در حالی که نشان بایرن مونیخ را بر سینه دارد رفتارهایی مشابه بازیکنان بد اخلاق و بیکلاس داشته باشد. بایرن مونیخ یک تیم با کلاس است و ما به شدت از اعتبار و ارزشهای آن دفاع میکنیم.»
فکر میکنیم با توجه به توضیحاتی که بالاتر آوردیم و آنچه خود مربی بایرن بر زبان آورده و رسانهای هم شده و در سرتاسر دنیا هم انتشار یافته، نیاز به هیچ توضیحی نباشد.
وقتی با اینطور اخبار و اظهارات و رفتارها برخورد میکنیم ناخودآگاه این سؤال در ذهن راه مییابد که راستی ما کجای کاریم؟ دستاندرکاران ورزش ما به کجا میروند؟ رسانههای ما و این تلویزیون به چه کار و برنامههایی مشغول هستند؟ اگر اسم این، حرفه ایگری است پس آنچه ما به اسم حرفه ایگری در ورزش و فوتبال خود به آن دچار شدهایم، چه نام دارد؟ همانطور که پیش از این بارها اشاره کردهایم، متاسفانه ورزش ما گرفتار نااهلان و جریانات و عناصر ناسالم و بعضا مفسد است. آنها خیلی جاها به فرمایش قرآن کریم، بر تن حق و حقیقت لباس باطل میپوشانند، به تحریف حقایق و واقعیات دست میزنند، در حالی که اشتباه هم نمیکنند و خوب میدانند دارند به عمد و غرض چه بر سر ورزش و افکار واذهان علاقهمندان ورزش میآورند.» لاتلبسو الحق بالباطل و تکتموا الحق، انتم تعلمون» (بقره/۴۲).
این افراد و عناصر که خود بویی از تربیت نبردهاند اصلا کارکرد تربیتی ورزش را به رسمیت نمیشناسند و با ابزار و امکانات وسیعی که در اختیار دارند، بیتربیتی و حرمتشکنی و هرهریمسلکی و بداخلاقی و حتی گاه با بیشرمی، فحشا را تبلیغ میکنند و سعی دارند قبحشکنی کنند و این مسائل را امری عادی و طبیعی جلوه دهند که در ورزش حرفهای دنیا کاملا حل شده است و کسانی هم که در داخل نسبت به این مسائل حساس هستند و سختگیری میکنند آدمهای سنتی (رویشان نمیشود بگویند عقب مانده!) هستند که از واقعیات روز ورزش دنیا غافل و دور هستند! اما البته وقتی خبر برخورد تربیتی مربی بایرن مونیخ به گوش دنیا میرسد کاملا روشن میشود چه کسانی با همه ادعاهایی که دارند و اداهایی که در میآورند از واقعیات ورزش روز دنیا بیاطلاع هستند و در حالت از مرحله پرتی عمدی به سر میبرند و چه کسانی اتفاقا حرفهای اصولیشان با ارزشهای رایج در ورزش حرفهای همخوانی دارد.
حالا یک نمونه و مثال دیگر که باز در همین چند روز پیش در یکی از حرفهای ترین و معروف ترین تیمهای دنیا اتفاق افتاد: وقتی هفته پیش
«لوپن کورزاوا»، مدافع با تجربه و قدیمی تیم پاریسنژرمن ۱۵ دقیقه دیر به تمرین این تیم رسید با درهای بسته مواجه شد. مسئولان تیم با درخواست او برای باز کردن در و حضور وی در تمرین(به خاطر تاخیر) موافقت نکردند و او مجبور شد محل را ترک کند و روانه منزل شود. ورزش یعنی نظم و انضباط، یعنی رعایت دیسیپلین و مقررات. اینها نباشد بهترین بازیکن هم که باشی، با تجربهترین هم که باشی، تنبیه میشوی.
این هم یک قانون دیگر ورزش حرفهای است که هرجا حرفهایگری را جدی گرفته باشند، آن را بیشتر رعایت میکنند و آنجا هم که حرفه ایگری مثل خیلی چیزهای دیگر فقط دکانی است که عدهای از آن سوءاستفاده و منافع و جیب و سفر و پست خود را تامین میکنند، اصلا رعایت نمیکنند و برعکس روی این اصول و ارزشها به راحتی پا میگذارند و اگر احیانا باشگاه یا مربی بخت برگشتهای خواست به اصول وفادار باشد، قلمها و بلندگوهای اجیر شده، از بازیکن خاطی و بیانضباط جانانه حمایت میکنند، پوسترش را چاپ میکنند، جشن تولدش را در صفحه اول و تیتر اول خود میآورند و آن مربی بیچاره را که خواسته از پرستیژ تیم و احترام باشگاه دفاع کند، سکه یک پول میکنند و شرایط عزل و برکناریاش را فراهم میآورند.
با این همه و علیرغم هیاهوی نابکاران فرصتطلب و سودپرستان صاحب رسانه و قلم و پست و... آنهایی که ورزش را به خاطر زیباییها و جذابیتها و کارکردهای مثبت آن دوست دارند خوب میدانند که یکی از مهمترین کارکردهای ورزش، کارکرد تربیتی و انسانسازی است. ورزشی که این کارکرد خود را از دست بدهد یا آن را معطل بگذارد و مدیران و برنامهریزان آن کودکانه فقط به دنبال نتیجه و صعود به جام جهانی و کسب مدال به هر قیمتی باشند، از نظر آنها پشیزی ارزش ندارد، حتی اگر مثلا فوتبال- آن هم به فرض محال- قهرمان جهان شود...