محورهای کلی طرح خودسازی(پرسش و پاسخ)
پرسش:
خودسازی و تهذیب نفس که ابعاد گستردهای در بعد نظری و عملی دارد، چگونه در یک طرح کلی رفتاری و قابل حصول در کمترین زمان امکانپذیر است؟
پاسخ:
اهمیت نقش عمل در خودسازی
همیشه انسان با نشستن و بحث کردن، و به وسیله الفاظ، معانی و مفاهیم را در ذهن انباشته کردن و امثال این کارها، نمیتواند خودش را تهذیب و آدم کند. عمده مسئله این است که تصمیم بگیرد و به آنچه فرا گرفته است عمل کند. نشستن و تئوریهایی را تحویل دادن، یا از طرفی آموختن، موجب نمیشود انسان از بیماریهای خود نجات پیدا کند. بحثهای خودسازی را اخلاقی که مطرح میشود، درست مانند بحثهایی است که در ارتباط با مزاج طبیعی انسان مطرح میشود، اول انسان مرض را مشخص میکند، و علائم و نشانههای آن را میگوید، و سپس راه معالجه آن را مطرح میکند. اما با اینکه انسان نام مرضی را یاد بگیرد و علائم آن را هم شناسایی کند، بعد برای اینکه از آن مرض بهبودی پیدا کند، دستورالعملی را هم یاد بگیرد و آن را یادداشت کند و کناری بگذارد، آن موجب میشود که بیماری انسان برطرف شود؟ نه این طور نیست! مسئله مهم آن است که انسان عمل کند. عمل چیزی است که در مکتبهای الهی روی آن خیلی تکیه شده است. آنچه که انسان را میسازد عمل است نه لفظ و مفاهیم زندگی. ما باید به این آموزههای عقلانی و وحیانی عمل کنیم، و تا عمل نکنیم، از آن فضایل انسانی محروم هستیم و همیشه دست به گریبان رذایل حیوانی خودمان خواهیم بود.
محورهای کلان طرح خودسازی
مبنای این طرح روایتی است از امام باقر(ع) در اصول کافی که به نقل از پیامبر اکرم(ص) میفرماید: پیامبر گرامی(ص) فرموده است: سه خصلت و حالت روحی است که اگر در انسان باشد، انسان در روزی که سایهای جز سایه عرش خدا نیست، در سایه عرش خدا قرار میگیرد (در روز قیامت).
1- با مردم همانگونه باش که دوست داری با تو باشند
این یک دستورالعمل کلی بسیار زیبا است، و از آن حکایت میکند که ریشه فضایل اخلاقی در نهاد انسان است. دلیلش این است که در ارتباط با مردم ، چطور فکر میکنیم؟ این فکر از همان ریشههای اخلاقی که در نهاد ما است نشأت میگیرد. به من دروغ نگو! به من تهمت نزن! از من غیبت نکن! امانت مرا به خوبی حفظ کن و به موقع به من برگردان! به مال، آبرو، جان و ناموس من تجاوز نکن!و... همه اینها مطالیاتی است که از مردم داریم. حضرت در گام اول میفرماید: همین انتظارات و توقعاتی که از دیگران در رابطه با خودت داری، دقیقا خودت هم با دیگران همینگونه باش!
2- هر قدمی که برمیداری برای رضای خدا باشد
محور یا گام دوم این است که انسان قدمی به جلو برندارد، یعنی فعل و عملی را انجام ندهد و یا قدمی به عقب برنگردد و فعل و عملی را ترک نکند، مگر اینکه بداند در این انجام عمل یا ترک فعل رضای خدا وجود دارد. اگر بخواهیم بفهمیم رضای الهی در یک عملی هست یا خیر؟ باید به آموزههای وحیانی مکتب اسلام مراجعه کنیم، و ببینیم که این عمل مشروع و تجویز شده است یا نه؟ اگر تجویز شده یعنی رضای خدا در آن است و اگر جواز شرعی ندارد، پس حرام است و ترکش کن چون گناه است!
3- پاکسازی خود قبل از عیبجویی از دیگران
خصلت سوم این است که انسان نسبت به برادر مومن و مسلمانش عیبگیری نکند، مگر اینکه قبلا آن عیب را از خودش دور و برطرف کرده باشد. در پایان روایت آمده است: این را بدان که هر عیبی را که از خودت برطرف کردی، بلافاصله متوجه عیب دیگری در خودت میشوی. اگر یک رذیله اخلاقی را از خودت دور کردی، به رذیله دیگری که در خودت هست متوجه میشوی. بنابراین خودسازی اینطوری است که انسان هرچه رذیله از خودش برطرف کند، دیدش نسبت به خودش بیناتر میشود و دیگر به این نمیرسد که عیب دیگران را مطرح کند!
(وسایل الشیعه، ج 15، ص 288)