چــرا روزه میگیریــم؟
قرآن در باب روزه مىفرماید:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ( بقره/ 183 ) ؛ اى مردم باايمان، براى شما روزه فرض شده است همچنانكه براى پيشينيان شما فرض شده بود،
چرا؟ قرآن فلسفه را هم ذكر مىكند:
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ: براى اينكه در شما روح تقوا و ملكه تقوا پيدا بشود.
ملكه تقوا يعنى چه؟ يعنى تسلط بر نفس.
تسلط بر نفس همان است كه امام صادق(ع)فرمود: ربوبيت (الْعُبُوديّةُ جوهَرهًْ كُنْهُهَا الرُّبوبيَّهًْ) (مصباح الشريعهًْ: ص 536)
پس اگر ما ماه رمضانى را گذرانديم، شبهاى احيايى را گذرانديم، روزه هاى متوالى را گذرانديم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس كرديم كه بر شهوات خودمان بيش از پيش از ماه رمضان مسلّط هستيم،بر عصبانيت خودمان از سابق بيشتر مسلّط هستيم، بر چشم خودمان بيشتر مسلّط هستيم، بر زبان خودمان بيشتر مسلّط هستيم،بر اعضا و جوارح خودمان بيشتر مسلّط هستيم و بالاخره بر نفس خودمان بيشتر مسلّط هستيم و مىتوانيم جلو نفس امّاره را بگيريم، اين علامت قبولى روزه ماست.
...اگر انسان در ماه رمضان روزه گير واقعى باشد، اگر واقعاً به خودش گرسنگى بدهد و همينطور كه گفته شده است سه وعده غذا را تبديل به دو وعده كند،يعنى قبلًا يك صبحانه و يك ناهار و يك شام مىخورد، حالا ديگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط به اندازه يك صبحانه مختصر باشد، بعد هم سحر نه خيلى زياد بر معده تحميل كند بلكه يك غذاى متعارف بخورد،
بعد احساس مىكند كه هم نيروى بدنىاش بر كار افزايش پيدا كرده است و هم نيروى روحیاش بر كار خير و براى تسلط بر نفس. اين حداقل عبادت است.
در دو جا اين آيه تكرار شده است:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهًْ»(بقره/ ۱۵۳و ۴۵)؛ اى اهل ايمان! از نماز و از صبر- كه به روزه تفسير شده است- كمك بگيريد.
اين تعبير خيلى عجيب است! به ما مىگويند از نماز استمداد كن، از روزه استمداد كن،
يعنى تو نمىدانى كه اين نماز چه منبع نيرويى است! اين روزه چه منبع نيرويى است!
اگر به شما گفتند نماز بخوانيد، شما را به يك منبع نيرو هدايت كردهاند و اگر گفتهاند روزه بگيريد شما را به يك منبع نيرو هدايت كرده اند.
براى اينكه بر نفس و روح خودتان مسلط بشويد ،نماز بخوانيد، روزه بگيريد:«الْعُبوديَّهًْجَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبيَهًْ».
حال آيا اين ربوبيت و تسلط- بر نفس و روح - به همين جا خاتمه پيدا مى كند؟ نه، درجات و مراتب دارد.
به هر درجه كه شما در مسير عبوديت جلو برويد ربوبيت پيدا مىكنيد و به اصطلاح ولايت يعنى تسلط پيدا مىكنيد.....به آنجا مىرسيد كه مالك خاطرات نفس خودتان مىشويد.
مضافا بر اینکه طبق آیه مذکور اصلًا هر مددى را - استعانت در مسائل فردی و اجتماعى- از عبادت خدا و خداپرستى مىتوانيم بگيريم.
اگر شما مىخواهيد در اجتماع، يك مسلمان واقعى باشيد و مىخواهيد يك مجاهد نيرومند باشيد، بايد نمازخوان خالص و مخلصى باشيد.
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آزادى معنوى)، ج۲۳، صص: 473 - 475 و ص ۱۵۴- با تلخیص و ویرایش جزئی